جاودانگی

جستجوی برای یافتن راز ماندگاری شهر قصه چیزهای بسیاری در باره هنر تاتر می آموزد

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۳
تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :انتخابات


زلزله

من به خاطر وطنم رای خواهم داد

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢۳
تگ های این مطلب :انتخابات


این روزها

  1. تحقیر شدیم. آنچه که بدست آمد، که عظیم بود و یگانه، همدلی و مهربانی همه به هم، در سرزمینی که سالها بود عاری‌ از چنین رابطه ای بود؛ به یغما رفت و شد نشانه مشروعیت یک نظام سیاسی، که نمیدانم چرا اینقدر به جستجوی مشروعیت است؟
  2. بسیاری را مجاب کردیم که رای دادن امری عقلائی است. آنانکه قول صیانت از آرا را داده اند اگر به وظیفه شان عمل نکنند، باید بدانند که از امروز رای دادن امری ضدعقلی است.
  3. موسوی آخرین بازمانده انقلابی است که سرشار از آرمانهای بسیار بود، که بسیاری شان برباد رفته اند. موسوی اگر بر میثاق اش با خلق بماند، شاید بتواند برای خویش و انقلابش آبرویی جمع کند. وگرنه همانگونه که آقای احمدی نژاد تصویر کرده است،که انقلاب تا پیش از او جز ناکامی و ناکارآمدی و فساد، وجهه دیگری نداشته است. آیا این آخرین بازمانده آرمانخواهی پا پس نخواهد گذاشت؟
  4. این روزها روزهای سرنوشت سازی است. نضف نظام میخواهد نصف دیگر را حذف کند. مواظب باشند که همه شان حذف نشوند.
  5. امروز روزگار شجاعت و عقلانیت است. خشونت کور یاری رساندن به اقتدراگرایان است برای تاویل خواسته های بحق مردمانی به اغتشاش. دست یابی به هدف، ارزشمندتر از خنک شدن دل هاست.
  6. هنوز رفسنجانی میتواند موثرتر از موسوی باشد. برای رفسنجانی زمانه انتخاب مرگ و زندگی است. او قرار است اگر موفق نشود باید نقش طلحه و زبیر را بازی کند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٤
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :انتخابات


همه خطاهای یک نامزد

١. دوقطبی کردن فضا. این میتوانست نبرد یکی با بقیه نباشد بلکه نبرد همه علیه همه باشد. در نبرد یکی بر علیه همه، زور زیادی لازم است، اما در آن نبرد همه علیه همه، فقط کمی عقل. کروبی و موسوی از شما برای هم خطرناکتر بودند.نبرد سروش و دولت آبادی بی شک به نفع شما بود. ز هر طرف که شود کشته نفع اسلام است. گاهی بهترین کار این است که هیچ کاری نکنید.

2. کنار هم نشاندن خوب، بد زشت ها. هنوز میتوان دید که مردم خاتمی را دوست دارند پس او را در ردیف دیگر متهمان قرار ندهید که آدمها، به استقرا، خطای شما در باره خاتمی را به بقیه تسری میدهند.

3. باید به سرعت ثابتی پیش میرفتید نه اینکه وسط راه به اندیشه و شک بیافتید. آن زبان تحقیر و لحن بازجویانه در برابر موسوی و کروبی، نمی بایست بدل به روحیه سرباز فراری در برابر سردار  می شد.

4. مدام مجبور شدید از حرفهایتان، ادعاهایتان و آمارهایتان دفاع کنید یا از آن برگردید. چون سعی نکردید منصف باشید.

5. ذر میدان اقتصاد گیرتان انداختند و شما نتوانستید بازی تان را در زمین هسته ای انجام دهید.

6. به مشاورین تان نگفتید که حالا که دارند روزنامه آقای کروبی را میخوانند، لازم است نام آن روزنامه را هم بخاطر بسپارند.

7. هنوز ناموسی ترین موضوع در میان ایرانیان همان موضوع ناموس است. پس در این عرصه اگر به یقین مطمئن به پیروزی نبودید وارد نمی شدید.

8. اسطوره لایزال روح و حتی اندیشه ایرانی، حسین و سیاوش است. مظلومیت است. شما به راحتی این امکان را برای اصلی ترین رقیبتان فراهم کردید که نقش مظلوم را به تمامی بازی کند. ما همیشه همراه پیروزمندان نیستیم.

9.بعضی صنوف هستند که یکبار مصرفند. بعنی شما معمولا بعد از یکبار مراجعه ناموفق، میروید سراغ رقیبشان. روسای جمهور مدعی افشای فساد هم از این دسته اند.

10. ملت ایران را نشناختید. خوردن کباب شما و رای به رقیبتان، جزو امور مذموم و ناپسند محسوب نمی شود.

11. گفتند که مدیران باید هوای اعضای تیم شان را داشته باشند منتهی تا مرحله اتهام. نه اینکه بعد از احراز جرم همچنان هواخواهشان باشید. یعنی در دنیا بدیلی برای آقایان کردان و محصولی یافت نمی شود؟

12. هنوز متوجه تاثیر عظیم چیزی بنام موج و تب و اینجور قرتی بازیهای اجتماعی نشده اید. اینجور مواقع روبروی این امواج قرار  نگیرید. والا با جوک و تکه کلام، نابودتان میکنند. دکتر کت خریده، دروغگو دشمن خداست.

13.قوتبالیست و از آن مهمتر دروازبانی نمیدانید وگرنه میدانستید بهترین راه برای گرفتن ضرب یک توپ، در گام اول هم جهت شدن با حرکت آن است. کاشکی برخی خطاهای کوچکتان را به گردن می گرفتید.

14. نمیدانستید ترس برادر مرگ است، والا بخاطر ترس از رشد آرا رقیب، دست به هرکاری نمیزدید. از قضا سرانگبین صفرا فزود.

15. هیچ تلاشی نکردید خوش تیپ بنظر آئید. عقل مردمان هنوز به چشمانشان هست.

16. ترساندن و ارعاب ممکن است سبب احترام گذاشتن کسانی که با شما کار میکنند یا نانشان دست شماست، گردد. اما سبب رماندن دیگرانی میشود که در دوردست شمایند و از قضا رای هم میدهند.

17. به کارشناس هایتان بد گفتید. هیچ خطایی برای یک مدیر از این فاحش تر نیست که کار کارشناسی کارشناسانش را کوچک فرض کند. چون بعد به طرف نشان میدهند که کارشان کوچک نبوده است.

18. دروغ نمی گفتید.

19. باور کنید اگر ترس از آسید مصطفی نبود، این لیست اگر سه رقمی نمی شد، حداقل به پنجاه میرساندمش.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٠
تگ های این مطلب :انتخابات و تگ های این مطلب :سازمان و تگ های این مطلب :سیاست


دیو و دلبر

نمیدانم کی و چی باعث شده است که انتخابات این دوره، نه انتخابی سیاسی، برای گزینش کاندیدایی خاص، بلکه انتخابی اخلاقی شده است. انتخابی بین دروغ و شرافت. بین بی اصولی و پرنسیپ، بین ریاکاری و صداقت، بین خشونت و احترام.

کاشکی چنین نبود.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۸
تگ های این مطلب :انتخابات و تگ های این مطلب :سیاست


خودکشی

بی شک مناظزه آقایان موسوی‌ و احمدی نژاد نقطه عطفی در تاریخ انقلاب میباشد.

  1. از سه هفته قبل، رشد آرای آقای موسوی بشدت فزونی میگیرد

 و این یعنی اینکه کسانی که قرار بود در انتخابات شرکت نکنند، اینک میخواهند به صف رای دهندگان بپیوندند و البته دل به آقای موسوی دارند. از سویی دیگر، آن بخشی از آرا که تصور میشد جزو آرای همیشگی آقای احمدی نژاد است، (با شعارهای اصولگرایانه) دارد توسط آقای موسوی جذب میگردد. گویی آقای موسوی پیغام میدهد مستحق نام اصولگرا اوست و نه آقای احمدی نژاد. همین است که میشود دید سخنان آقای احمدی نژاد در باره مشارکت در مدیریت جهان، نابودی مستکبرین، و صدور انقلاب،  ظلم ستیزی، نابودی اسراییل، امریکا ستیزی و پناه مستضعفان بودن نظام جمهوری اسلامی ایران، نه شعارهای انتخاباتی آقای احمدی نژاد بلکه باورها اصلی انقلاب اسلامی در سی سال پیش بوده است که آقای موسوی در راس هیات اجرایی اش ایستاده است. البته آقای موسوی هم با انقلاب رشد کرده است و تغییر یافته است اما این بار آن باورها دوباره به صحنه می آیند. البته در برابر اصل جنس، بدل نباید خریداری داشته باشد. آنکه در برابر آقای موسوی به آقای احمدی نژاد رای میدهد، حتما شعارهای انقلاب را درک نکرده است. البته حریف برای مقابله با چنین رشدی دو راه در پیش دارد:

  • تخریب آقای موسوی
  • توصیه به مردم برای عدم مشارکتشان در انتخاب

تخریب آقای موسوی چندان نیاز به آدرس ندارد. از بداقبالی حریف است که موسوی متاسفانه نه جاه طلب، نه عاشق قدرت و نه اسیر دنیاست و البته اینجور آدمها هیچ گافی ندارند بدهند دست دشمنانشان. او شریف است همین است که حداکثر میتوانند به چوب نابلدی در سخنوری و چیزهایی از این دست براندندش. اما این اقبال مردم اوست که سالهاست سیاستمدارانشان هرچه داشته باشند، چندان دغدغه شریف بنظر آمدن را نداشته اند.

اما برای کاهش مشارکت، ابتدا باید مفهومی تحت عنوان ضد رای را ارائه دهم:

در هر انتخاباتی، افراد و گروههایی هستند که رای بخشی از جامعه را با خود دارند. در ان میان افراد و گروههایی نیز هستند که ممکن است در جامعه چنان وجهه ناموجهی داشته باشند که بخشی از جامعه فقط رفتاری ضد آنان را در پیش در میگیرد. برآوردها مثلا برای تلویزیون در این روزها تا 5 میلیون ضد رای را بحساب می آورد. یعنی کافیست مثلا تلویزیون از کاندیدایی حمایت کند تا در مقابل 5 میلیون رایی که برای طرف جمع میکند، ده میلیون رایش را هم برباد دهد. آقای طبسی در مشهد ضد رای آقای موسوی است. در این مرحله، تلویزیون از این خاصیت ضد رایش، برای کاهش میزان مشارکت سود می برد. هرچه آرا کمتر باَشند، شانس آقای احمدی نژاد بیشتر می شود.

اگر راههای فوق جواب ندهند باید حتی منتظر کودتا در این مدت زمان باقیمانده بود.

  1. با مناظره شب گذشته میتوان دید که قدرت چگونه میتواند عرصه نمایش پلیدترین ساحات وجود آدمی باشد. هنوز هم ایستاده بر موضع حمایت از کردان و رحیم مشایی. مهره ماری دارند این مازندرانی هاو بدجوری دل از آقای احمدی نژاد برده اند.
  2. ضعف هردو طرف مناظره در این بود که هیچ یک از طرفین با هم حرف نمیزدند. هریک حرفهای از پیش حفظ کرده خود را میزدند. به همین خاطر بسیاری از سوالات و نقدهای طرفین پاسخ روشنی برای بینندکان به همراه نداشت.
  3. پایه های انقلاب شکافی یافته است که هر چه زودتر ترمیم نشود ممکن است به قیمت فروریختن آن تمام شود.
  4. چرا در اولین و بهترین زمان ممکن، رهبری واکنشی در برابر این اتهامات نشان نداده است و گویی آنها را تائید هم کرده است.در این هنگامه نبرد کی با کیه؟ رهبری در برابر آقای هاشمی؟ آقای احمدی نژاد در برابر آقای ناطق؟ رهبری و آقای احمدی نژاد در برابر آقای هاشمی و آقای ناطق و آقای خاتمی و آقای لاریجانی.
  5. آیا فساد در نظام سیاسی ایران تا بدین حد ریشه دار است که صاحبانش هم در مظان اتهامند. اینحوری چی باقی میماند.
  6. تصور میکنم آقای احمدی نژاد حالا که دارد آرا انقلابیون را از دست می دهد، میخواهد آرای ضدانقلابیون را به سوی خود جلب نماید. آقایان موسوی و کروبی روی آرای خاموش، سرمایه گذاری کرده اند، آقای احمدی نژاد روی آرای مخالفین ذاتی انقلاب. با این تحلیل نتیجه انتخابات اگر به پیروزی آقای احمدی نژاد باشد، نشان از فزونی ضد انقلابیون بر انقلابیون ندارد؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٤
تگ های این مطلب :انتخابات و تگ های این مطلب :سیاست


کی به کیه-2

احمدی نژاد رضایی کروبی موسوی
افراد گروهها افراد گروهها افراد گروهها افراد گروهها
الهام جامعه مدرسین حوزه علمیه قم  دانش جعفری   ابطحی اعتماد ملی آرمین انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها
چمران جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی طباطبایی، صادق   الویری، مرتضی جبهه آزادی امین زاده، محسن جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران
خانم رجبی موتلفه اسلامی     سحرخیز، عیسی حزب دموکرات  انصاری، مجید حزیب اسلامی کار
داوودی       سروش، عبدالکریم دراویش گنابادی پورنجاتی، احمد خانه کارگر
رحیم مشایی       عبدی، عباس   تاجزاده، مصطفی کارگزاران
صفار هرندی       قوچانی، محمد   تاجیک، محمدرضا مجاهدین انقلاب اسلامی
کلهر       کدیور، جمیله   جلائی پور، جمیدرضا مجمع روحانیون
کوچک زاده       کرباسچی   خاتمی، محمد مشارکت
        محتشمی پور، علی اکبر   خامنه ای، سیدهادی  
        مهاجرانی   دادفر، محمد  
        نجفی، محمدعلی   راکعی، فاطمه  
            رهنورد، زهرا  
            زنگنه، بی‍ژن  
            سراج، حسام الدین  
            سرحدی زاده  
            شکوری راد، علی  
            شیرزاد، احمد  
            عطریانفر، محمد  
            لیلاز، سعید  
            مزروعی، رجبعلی  
            موسوی لاری  
            مهاجری، مسیح  
            مهرجویی، داریوش  
            میرشکاک، یوسفعلی  

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٩
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :انتخابات


کی به کیه؟

البته واضح مبرهن است که کسی از کاندیداها برایش چندان مهم نباشد که به سوالات ما هم پاسخ دهد چرا که اینجا همه خجسته اند از جمله خودم.

حالا که نمیتوان پاسخ سوالات را یافت، چرخی میزنم تا ببینم چه کسانی ادعا میکنند که زیر علم و کتل چه کسانی سینه و زنجیر میزنند. میگویم احتمالا، زیرا نون برخ روز خوردن از خصوصیات ما مردمان سرزمین گل و بلبل است. البته بسیاری، چندان روشن سخن نمیگویند به همین خاطر با رمل و اسطرلاب باید فهمید و به طرف زیرلفظی داد بسکه ماخوذ به حیایند.

در این سیر در جهان وب از سایتهای مختلف اینها در آمده اند:

احمدی نژاد کروبی موسوی
افراد گروهها افراد گروهها افراد گروهها
الهام موتلفه اسلامی ابطحی   انصاری، مجید انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها
چمران   سحرخیز، عیسی   پورنجاتی، احمد حزیب اسلامی کار
خانم رجبی   عبدی، عباس   تاجیک، محمدرضا خانه کارگر
داوودی   کرباسچی   راکعی، فاطمه کارگزاران
رحیم مشایی   مهاجرانی   رهنورد، زهرا مجاهدین انقلاب اسلامی
صفار هرندی   نجفی، محمدعلی   سراج، حسام الدین مجمع روحانیون
کلهر       شیرزاد، احمد مشارکت
        عطریانفر، محمد  
        مهرجویی، داریوش  
        میرشکاک، یوسفعلی  
        بی‍ژن زنگنه  

 

 این لیست البته تکمیل خواهد شد هرچند تقریبا غیرممکن است بشود تعبیری جامع برای گردآمدن این آدمها و گروهها در ذیل سطر اول ارائه داد.

البته در کنار این جدول جدول دیگری هم هست از کسانیکه ساکت هستند و معلوم نیست چه می اندیشند یا ما نشنیدیم:

  • هاشمی
  • خاتمی
  • سروش
  • هادی خانیکی
  • سعید حجاریان
  • قالیباف
  • لاریجانی ها
  • شیرین عبادی
  • مسعود نیلی
  • کانون نویسندگان
  • ....

این لیستها ادامه خواهد داشت هرچند تصور میکنم عقیم است. چون نه بالای سطریها مشخص کرده اند که به چه چیزی متعهدند و نه بقیه سطور دلایل تمکین شان را روشن کرده اند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۸
تگ های این مطلب :انتخابات


پیش فرضهای انتخاباتی

حضور بیشتر مردم در انتخابات نمایانگر مشروعیت بیشتر نظام است لذا اگر رای بدهیم مشروعیت نظام را افزایش داده ایم و اگر رای ندهیم آن را تضعیف نموده ایم.
دادن رای هم حق است هم تکلیف. حق یعنی اینکه باید رای بدهی تکلیف یعنی اینکه اگر رای ندهی مجازات خواهی شد.
انتخاب آدمها مهمتر از انتخاب گروهها، و انتخاب گروهها مهمتر از انتخاب برنامه هاست.
برنامه، کلمه ای است که فقط دو جا در زبان فارسی استفاده میشود : برنامه درسی و برنامه-بودجه.
ما اگر از کسی خوشمان بیاید در انتخابات شرکت میکنیم و به او رای میدهیم و اگر بدمان بیاید، اصلا رای نمیدهیم.
دنبال کسانی نخواهیم گشت که کمی از باورها و خواسته هایمان را نمایندگی کنند.
آدمها یا خوبند یا بد، کارایی، هوشمندی، برنامه ای مناسب داشتن، و ایده داشتن، شاخصهای مناسبی برای انتخاب نمایندگان نیست.
هیچ تعریف منسجمی از وظایف و کارکردهای مجلس نداریم.
قانونگذاری هیچ نیازی به داشتن مبانی تئوریک ندارد.
پاسخ به سوالات اساسی مانند نسبت آزادی و برابری، دموکراسی، اصل تفکیک قوا، حقوق، وظایف افراد و سازمانها و نهادها، نظارت بر دولت، پاسداشت مفاهیم مورد وثوق جامعه و ... قرتی بازی است.
انتخابات روش جدید منازعات قومی است.
اینکه ما کی هستیم، مهمتر از این است که ما چه کاری میتوانیم بکنیم یا چه کاری باید انجام دهیم.
استقلال مهمتر از جیره خواری است.
همه چیزمان به همه چیزمان می آید.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢۳
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :انتخابات


رای بدهم یا ندهم؟

تصور میکنم، رای دادن به معنی این است که در بین کاندیدها، فرد یا افرادی هستند که میتوانند خواسته هایمان را نمایندگی کنند.

لذا پیش فرض اولیه چنین تصوری، این است که اساسا خواسته ای دارم.

برای داشتن خواسته، این محدودیتها وجود دارد:

۱. قرار نیست که خواسته های رادیکال، را با رای دادن محقق سازیم. بنابراین اولین قاعده باید این باشد، که خواسته هایم رادیکال نباشد. رای دادن، بازی کردن در یک نظام مستقر است. برای تغییرات رادیکال، کارهای دیگری غیر از رای دادن، باید انجام داد.

۲. درکی روشن از حیطه عمل، نهادی که داریم نمایندگانش را انتخاب میکنیم، داشته باشیم تا بتوانیم بدانیم که آیا خواست هایمان در این نهاد میتواند محقق گردد یا نه؟.

در انتخاب نمایندگان این قواعد میتواند بکار آید:

۱. نمایندگان کارشان را بلد باشند و درست عمل کنند. اما از تسری، ارزیابی های اخلاق فردی، به حیطه ارزیابی افراد، کمی محتاطتر عمل کنیم. یادمان باشد به پیغمبر و قدیسان قرار نیست رای دهیم. جمع جبری ضعفها و توانائیهایشان را برای ارزیابی بکار بگیریم.

۲. پای بندی به قول و قرارهای شخصی، در همه جا کمتر از تعهدات جمعی است، بنابراین حتی الامکان از رای دادن به کاندیداهای مستقل احتراز کنیم. اگرچه تحزب با برنامه های معین در فضای سیاسی ما هنوز وجود ندارد، اما ائتلاف، هیات، مجمع و محفل ها، هنوز نزدیکترین مدل به تحزب هستند.

در رای دادن، این قواعد هم بد نیست مطمح نظر قرار گیرد:

۱.  برای رای ندادن دلایل متقن بیابید نه برا ی رای دادن. گذشتن از حق توجیه میخواهد نه استفاده از آن.

۲. بپذیریم که هیچ موجود مطلق العنانی وجود ندارد که قادر باشد با اینهمه رای، بازی کند. همه گرفتار محدودیتهای خویشند.

۳. رای دادن را کاری شاق نبینیم این هم کاری است مثل خریدن سیگار از مغازه.

۴. رای دادنمان را خود تفسیر کنیم و تفاسیر دیگران را چندان قانع کننده تر از تفسیر خود ندانیم.

 

 

 

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢۱
تگ های این مطلب :انتخابات


شلوغی

شهر سیاست اینجا شلوغ و پلوغه:
یکی میگه بیخود دل بسته بودیم که آدمهای وزارت کشور و خاتمی میتوانند از رخداد تقلب پیشگیری کنند و رفتیم رای دادیم.
یکی دیگه میگه میخوان از تجربه خاتمی-ناطق سود ببرند که در آن یکی رو کردند هیولا تا مردم رای بدهند و ۵۰ درصد مشارکت انتخاب ششم را بدل کنند به حدود ۸۰ درصد مشارکت انتخاب هفتم. حالا هاشمی نقش خاتمی رو بازی میکنه و احمدی نژاد ناطق رو.
شهاب که قول داده بود به معین را بده رایش رو به احمدی نژاد میده. چون کوخ نشین است و کاخ نشین نیست.
آسید مصطفی حرف باباش را گوش میده و به هاشمی رای میده.
مجید میگه کارهای بزرگی رو احمدی نژاد در همین مدت شهرداریتش انجام داده که یکیش اینه همه بخشنامه ها رو همون در شهرداری نصب کرده و دیگر اینکه پنجشنبه ها به همه جا سر میکشه.
عجب تحلیلهایی.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٢٩
تگ های این مطلب :انتخابات


دوره گردی انتخاباتی

این تصاویر از جاده کردکوی به تهران برداشته شد.
۱. نرسیده به بهشهر، بر روی تابلوی از سمت راست حرکت کنید تصاویر قالیباف را زده بودند بر بالا و پائین تابلو، طوریکه نوشته در وسط بود و عکسها بر بالا و پائین.
۲. در دماوند پلاکاردی پارچه ای را زده بودن که بر روی آن نوشته شده بود : ستاد مرکزی ... نهمین دوره ریاست جمهوری .... هاشمی رفسنحانی .... در شهرستان دماوند.
۳. عکسی بزرگ از کروبی در شهر آویزان بود که مانند خاتمی دستی بر ریش داشت.
۴. در قائمشهر این پلاکارد آویزان بود : که مازندران شهر ما یاد باد ..... لاریجانی آباد باد.
۵. پشت یک پژوی مشکی رنگ ۲۰۶ عکسی از معین بود که عینکش را کنار صورتش گرفته و نگاه میکند.
۶. در کردکوی و چندجای دیگر رضائی را با فونت میترا و بصورت bold و با سایز ۲۰۰۰ , برنگ سبز پسته ای چاپ کرده بودند.
۷. از مهرعلیزاده چیزی ندیدم که سوژه ای باشد. هیچ جا چیزی ندیدم.
۸. بدبخت کاندیدها با این مسئولین ستاد شان

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۱٥
تگ های این مطلب :انتخابات