نقدی بر طرح ایرانرود

بررسی طرح ایرانرود

از منظر مبانی

اولین و اصلی ترین چالش طرحهایی عظیمی از این دست، در  تفاوت زیربنایی بین مبانی فلسفی تکنولوژی و محیط زیست است. در نگاه تکنولوژیک به جهان (بر گرفته از باورهای مدرنیستی) آدمی می تواند-باید به نفع خویش در طبیعت تغییر ایجاد نماید و از طبیعت بعنوان ابزار سود جوید. حال آنکه در نگاه زیست محیطی (برگرفته از نقدهای پسا مدرن) نسبت انسان و طبیعت نه رابطه مولا-بنده که رابطه همزیستی است. طبیعت نه بعنوان ماشین، بلکه بعنوان یک سیستم کل، که ما را نیز در بردارد، در مقابل هر کنش ما، واکنشی انجام می دهد که زنجیره تبعات آن ممکن است در حیطه نه تنها معرفت ما بلکه تصور ما نیز قرار نگیرد. بنابراین هر دستکاری عظیم ممنوع و به همراهی کامل با طبیعت توصیه اکید می شود.

نگاه تکنولوژیک، از جمله براساس رویکرد فایده گرایی اخلاقی، برای خود شواهد تائید کننده جمع آوری می نماید. به این معنا که مدعی است مسبب پیشرفت در عرصه های مختلف زندگی آدمی بوده است و البته این فواید هزینه هایی نیز دربرداشته است که وزن فواید بر وزن هزینه ها تفوق دارد. از این منظر تمام نقدهایی که بر رویکرد فایده گرایی اخلاقی وارد می شود، بر نگاه تکنولوژیک نیز قابل اطلاق است. اینکه تبعات و نتایج اعمال ما کی بپایان می رسد تا آنگاه بتوان وزن فایده و هزینه ها را محاسبه کرد؟ یا شاخص عینی کمی نمودن عناصر کیفی چگونه است و آیا این عناصر اساسا وجود دارد یا خیر؟ آیا میتوان شاخص های خارج از مرزهای فرهنگی و زمان و مکان یافت که برای ارزیابی نتایج بکار گرفته شود؟ با شهود اخلاقی ما سازگار است؟

این دو دیدگاه متعارض هر یک برای خود شواهد موید فراوان و همچنین شواهد مخالف فراوانی دارند که سبب می شود جمع بین آنها تقریبا غیرممکن گردد و مصالحه های انجام شده، بوسیله اقتداری بیرون از حیطه معرفت شناسی این دو دیدگاه مانند قدرت های سیاسی ایجاد شده است.

بدیهی است برای این طرح شواهد موید در آینده و شواهد مبطل در گذشته قرار دارند. اینکه در آینده درآمد های اقتصادی فراوانی از ترانزیت حاصل خواهد نمود، زیست بوم بی حاصل کویر را به محیطی جنگلی بدل خواهد ساخت. اما تبعات آن بلایایی است که بر سر دریاچه اورال و ارومیه در آمده است یا از شور شدن بسیاری از منابع زیرزمینی ناشی از اختلاط با آب شور  و بسیاری موارد که امروزه منابع آب کشور با آن دست به گریبان است.

از منظر فنی

در کل متونی که در ارتباط با این طرح در رسانه های مختلف آمده است تقریبا هیچ گونه اطلاعات فنی همراه نمی باشد یا این اطلاعات بسیار اندک است یعنی اعداد و ارقام در آن بسیار بسیار کم است ضمن آنکه در گزارشات مختلف این اعداد با تردید بسیاری آمده است که براحتی می تواند کنار گذارده شود.

  • مبلغ اجرای طرح:       80 میلیارد دلار
  • عرض کانال:              250متر
  • طول کانال:               30 متر
  • طول کانال:               2070 کیلومتر
  • بعلت تفاوت مشخصات آب دریای مازندران و دریای عمان، ارتباط مستقیمی بین آنها ایجاد نخواهد شد.
  • از دیدگاه فوق منتج می شود که آب شور دریای عمان انتقال می یابد.
  • از مقایسه این طرح با کانال پاناما در بسیاری از متون، بنظر میرسد از روش تغییر سطح آب استفاده می شود ولی ارتفاع مورد نیاز برای بالا بردن آب در این طرح (چندین هزار متر)با تغییر ارتفاع آب طرح کانال پاناما (چند ده متر) قابل مقایسه نمی باشد و روشهای بکار رفته در آن طرح ها را از حیز انتقاع ساقط می سازد.

برای نقد طرح البته باید اعداد سخن بگویند اما از سویی چون اطلاعات بسیار کمی توسط علاقمندان طرح ارائه شده است که تازه بر روی هیچ یک از آنها نیز توافقی وجود ندارد، مفروضات زیادی باید بکار گرفته شود که می تواند توسط ارائه کنندگان طرح با استدلال نهایی نشدن به چالش کشیده شود. بنابراین از منظر فنی طرح همواره از دسترس نقد لیز می خورد و خارج می شود. اما این موضع شمشیر دو لبه ایست که ممکن است چندان بکار نیاید. بدین معنا که نقد کنندگان هم می توانند مدعی شوند برای طرحی که هنوز هیچ چیز آن مشخص نیست، وقتی این همه مصاحبه، مقاله، سایت، رسانه و ... را بسیج می شوند و بعنوان طرحی ملی و جهانی و قابل ثبت در عجایب جهان به خورد دیگران داده می شود، باید تصور نمود که موضوعات غیرفنی از وزن بیشتری برخوردارند.

هیچ بررسی فنی و اقتصادی برای این طرح در دسترس قرار نگرفته است تا مثلا بتوان عناصر اصلی فنی و اقتصادی طرح را بدست آورد.

  • هزینه های پیدا و پنهان طرح چه میزان است؟
  • قیمت تمام شده محصولات طرح مثلا آب چه میزان است؟
  • میزان مصرف برق به چه میزان است؟
  • حجم ماشین آلات و مواد و مصارف چه میزان است؟
  • میزان تخریب محیط زیستی آن کدام است؟
  • مطالعات اجتماعی آن صورت گرفته است؟

از منظر روش شناسی

این معضلات روش شناختی در ارائه طرح ایرانرود برجسته است:

مشخص نیست دست اندرکاران طرح تحت چه شرایطی حاضرند آن را کنار بگذارند؟ هزینه ها، تبعات و یا شاخص های دیگر از چه میزان معینی تجاوز نمایند طرح کنار گذاشته می شود؟. هرگز این مقادیر حدی ارائه نشده است.

اینکه دیدگاهی کویر را وضعیتی بی حاصل می داند مبتنی بر بی حاصلی برای نفع آدمی از منظری خاص است و بر آن ایردادت روش شناختی و معرفتی بسیاری مترتب است. آیا نفع آدمی معنای محصلی دارد؟ پس از آن، نفع آدمی را چگونه، کی، چه کسی میتواند یا باید تعریف نماید؟ پس از آن، چرا کویر نفعی ندارد؟ آن منظر کدام است؟

روش بکار رفته در طرح برای احتراز از بررسی های فنی، دادن نشانهایی مانند عناوین ملی و جهانی است تا اجرای آن را به روشهای پوپولیستی به مراجع تصمیم گیری تحمیل نمود که بهیچ وجه موجه نمی باشد. چگونه طرحی که هنوز جنبه های فنی آن معلوم نیست به چنین مقام رفیعی می تواند برسد که بعنوان طرحی ملی شناخته شود؟

روش بکار رفته در این طرح بر این فرض استوار است که هر کاری که از نظر فنی امکان پذیر باشد الزاما مطلوب نیز می باشد حال آنکه همیشه محدوده کارهای مجاز برای آدمی،  نه مرزهای فنی بلکه مرزهای زیست محیطی، اجتماعی و اخلاقی نیز می باشد.

فرض کنیم آرزو کنیم برای حل معضل تامین آب بشریت، تمام آب های جهان را شیرین سازیم. یا آرزو کنیم برای رفع گرسنگی در جهان، فقط گاو و گوسفند باقی بمانند. این آرزوها براحتی با شهود ما درتعارض است. طرح ایرانرود با چنین آرزوهایی از مناظر گوناگون شباهت دارد.

بطرز معناداری طرحهایی چنین عظیم، نه حاصل سازمانها بلکه زاییده ذهن افراد است. تخیل افراد را با واقع بینی سازمانها میشود مهار کرد. ایده ها باید در سازمانها ورز داده شوند  ارزیابی شوند و نقد گردند و سره از ناسره شان تعیین گردد. مشخص نیست چرا این طرح به عنوان محصول یک سازمان دارای هویت حقوقی ارائه نمی شود؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٠
تگ های این مطلب :آب