ضرب المثل

"...و آورده اند که چون اصفهبد مازیار بن قارن سورهای آمل خراب میکرد بر سر دروازه گرگان بستوقه یافند سبز، سر او بقلعی محکم کرده، متولی آن خرابی بفرمود تا بشکنند لوحی بیرون افتاد کوچک از مس زرد برو سطرها بخط کستج نبشته، کسی را که بر آن ترجمه واقف بود بیاورند بخواند، هرچند استفسار طلبیدند نگفت تا بتهدید و وعید انجامید کفت برین لوح نبشته: نیکان کُنند و وذان کَنند و هر که این کند سال واسر نبرد، همچنان آمد سال تمام نشده بود که مازیار را گرفته با سرمن رءآه بردند و هلاک کردند."

تاریخ طبرستان - ابن اسفندیار، ج 91/1 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳٩۱
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :کتاب