بزرگ

بزرگترین هیولای جهان قدرت است. انسانهای بزرگی در برابرش شکست خوردند. آنانکه که فکر می کردند برای آرمانهایشان میتوانند این هیولا را به خدمت خود درآورند اما در انتها این قدرت است که آنها را به خدمت خود در آورده است.

تاریخ مشحون از انسانهایی است که بسیار بزرگ بودند اما در چنگ قدرت کوچک بودند.

جهان دانست که باید این هیولا را مهار کند و این کار را با بندهای بسیاری که بر قدرت نهاد سعی کرد به انجام برساند. آنانکه چنین بندهایی بر قدرت ننهادند سگی هار را باز گذاشتند که همه چیز را نابود میکرد آرمانها، باورها، انسانهای بزرگ، رنجهایی که کشیده شدند، ملتها

مسیر عبور به آزادی از دربند کردن هیولای قدرت می گذرد و نه هیچ راه دیگری. تمام تجارب برای رسیدن به آزادی که از مسیر رهبران بزرگ می گذشت به شکست انچامید مگر...

تاریخ جهان جدید دو استثنا دارد که رهبران بزرگ خود بدل به سدی برای آزادی نشدند. اولی گاندی و دومی ماندلا است.

اینان در مبارزه با این هیولا بلعیده نشدند و علیرغم تمام اغواگری های قدرت بر آن بند نهادند. قدرتی که آنها را با تاریخ ملت و شخصی شان تهییج می کرد تا به تنهایی قدرت را در دست بگیرند و بتازند. یعنی همان بازی همیشگی، در اختیار گرفتن قدرت تا در اختیار قدرت قرار بگیرند.

اینک ماندلا در گذشت تا یکی از ماندگارترین انسانها از میان بروند و یاد و راهشان بماند.

مانند رهبران بزرگ رنجها کشید و تلاش ها کرد و ملت اش را از پیچ های بزرگ گذراند و تصمیم های خطیر گرفت.

اما تفاوت بزرگی ماندلا و ماندگاری اش با بقیه فقط در این رهایی از وسوسه قدرت است.

جهان با وجود او زیباتر بود و بودن در روزگار او هم خوش اقبالی بزرگ

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٥
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :ما