نقد-2

در بررسی های از جنس پست قبلی این موارد مهم است:

نقش "مردم" در کنار سایر عوامل باید سنجیده شود. یدیهی است آنجا که وزن این مولفه ار بقیه بیشتر است می تواند بعنوان "نقد مردم" در نظر گرفته شود. بدیهی است نقد این مولفه نافی نقد سایر علل نمی باشد.

اما اولین مانع پیش رو این است که آیا اساسا "مردم" معنای محصلی دارد؟ البته "مردم" خود را در انتخاب های جمعی افراد یک جامعه نشان میدهد. بدیهی است که شامل همه افراد نمیشود بنابراین هر فردی می تواند خود از این دایره بیرون ببیند. نکته دیگر آن که انتخاب های مردم هم البته همیشه روشن، روش مند و واضح نیست. همچنین همدلی با رفتار و ایده ای خاص بگونه ای که کم کم بصورت عادتی اجتماعی در می آید نیز مردم را بصورت محوی نشان می دهد.

اما با این ملاحظات "نقد مردم" به از جمله به نقد سنن و عرف های اجتماعی بدل می شود. همچنین رفتارهای که بصورت کلان در عرصه های احتماعی ظهور پیدا می کند در این مفهوم می گنجد. میتوانیم بدون مجادله زیادی بگوییم که مردم ایران  از پیروزی تیم شان در برابر استرالیا خوشحال بودند. چرا که بخش زیادی را ملاحظه کردیم که شادی شان را نشان می دادند و بیشتر دیگری از همان افراد همدلانه با این رفتار بودند. بنابراین اگر واکنشی به موضوعی مانند اختلاس های کلان در سطوح اجتماعی نمی شود نشان دهنده آن است که مردم حساسیتی به این موضوع ندارند میزان تلفات زیاد جاده ای در کنار عوامل سخت افزاری بخشی نیز ناشی از نحوه رانندگی افراد است.

شخصا معتقدم با توجه به محدودیتهای انتخابهای اجتماعی یکی از بهترین عرصه ها برای دیدن و شنیدن چهره و صدای مردم ورزش است. به همین دلیل بررسی و پیگیری موضوعات ورزشی در جوامعی مانند ما یکی از روشهای مناسب برای ارزیابی و نقد است.

نقد خصایص ما می تواند به راههای گوناگونی کشیده شود. می توان برای آنها دلایل و علل مختلفی ارائه نمود. می توان به تمرینی برای اصلاح آنها بیانجامد و هر راهی دیگر اما گام اول پذیرفتن این موضوع است که وزن مولفه فردی و مردمی این معضل از بقیه عناصر بیشتر است و باید بپذیریمشان و کتمان شان نکنیم.

برخی از اساسی ترین موضوعاتی که با این مقدمات می توان در باره اش سخن گفت این موارد است که برخی از آنها می توانند با هم ربط های وثیقی داشته باشند:

1. بنظرم یکی از مهمترین خصایص ناپسند مان آن است که ارزشی برای کاری که انجام میدهیم قائل نیستیم با این نشانه ها که براحتی کارمان را تغییر می دهیم، عموما کارمان را دوست نداریم یا کاری را که دوست نداریم انجام می دهیم.

2. در کنار آن موضوع این خصیصه نیز بسیار برجسته است که ما بشدت مادی هستیم با این نشانه ها که همه چیز از نظر ما یک قیمت قابل پرداخت دارد، کارمان را با پول می سنجیم یعنی اگر کسی پول بیشتری بدهد کارمان را رها می کنیم و آن کار را انجام می دهیم، اساسا کار می کنیم تا پول در بیاوریم و اگر پولدار باشیم کار نمی کنیم

3. برای بسیاری از بی اخلاقی ها و بداخلاقی هامان انبانی پر از توجیهات (دلایل درست نما و نه درست) داریم. اگر خیانت در امانت می کنیم، اگر به عهد خود وفا نمی کنیم، اگر سر قولمان نیستیم، اگر یاری نمی رسانیم، اگر رنجی می دهیم، اگر کاری می کنیم یا کاری نمی کنیم و .... برایشان هزار توجیه داریم و همه مان آن را بکار می گیریم و همدیگر را قانع می نماییم

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩۳
تگ های این مطلب :ما