ایده نویسی - پاپ ها

این گزاره ها در این ارتباط با اقتدار پاپ ها نیازمند بررسی و تحقیق است:

وصیت عمومی مسیحیان برای انتقال بخش از ماترکشان به کلیسا، آنرا اول ثروتمند ساخت. نهاد کلیسا برای گسترش مسیحیت، علاوه بر ایمان، نیازمند منابع مادی نیز بود.

ثروت آن عصر، عموما در قالب زمین نمود می یافت. بنابراین نظام کلیسیایی، شکل زمینداری بخویش گرفت. اگرچه آباد نمودن بخش زیادی از سرزمینهای شمالی اروپا مدیون عشق و ایمان راهبان مسیحی بود، اما ثروت کلیسا را نیز افزون کرد.

زمیندارن امیر و امرای زمیندار، توانی برای مقابله و رقابت با این نهاد بزرگ شونده نداشتند و خیلی زود به اقندارش تمکین کردند.

آمیزه ای از باور مردمان به تمکین به اقتدار پاپها بعنوان جانشینان مسیح، توان اقتصادی و تمرکز اداری در نهاد کلیسا، ضعف قدرت های دیگر، وحشت از هم گسیختگی امور، سلطه پاپان را ممکن ساخت.

منکوب ساختن پادشاهانی که سر از اطاعت پاپان برمی داشتند، دیانت را بر سیاست مسلط ساخت. پاپ علاوه بر نظام اداری و سیاسی، برای حفظ اقتدار خویش، اینک نیازمند ارتش نیز گشت.

اینبار ثروت بدنبال سیاست آمد. بخش از این ثروت، صرف مدنیت (معماری، هنر، آبادانی) و بخش اعظمی از آن بدل به تجمل در دستگاه پاپی شد.

ثروت چون آب شور، دارنده اش را نه سیرآب، بلکه تشنه تر می سازد. پس منابع درآمد قبلی کفاف نمی کند و بعد از مناصب کلیسایی، خانه های بهشت نیز به فروش گذارده می شود و پولش را نهاد کلیسا اخذ میکند.

تجمل نهاد کلیسا، با معماری عظیم و نقاشی و مجسمه هایی که در هنر هر یک شاهکاری برای خود محسوب می شوند، و زندگی لاابالی کاردینالانی که برای شراکت در اقتدار کلیسا، نه با ایمان که با پول وارد شده بودند، شراره های شورش را در میان مردمانی که هزینه های کلیسا را تامین می کردند بی آنکه بهره ای از مواهبش برند، روشن ساخت. در نگاهی برخی اینک پاپ جانشین مسیح به دجال و روم به بابل بدل گشته بود، و آوار ساختن نهاد کلیسا آرزویی بود.

اصلاح دینی جنبشی از نوع بازگشت به اصل بود که باور داشت ایمانی که در کتاب مقدس بود اولا توسط نهاد کلیسا غصب و تحریف شده بود و ثانیا هنوز بدون هیچ مانع و رادعی باز می تواند در اختیار انسانها قرار گیرد. همین ایمان مایه رستگاری است نه هفت فعل مقدس. اصلاح دینی سوال "مسیحیت چیست؟" را بدل به مسئله ای برای همه تاریخ کرد.

در سرزمینهایی شمال اروپا، نظامات حکومت های ملی، با چشم طمع دوختن به دارایی های کلیسا، جنبش های اصلاح دینی را پشتیبانی کردند. این جنبش ها نیز این جیفه  های دنیوی را به دولت های مدرن  سپردند.

یکی از واکنش های مسیحیت جهانی به اصلاح دینی، روشن کردن ماشین تفتیش عقاید بود. اما اینک زورها با هم برابری می کردند و هریک سرزمین هایی را برای خویش نگهداشتند.

مسیحیت بعد از مدتها سعی کرد غبار ثروت و قدرت را از دامن خویش بتکاند و جهان را به دولت های مدرن واگذارد و خود در پی ایمان رود.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :اروپا و تگ های این مطلب :مسیحیت