راه

کلافی سردرگم و پیچیده و حوصله ای برای باز کردن و مرتب کردن همه چیز. آنچه می پیچد طوفان حوادث نیست سرعت گذر عمر است. لب مرزند همه چیز. توکلی و بستن زانوی شتر و فارغ از خیال آینده. یه چیزی هست که بعضی مواقع جور میکند و باز برهم میزند. حسرت و حسرت. این روزها تماشاگر چنین صحنه هایی.  چرخ روزگار با هم نمیچرخد. از این کلک چوبی کوچک باید به دریا پرید. روزگار روزگار ما نیست.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :واگویه