نقد -3

تاریخ

تاریخچه تحلیهایی که موضوع آن مردم می باشد را در گذشته وقتی جستجو می کنیم به انسانشناسی های اسطوره ای می رسیم که البته موضوع آن مرتبط با ما نیست. اسطوره ها هر یک قصه آفرینش زمین و انسانی دارند که برخی صفات اجتماعی انسان را در قالب آن قصه ها بیان می داشتند. اینک انسان پلید است یا پاک است در گذشته ها عموما مبتنی بر قصه آقرینشی استوار بود. بدیهی است در این فضا بواسطه عدم باور به تغییر، نقدی معنا ندارد.

بعدها در قرون هفدهم و هجدهم و نوردهم با بدنیا آمدن انسان ماجراجو در جهان غرب که به کشف جهان بر آمده بود چیزی شبیه به روح ملتها کم کم رواج یافت که اوج این سنخ تحلیل ها را در  بین موجوداتی بنام شرق شناسان بود. جهانگردان مردم را می دیدند هر چند عموما کج و معوج و عجیب و غریب.

در جهان ایرانی مرحوم مهدی بازرگان یکی ازمعدود افرادی است که نقد مردم جزو علائق اش بوده است.

خطر

خطر تحلیلهایی که به نقد مردم می پردازد آن است که معمولا تمام عوامل موثر را حذف نموده و همه مسئولیت ها را بدوش موجود موهومی بنام مردم گذارده و سایر عوامل عینی تر را لباس عافیت می پوشاند.

دیگر آنکه خصایص فرد را به جامعه نسبت داده و آنیمیسم و جان انگاری جامعه سبب ارائه تحلیل های نادرست می گردد.

همچنین تقریبا بسیاری از گزاره های از این سنخ، فاقد قابلیت ارزیابی اند بنابراین این جنس تحلیل ها غیر قابل نقد اند و گاه تا حد گفتگوهای بی مایه پایین می آید.

مبنا

مبنای ارزیابی صدای مردم دو شاخص مهم است که اولی عقلانیت و دومی اخلاق است. یعنی آنچه که از سنن، عرف، مد، انتخابات، هیجانات اجتماعی و ... که نشانه های مردم است با دو شاخص عقلانیت (آنچه که مزایایش بر معایبش می چربد) و اخلاق (قاعده زرین) سنجیده می شود.

تفضیل شان بماند برای بعد

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩۳
تگ های این مطلب :ما