توبه

این روزگاران دورانی است که بسیاری به ریختن آب توبه بر سر گذشته مشغولند.

تصویر آن دوران برای امروزی ها شمال شهر تهران خلوت و تمیز زیر دامنه کوه البرز است که مردم در رفاه میزیسند.

نتیجه آنکه آنان که انقلاب کردند مسبب اوضاع پیش آمده اند. آینده به آن گذشته وعده داده می شود.

اما این تصویر و هدف چند مشکل بزرگ دارند.

هیچکس خفقان ساواک را بیاد نمی آورد همه دلار 7 تومانی را بخاطر دارند.

اول آنکه نه شمال شهر تهران، همه تهران بود و نه تهران، همه ایران. اوضاع بدتر از آن چیزی بود که فکر می کنند.انسداد  فضای سیاسی، نبود احزاب، مکانیسم نادرست تصمیم گیری های کلان، بسته بودن محیط نشر، فضایی بسته و امنیتی را نشان می دهد که میخواهد تمام قدرت را قبضه نماید بی هیچ شریکی.

افتخاراتش و استدلال دوستدارانش اما رفاه بود و فراوانی که البته در بسیاری مواقع با اعداد و آمار تایید نمی شود و حتی به فرض که بخشی از آن صحت داشته باشد، خود نشانه بدتری است. اینکه منابع کمیاب در اختیار دولتی مستبد بود که همه را از میدان بدر کرده بود، هرگز اجازه نداد جامعه مدنی برای پاسداشت حقوق فرد در برابر دولت مستبد پا بگیرد، و همه چیز را دولتی کرد و همه وظایف بازار چون تولید ثروت و کاهش فقر را، با کم ترین بازده و بیشترین تلفات منابع، خود بدوش گرفت. اگر رفاهی آورد هزینه اش فروش حال و آینده بود.

یکی از خطاهایی خطرناک برای اندیشه، استفاده از قیاس برای ارزیابی پدیده ها و نهادها است. وظیفه دولت‌ها پاسداشت حقوقی سیاسی افراد جامعه بود و بر این قاعده نمره اش بسیار پایین بود و با فیل هوا کردنهای اقتصادی اش نمی تواند آنرا تغییر دهد و بهبود ببخشد. یا اینکه بگویند آن دوران آن سیاق حکومت را می پسندید.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :منطق