زلزله

اینروزها برای اینکه بگویم چرا رای می دهم مقدمه مطولی به شرح زیر باید گفته می شد. اساسا این مقدمه راهبرد اصلی برای بسیاری از فعالیتهای حوزه های دیگر نیز می تواند باشد.

اول: نیازی نیست که جامعه شناس برجسته ای باشی یا تحقیقات میدانی گسترده ای کرده باشی تا متوجه شوی که این سرزمین بر روی گسل های فراوانی خوابیده است و هر آن ممکن است زلزله هایی عظیم روی دهد. برخی از شکافهایی که هر روز در اطرافمان می توانیم ببینم:

  • شکاف اقوام
  • شکاف مذاهب
  • شکاف ادیان
  • شکاف جدید  و قدیم
  • شکاف سنت و مدرنیته
  • شکاف شمال و جنوب
  • شکاف جنسیت
  • ....

آنچه که در سوریه انسانها را می کشد شکافهای سیاسی نیست ستیز شیعه و سنی است.

آنچه که یوگسلاوی را در اواخر قرن بیست تا حد یک کشور قرون وسطایی پیش برد شکاف اقوام بود.

ایده بزرگ هانتیگتون این بود که نشان داد مرزهای تمدنی همیشه خونین است و تفاوت های ما گاه تا حد تفاوت های تمدنی بالا می رود

تاریخ هرگز گریبان ما را رها نمی سازد و البته بهانه های بسیار است تا با تشبث به تاریخ، کینه های کهنه را تازه کرد.

خشونت نگاه کودکان کار در سر چهارراهها هولناک است.

دوم: این شکاف ها بر اساس قوانین خویش عمل میکنند و نگاهی به ما نمی اندازند و راه خویش را می روند و نمی شود با ندیدن حلشان کرد. قوانین طبیعی اگر عمل کنند آدمی را در نظر نمیگیرند.

سوم: این خانه برای چنان زلزله هایی مقاوم نشده است و حتی فرصت بازسازی کامل خانه با خرابی وضع موجود نیز فراهم نمی باشد. به محض خرابی خانه آن شکافها سرخواهند گشود و ما را با خود خواهند برد. تنها راه پیش رو شاید، فقط تلاش برای کاستن از تبعات فعال شدن این شکافها است.

چهارم: فقط در یک فضای دموکراتیک است که میتوان تبعات آن زلزله ها را کاهش داد. پس راهی نداریم جز آنکه فضا را برای گفتگو در خصوص این تعارضات هر چه زودتر باز کنیم. گذر از وضع فعلی به وضعیت گفتگو در باره اساسی ترین موضوعات که همان شکافهای ماست فقط راهی باریکی دارد باریکتر از تیغه شمشیر

پنجم: از بدی اقبال ماست که انتخابهایمان بسیار معدود است و اما هنوز این اقبال ماست که باز هم راهی هست.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩٢
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :جامعه