ام القرا

اگر روزگاری مکه را، قومی غیر مسلمان فتح کند، همه آثار دینی اش را تغییر دهد، و حتی نامش را عوض کند جهان اسلام و مسلمانان چه خواهند کرد؟. این همان بلائی است که بر سر قسطنطنیه از بیش 500 سال پیش آمده است. خوب است که عصبیت مذهبی مسیحیت مدتهاست از سکه انداخته شده است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :مسیحیت


ایده نویسی - پاپ ها

این گزاره ها در این ارتباط با اقتدار پاپ ها نیازمند بررسی و تحقیق است:

وصیت عمومی مسیحیان برای انتقال بخش از ماترکشان به کلیسا، آنرا اول ثروتمند ساخت. نهاد کلیسا برای گسترش مسیحیت، علاوه بر ایمان، نیازمند منابع مادی نیز بود.

ثروت آن عصر، عموما در قالب زمین نمود می یافت. بنابراین نظام کلیسیایی، شکل زمینداری بخویش گرفت. اگرچه آباد نمودن بخش زیادی از سرزمینهای شمالی اروپا مدیون عشق و ایمان راهبان مسیحی بود، اما ثروت کلیسا را نیز افزون کرد.

زمیندارن امیر و امرای زمیندار، توانی برای مقابله و رقابت با این نهاد بزرگ شونده نداشتند و خیلی زود به اقندارش تمکین کردند.

آمیزه ای از باور مردمان به تمکین به اقتدار پاپها بعنوان جانشینان مسیح، توان اقتصادی و تمرکز اداری در نهاد کلیسا، ضعف قدرت های دیگر، وحشت از هم گسیختگی امور، سلطه پاپان را ممکن ساخت.

منکوب ساختن پادشاهانی که سر از اطاعت پاپان برمی داشتند، دیانت را بر سیاست مسلط ساخت. پاپ علاوه بر نظام اداری و سیاسی، برای حفظ اقتدار خویش، اینک نیازمند ارتش نیز گشت.

اینبار ثروت بدنبال سیاست آمد. بخش از این ثروت، صرف مدنیت (معماری، هنر، آبادانی) و بخش اعظمی از آن بدل به تجمل در دستگاه پاپی شد.

ثروت چون آب شور، دارنده اش را نه سیرآب، بلکه تشنه تر می سازد. پس منابع درآمد قبلی کفاف نمی کند و بعد از مناصب کلیسایی، خانه های بهشت نیز به فروش گذارده می شود و پولش را نهاد کلیسا اخذ میکند.

تجمل نهاد کلیسا، با معماری عظیم و نقاشی و مجسمه هایی که در هنر هر یک شاهکاری برای خود محسوب می شوند، و زندگی لاابالی کاردینالانی که برای شراکت در اقتدار کلیسا، نه با ایمان که با پول وارد شده بودند، شراره های شورش را در میان مردمانی که هزینه های کلیسا را تامین می کردند بی آنکه بهره ای از مواهبش برند، روشن ساخت. در نگاهی برخی اینک پاپ جانشین مسیح به دجال و روم به بابل بدل گشته بود، و آوار ساختن نهاد کلیسا آرزویی بود.

اصلاح دینی جنبشی از نوع بازگشت به اصل بود که باور داشت ایمانی که در کتاب مقدس بود اولا توسط نهاد کلیسا غصب و تحریف شده بود و ثانیا هنوز بدون هیچ مانع و رادعی باز می تواند در اختیار انسانها قرار گیرد. همین ایمان مایه رستگاری است نه هفت فعل مقدس. اصلاح دینی سوال "مسیحیت چیست؟" را بدل به مسئله ای برای همه تاریخ کرد.

در سرزمینهایی شمال اروپا، نظامات حکومت های ملی، با چشم طمع دوختن به دارایی های کلیسا، جنبش های اصلاح دینی را پشتیبانی کردند. این جنبش ها نیز این جیفه  های دنیوی را به دولت های مدرن  سپردند.

یکی از واکنش های مسیحیت جهانی به اصلاح دینی، روشن کردن ماشین تفتیش عقاید بود. اما اینک زورها با هم برابری می کردند و هریک سرزمین هایی را برای خویش نگهداشتند.

مسیحیت بعد از مدتها سعی کرد غبار ثروت و قدرت را از دامن خویش بتکاند و جهان را به دولت های مدرن واگذارد و خود در پی ایمان رود.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :اروپا و تگ های این مطلب :مسیحیت


تصادف

یکی از اتفاقی ترین رخدادهای تاریخ، سرآغاز علمی شدن تمدن غرب بوده است. عرفا و کشیش ها بانیان آن بوده اند. 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :علم


ایده نویسی - یهودی مابی یا یهودی سیتزی اصلاح دینی

بازگشت به متن و انجیل از سویی یهودی مابی را در بین مصلحین دینی افزایش داد اما از سوئی دیگر یهودی ستیزی خصوصا در اندیشه های لوتری نسبت بین یهودیت و پروتستانیزم را دستخوض تحولات بسیار نمود. آیا می توان نسبت مشخصی بین این دو برقرار نمود؟ ایجاد موجی از آموزش زبان عبری و ترجمه و تنقیح متون عبری در عصر روشنگری، نگاه رهبرانی مانند تسوینگلی به یهودیت و زبان عبری در جنبش اصلاح دینی، دادن آزادی های دینی به یهودیان در برخی از سرمین های اروپای شمالی از جمله لهستان در برابر اندیشه ها لوتری، نسبت بین پروتستانیزم را همواره دستخوش تغییرات نموده است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :مسیحیت و تگ های این مطلب :یهودیت


ایده نویسی - رادیکالیسم مسیحی

رگه های اصولگرایی و رادیکالیسم در اندیشه و مردمان پروتستان بیشتر است یا در اندیشه و مومنین کاتولیک؟

اندیشه رستگاری یکی از ارکان مهم پروتستانیسم، منبع اصلی رادیکالیسم است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :مذهب


بررسی آماری مدت سلطنت پادشاهان ایرانی

برای درس فوق العاده جذاب روش تحقیق در تاریخ با استاد عزیز و بزرگوار هاشم آقاجری، مقاله ای با عنوان "بررسی آماری مدت سلطنت پادشاهان ایران" تهیه شد که مقدمه آن را می گذارم:

قریب به دوهزار و پانصدسال تاریخ مدون در ایران، سخنان بسیاری برای گفتن وفهمیدن دارد که شکستها و پیروزیهای شاهان فقط یکی از آنها است. تاثیرات و تاثرات سلطنت بر رشد و یا زوال این سرزمین موضوعی است که همواره می تواند دست مایه محققین و تحقیقات بسیار گردد. اما جستجو برای کشف روند های ثابت و همیشگی (اگر وجود داشته باشد)، می تواند یکی از مقدمات اصلی برای هر تبیینی باشد. یکی از این موضوعات، بررسی مدت سلطنت هر یک از سلاطین و پادشاهان است. این موضوع از این منظر اهمیت می یابد که بواسطه مطلق العنان بودن پادشاه، نبود نهادهایی برای تثبیت دستاوردهای هر پادشاه، و همچنین بحران جانشینی، گاه تنها طول سلطنت وی تنها عنصر تثبیت کننده این دستاوردها بوده است. در کنار این موضوع باید این نکته را نیز در نظر داشت که اصولا هر تغییر سلطنتی و نه حتی تغییر سلسله، گاه سبب دگرگونی های بسیار می شد. شواهد متعددی می توان در تاریخ ایران یافت که چگونه پادشاه جدید، سازوکارهای پادشاه قبلی، که عموما پدر خود اوست، را دگرگون نموده و چون کودتایی همه آن دستاوردها را منکر شده و ابطال کرده است.

در این مقاله مدت حکومت پادشاهان بعنوان داده آماری مورد بررسی قرار گرفته تا مشخص شود که آیا از روند مشخصی برخوردار است؟ در صورت وجود چنین روندی، چه قواعدی می توان از آن استنتاج نمود؟

همچنین در بخش دوم، مقادیر آماری برای هریک از سلسله های هخامنشی، ساسانی و صفوی نیز بصورت جداگانه و در مقایسه با هم محاسبه و به بررسی فعلی افزوده شده است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :ایران


ایده نوشت

لذت گذراندن دو ترم فوق العاده در رشته تاریخ جهان (اروپا) در دانشگاه با دوستانی خوب، انگیزه فراوانی برای اندیشیدن در حیطه ها مختلف را فراهم ساخت. ایده ها فراوان است و که برخی بطور کامل بدل به مقالاتی شد که جائی چاپ نشدند، برخی دیگر در حد چکیده ای شکل گرفته است و برخی دیگر هنوز در حد ایده باقی مانده است. اینجا برخی را به اشتراک ی گذارم که یادم باشد انجام شان دهم.

یکی از از این چکیده را می گذارم:

گاو در تمدن کرتی

در اساطیر یونان یکی از حیواناتی که ارجاعات فراوانی بدان در افسانه های مختلف شده است، گاو می باشد. مشهورترین آنها در افسانه تسئوس آمده است که در آن قهرمان به جنگ موجودی نیمه انسان - نیمه گاو بنام مینوتور می رود. این جنگ شاید نمادی از تلاش آتن برای رهایی از سلطه کرت باشد. این موضوع با این نکته همراه است که احتمالا یکی از نمادهای تمدن کرتی در جهان یونانی گاو باشد. دراینصورت آیا می توان بخشی از اساطیر یونانی که در آن گاو وجود دارد از این نقطه نظر بررسی نمود. آیا می توان گاو را در اساطیر یونانی نماد کرت، تمدنی قدیمی که هم ریشه یونانیان دارد و هم یونانیان در حال بریدن از بخشی از این میراثند، دانست؟

برای نشان دادن این موضوع، باید در آثار باقیمانده تمدن کرتی آثار بیشتری از گاو را بعنوان توتم مشاهده کرد. در بخشی از این مقاله، جستجویی برای آثاری از این دست انجام خواهد شد. آیا تصویر گاو در آثار بجای مانده کرتی به اندازه ای است که بتوان برای آن نقش و معنای ویژه ای قائل شد؟

گاو در اساطیر کرتی، نشانه دیگری از مبادلات فرهنگی کرت با تمدنهای مجاور مانند مصر می باشد. برای نشان دادن این موضوع فهم عنصر گاو در این تمدنها و خصوصا در مصر نیز ضروری می باشد. گاو در اساطیر مصری به چه معنایی است؟ نماد کدام مفهوم می باشد؟

نتیجه آنکه اسطوره کشتن گاو آیا نشانی از بریدن یونان از کرت نیست؟ کرت همه آن چیزی است که در تاریکی تاریخ، یونانیان از آن گریخته بودند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ


زنان سیاستمدار

برخی از موضوعات برای تحقیق تاریخی در باره تاریخ اروپا:

چرا ناگهان در قرن شانزدهم زنان نقش مهمی در سیاست می یابند از فرزندان هنری هشتم در انگلستان، ماری و الیزابت، گرفته تا ماری استوارت اسکاتلندی،‌ و زنان نایب السلطنه. علل و عوامل این موضوع و تاثیر و تاثرات آن بر عرصه سیاست. واکنش دیگران به این امر از جمله نقد بسیار تند جان ناکس اسکاتلندی کالوینیست گرفته تا اقبال مردم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :سیاست


ترجمه

نسبت جالبی بین جریان ترجمه کتاب مقدس و جنبش پروتستانتیسم وجود دارد که می توان در باره اش تحقیق کرد. از ترجمه آلمانی توسط لوتر، ترجمه اراسموس، ترجمه ویکلیف، تیندل بزبان انگلیسی، و بزبانهای اسکاتلندی، دانمارکی، سوئدی، چک و ...

هرچند ترجمه بزبانهای اسلاوی و زیر سلطه مسیحیت ارتدکس سابقه قدیمی تری دارد. ترجمه تلاشی برای حذف نهاد کلیسای روم است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :دین


لوتر

شیعه - کاتولیک

سنی - پروتستان

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٦
تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :تاریخ


توبه

این روزگاران دورانی است که بسیاری به ریختن آب توبه بر سر گذشته مشغولند.

تصویر آن دوران برای امروزی ها شمال شهر تهران خلوت و تمیز زیر دامنه کوه البرز است که مردم در رفاه میزیسند.

نتیجه آنکه آنان که انقلاب کردند مسبب اوضاع پیش آمده اند. آینده به آن گذشته وعده داده می شود.

اما این تصویر و هدف چند مشکل بزرگ دارند.

هیچکس خفقان ساواک را بیاد نمی آورد همه دلار 7 تومانی را بخاطر دارند.

اول آنکه نه شمال شهر تهران، همه تهران بود و نه تهران، همه ایران. اوضاع بدتر از آن چیزی بود که فکر می کنند.انسداد  فضای سیاسی، نبود احزاب، مکانیسم نادرست تصمیم گیری های کلان، بسته بودن محیط نشر، فضایی بسته و امنیتی را نشان می دهد که میخواهد تمام قدرت را قبضه نماید بی هیچ شریکی.

افتخاراتش و استدلال دوستدارانش اما رفاه بود و فراوانی که البته در بسیاری مواقع با اعداد و آمار تایید نمی شود و حتی به فرض که بخشی از آن صحت داشته باشد، خود نشانه بدتری است. اینکه منابع کمیاب در اختیار دولتی مستبد بود که همه را از میدان بدر کرده بود، هرگز اجازه نداد جامعه مدنی برای پاسداشت حقوق فرد در برابر دولت مستبد پا بگیرد، و همه چیز را دولتی کرد و همه وظایف بازار چون تولید ثروت و کاهش فقر را، با کم ترین بازده و بیشترین تلفات منابع، خود بدوش گرفت. اگر رفاهی آورد هزینه اش فروش حال و آینده بود.

یکی از خطاهایی خطرناک برای اندیشه، استفاده از قیاس برای ارزیابی پدیده ها و نهادها است. وظیفه دولت‌ها پاسداشت حقوقی سیاسی افراد جامعه بود و بر این قاعده نمره اش بسیار پایین بود و با فیل هوا کردنهای اقتصادی اش نمی تواند آنرا تغییر دهد و بهبود ببخشد. یا اینکه بگویند آن دوران آن سیاق حکومت را می پسندید.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :منطق


پارادایم

کتابهایی در باره دانش متعارف در قرن سوم و چهارم هجری میلادی. کتابی که میتواند بسیاری از تکه های خالی پازل های اساطیری داستانهای اشعار و متون کهن و جدید را پر کند. دانشی متعارف که حداقل ده قرن بر اندیشه ما مسلط بوده است  در برخی زمینه ها هنوز هم همین مبنا بر معارف آنها حاکم است.

اینکه مترجم کتاب هم آدم بزرگی است نکته جالبی است.

آفرینش و تاریخ جلد سوم +  آفرینش و تاریخ جلد چهارم + آفرینش و تاریخ جلد پنجم


  
نویسنده : محسن ; ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ فروردین ۱۳٩٤
تگ های این مطلب :کتاب و تگ های این مطلب :تاریخ


انقلاب 57

ارزیابی رخدادها با نتایجشان باید با این مشکلات دست و پنجه نرم کنند:

نتایج تا چه مدت آن رخداد باید مبنا قرا رگیرد؟ یکسال ده سال صدسال

واقعه ای در تاریخ است که فاقد جوانب بد و خوب با هم باشد؟

می شود امروز را به گذشته برد یا نه؟ یا چه مقدار آن ممکن - مطلوب است؟

نباید ربط منطقی و ضروری بین رخداد و نتایج نشان داده شود؟

همین ها

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۳
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :تاریخ


سرگردان

کتاب نگاهی به شاه اثر دکتر عباس میلانی

تصویری که کتاب از شاه ارائه می کند مرغ دلی در پوست شیر است. مردی خوش شانس در بحرانها که اما از بحران آخر جان بدر نبرد. سرگردان بدنبال جایی برای جان دادن راحت.

همیشه نخست وزیران قوی معضل شاهند قوام و مصدق و امینی آنگاه که دیگر نشانی از وزرای قوی نیست مشکل خود شاه است.

دو پاره گی در قدرت، معضل بن بست سیاسی به همراه می آورد قدرت مطلق، اما فساد و فروپاشی. تناقضی که گویی گریبان ایران را بعد از مشروطیت رها نساخته است. آقای جواد طباطبایی مدعی است ماکیاولی در گفتارها ادعایی می کند که سیاست بعد از او درس فراوان از آن گرفت قدرت باید بین نیروهای قوی تقسیم شود.

با این فرض، بنظر میرسد برای احتراز از مشکل بن بست در شرایط دوپاره گی، طرفین باید قوی باشند که در داستان زندگی شاه، روزگاری شاه و روزگاری رقیب ضعیف بودند و اقویا کمتر با هم برآمدند.

همه بیماری های ما را میلانی یکجا در شاه نشان می دهد. توهم توطئه، خود نظر کرده گی، همه کاره گی، افسرده گی، تذبذب، ترحم انگیز، معضل دیگری

سرنوشت رضاشاه ولع بیمار گونه نظامی گری و هزینه های نظامی را به جان شاه و درآمدهای کشور انداخت که شد بلای جان و در روز حادثه به کاری نیامد و باز تاریخ تکرار شد.

آدم بد داستان انگلیسی ها هستند. امریکایی ها موجه ترند برای جا انداختن تقسیم قدرت. شبح روسها نیز همیشه همه جا هست. در آذربایجان، کودتای 28 مرداد، مقاومت در برابر فشار امریکایی ها و انقلاب

پرویز ثابتی پیشگو، هویدا رییس دفتر شاه، ثریا عاشق، فرح خانه دار، علم رفیق گرمابه، فردوست نمک نشناس، 

کتاب شروع خوبی دارد ولی پایانش خیلی سریع روی میدهد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩۳
تگ های این مطلب :کتاب و تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :ما


روزگاران شاعران

میلادی هجری خلفای عباسی اسماعیلیان سلجوقیان آل باوند ثانیه خوارزمشاهیان    
  604             تولد مولوی
1208 606       مرگ رستم بدست دامادش و پایان بدست خوارزمشاهیان      
1210 607   جلال الدین حسن سوم (11)       تولد سعدی  
1221 616       حمله چنگیزخان مغول      
1220 617         جلال الدین (11)    
1221 618   علاءالدین محمد سوم (34)          
1223 620              
1225 622 ظاهر (1)            
1226 623 مستنصر (16)            
1231 628     ابوبکر قتلغ خان (29)   پایان کار خوارزمشاهیان    
          ملک الجبال (115) آل باوند ثالثه      
1237 635       حسام الدوله اردشیر بن شهریار بن رستم بن دارا بن شهریار (12)      
1242 640 مستعصم (16)            
1249 647       شمس الملوک محمد (18)      
1255 653   رکن الدین خورشاه (1)          
    ایلخانان (97)            
1256 654 هلاکو (9) پایان کار اسماعیلیان          
1257 655           بوستان سعدی  
1258 656 پایان کار عباسیان         گلستان سعدی  
1260 658     سعد دوم(1)- محمد (2)        
1262 660     محمدشاه (1)        
1263 661     سلجوق شاه (2)        
1265 663 آباقا (17)   آبش خاتون (5)        
1267 665       علاء الدوله علی بن حسام الدوله اردشیر (10)      
1270 668     پایان کار ازدواج آبش با منگو پسر هلاکو        
1274 672             فوت مولوی
1277 675       تاج الدوله یزدجرد بن شهریار بن اردشیر (23)      
1282 680 احمد تکودار (2)            
1284 683 ارغون (7)            
1291 690 گیخاتو (4)            
1295 694 بایدو(1)- محمود غازان (9)         فوت سعدی  

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩۳
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :شعر


شانس

اقبال و بخت، یکی از مهمترین عناصر سازنده اوضاع و احوال یک جامعه است، که در تاریخ ما نیز، گاه در خدمت این سرزمین بوده است و گاه بربادش داده است.

یکی از مهمترین این اقبال ها، صد سال پیش برای تمامیت ارضی ایران پیش آمد. حدود صد سال پیش، روسها تقریبا در حال بلعیدن کامل مناطق شمالی کشور بودند و درست مانند یهودیان، که در حال خرید زمین ارض مقدس بودند، در حال خرید سرزمین های استرآباد و جرجان بودند. یکی از بزرگترین فروشندگان هم، محمدولی خان سپهدار تنکابنی نخست وزیر روزگار مشروطیت بود که خالصه هایی که از محمدعلی شاه خریداری کرده بود را به روسها واگذار میکرد.

این اقبال ما بود که درست در این بلبشوی فروش سرزمین، در روسیه انقلاب شد و تا بیایند به خود بجنبند، آن بساط فروش زمین توسط قدرتمندان محلی با خود آنها، برچیده شد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ های این مطلب :تاریخ


ضرب المثل

"...و آورده اند که چون اصفهبد مازیار بن قارن سورهای آمل خراب میکرد بر سر دروازه گرگان بستوقه یافند سبز، سر او بقلعی محکم کرده، متولی آن خرابی بفرمود تا بشکنند لوحی بیرون افتاد کوچک از مس زرد برو سطرها بخط کستج نبشته، کسی را که بر آن ترجمه واقف بود بیاورند بخواند، هرچند استفسار طلبیدند نگفت تا بتهدید و وعید انجامید کفت برین لوح نبشته: نیکان کُنند و وذان کَنند و هر که این کند سال واسر نبرد، همچنان آمد سال تمام نشده بود که مازیار را گرفته با سرمن رءآه بردند و هلاک کردند."

تاریخ طبرستان - ابن اسفندیار، ج 91/1 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳٩۱
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :کتاب


تمیشه

آئورا خواندی

تاریخ طیرستان ابن اسفندیار را می خوانم به همراه تاریخ رویان اولیاء ا... آملی و تاریخ مازندران حسیتعلی گیلانی به همراه هر چیری در باره مازندران

در بتای میل رادکان سخن از بوجعفر محمدبن وندر بن باوندی است مردی که فعلا هیچ نشانی از او و پدرانش در دست نیست کفته شده است از باوندیان است از سلاله باوندی ها وقتی اسامی پادشاهانشان عموما فارسی  است نه عربی. بنا در سالهایی تاسیس شده است که دوران دوم باوندی ها به پایان رسیده است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۱
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :رمان و تگ های این مطلب :کتاب


جلادها هم می میرند

در حال خواندن دامگه حادثه هستم

تلخندی است با قصه های فراوان اینکه چگونه جلادها نیز مینویسند تا پاک شوند تا هنوز هم بر عقیده راسخشان پای بفشارند تا خود را پاک و منزه و میهن پرست و انسان دوست و واجد همه خصایل خوب نشان دهند

اینکه سیستم کلا خراب است

اینکه شعور چیز ارزشمندی است

اینکه لم تقولون مالاتفعلون مصداق همه است

اما امروز لحن سیاست ایرانی را به نظاره می نشینم نشانی:

سخنان شاه در باره جنبش مخالف لوایح نه مخالف نظام:

"یک عده نفهم و قشری که مغز آنان تکان نخورده، همیشه سنگ در راه ما انداختند.... ارتجاع سیاه اصلا نمی فهمد و از هزارسال پیش تا کنون فکرش تکان نخورده ...او فکر میکند زندگی عبارت از این است که چیزی یا مالی به ظلم و بیکاری و بطالت ... بدست آورد و غذایی بخورد و سر به بالین بگذارد و ... ولی مفتخوری دیگر از بین رفته است... در لوایح شش گانه برای همه فکر مناسب شده.... اما چه کسانی با این مسایل مخالفت می کنند؟ ارتجاع سیاه، کسان نفهمی که درک ندارند و بد نیت هستند و مخربین سرخ تصمیم شان روشن است و اتفاقا کینه من نسبت به آنها کمتر است" (4 بهمن 1341 – تاریخ 25 ساله ص 224) ص 126 دامگه حادثه

باز یکی دو هفته ای است که همین طور سرمای زمستان دارد کم می شود، می بینم یا می شنوم که مثل مارهای افسرده ای و چون اینها در کثافت خودشان غوطه ور هستند باید گفت مثل شپش های افسرده ای که دارد کم کم اشعه آفتاب به آنها می خورد مثل این بدبخت ها فکر می کنند. بله موقع خزیدن در کثافت خودشان دو مرتبه رسیده است. این عناصر فرومایه اگر از خواب غفلت بیدار نشوند چنان مثل صاعقه مشت عدالت در هر لباسی باشند بر سر آنها کوفته خواهد شد که شاید به زندگی ننگین و کثافت شان خاتمه داده شود."( 23 اسفند 1341 پایگاه وحدتی دزفول) ص 128

این لحن در عرصه عمومی به همراهی قدرتی بی پایان و بی منترل می شود قتل عام در درون سلولها

ادب و ادبیات در سیاست راه ندارد

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ دی ۱۳٩۱
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :ما


گنج

با هر معیاری اتقلاب مشروطیت یکی از بزرگترین رخدادهای تاریخ ایران است که برخلاف بقیه رخدادهای بزرگ استثناً تلخ و دهشتناک نبود. (بزرگترین واقعه تاریخ از نظر تاثیرگذاری بی شک حمله مغول بود که جمعیت و توان اقتصادی و سیاسی و احتماعی ایران را تقریبا ویران نمود)

جامعه ایرانی را از قرون وسطی به مدرنیته پرت کرد

دولت جدید را بنا نهاد

قانون را بنیان جامعه قرار داد

نهادهای بسیاری چون پارلمان و ارتش ملی و دانشگاه و دادگاه و بانک و آموزش و پرورش عمومی و ثبت را بنا نهاد

ملت را بازتعریف کرد

آنهم در روزگاری که در قاره پهناور آسیا فقط هفت یا هشت کشور بودند که هند زیر سیطره انگلیس بود و چین هنوز بین انگلیس و ژاپن می چرخید و روسیه و عثمانی اسیر استبداد بودند ناگهان جنبشی با شعارهای برادری و برابری و آزادی در جامعه آغاز شد که تمام طبقات را به خود جذب نمود.

بزرگترین بازیگران این صحنه از منظری مظفرالدینشاه و احمدشاه بودند که اولی از حق موروثی خویش بی هیچ چشمداشتی دست کشید و دومی به عهدی که با مردم بسته بود وفا کرد. غلبه بر سرکشی محمدعلیشاه اعتماد به نفس مشروطه خواهان را چنان زیاد کرد که فکر کرد همیشه می توان بر پادشاه جائر تسلط یابد و باعث شد که لانه فساد سلطنت را در قانون اساسی گذاشت.

در این میانه مردان بزرگی بالیدند و بالا آمدند که دستاوردهایشان را رضاشاه به نام خویش ثبت کرد و نامشان در هیاهو تاریخ گم شد.

بزرگترین خیانتکار به آرمان بلند مشروطیت بی هیج شکی رضا خان بود کسی که تمام روح مشروطه را به بند و گند کشید. کاشکی شانس داشتن رهبری چون گاندی و ماندلا را می داشتیم که این بار را به منزل می رساند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩۱
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :سیاست


دیالکتیک

چنان که یکی از حکمای اروپا گفته است اگر بنیاد حکومت استبدادی بر ترس و بیم است بنیاد حکومت ملی بر شرافت افراد ملت است و مخصوصاً اگر متصدیان امور عامه شرافت را نصب العین خویش نسازند کار حکومت ملی پیشرفت نمی کند و اما اگر افراد ملت فقط ملاحظات و منافع شخصی را منظور بدارند و حاضر نشوند که یک اندازه از اغراض جزیی خود را فدای منافع کلی کنند و از راه صلاح خارج شده به جای اشتغال به امور شرافتمندانه برای پیشرفت اغراض خصوصی وسائل نامناسب از تزویر و نفاق و فتنه و فساد و دسته بندی و هوچی گری به کار برند و اگر نمایندگان ملت (وکیلان مجلس) در قانون گذاری یا اجرای قانون اهتمام لازم ننمایند و نمایندگی ملت را وسیله تحصیل منافع شخصی بدانند و عوامفریبی را پیشه خود سازند و دسیسه کاری را شعار خود کنند یا معنی نمایندگی ملت را مدعی شدن با دولت بدانند و اگر وزیران وزارت را فقط مایه تشخص و جلب منافع فردی فرض کنند، اگر پادشاه حافظ قوانین نباشد و سلطنت را وسیله اجرای هوای نفس سازد و اگر طبقات ملت از طریق شرافت پا بیرون گذارند، باید حتم و یقین دانست که باز اوضاع این ۳۵ سال گذشته تجدید خواهد شد.

منبع

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :سیاست


هیتلر

رهبران بزرگ در تاریخ آنگاه ظهور میکردند که ملتها آماده خیزشی بزرگ در تاریخ بودند.

جدیدا وقتی ملتها آماده خیزشی بزرگ در تاریخند رهبران کوتوله میزایند که خود را به بزرگی میزنند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ آذر ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :تاریخ


هفت تیر کشها

یکی از مشکلات بزرگ ما در مطالعات اجتماعی این است که حجم داده ها برای تجزیه و تحلیل بسیار کم است. تخصص ناب ما تجزیه و تحلیلهای عظیم با ابتنا بر داده هایی بسیار اندک و گاه حتی بدون داده است.

عظیم ترین رخداد اجتماعی تاریخ جدید ایران بی شک مشروطیت است و بی درک مشروطیت فهم ما از بسیاری از رخدادها ناقص است.

آثار اندیشه ورزانه و محققانه در این عرصه چنان نایاب است که بیشتر باید حکم عدم بدانها داد.

البته این موضوع استثنائاتی دارد که بی شک کارهای فریدون آدمیت یکی از آنهاست.

یکی از زیباترین و گیراترین آثارش بی شک مجلس اول و بحران آزدی است.

کتاب اختصاص به تاسیس مجلس اول تا زمان بتوپ بستن مجلس دارد. روایتی زنده و صادقانه و بی پرده از بلاهتها و حماقتهای افرادی که بعدها خطاهایشان را پنهان نمودند و لقب افتخار آفرینان انقلاب لقب میگیرند. تعریض ها و اشارات فراوانی به بی کفایتی سیاسی تقی زاده ها و کسانی که داعیه رادیکالیسم دارند، دارد. کسانی که از درک موقعیتها و تصمیم گیری بر اساس این وضعیتها عاجزند و تمام دستاوردهای مردمی را میتوانند به باد فنا دهند. نگاهی منفی به انجمنها که بیشتر شبیه روزنامه های دوران دیگرند. شورشی بی دلیل بر علیه همه چیز بی آنکه در روزهای سخت نشانی از آنها باشد.

بزرگ مردیهای مردانی که دیگر نامشان نیست و بی شک بزرگ بودند. شجاع، اندیشمند، و اهل عمل و نه خیالباف، هوچی و ترسو. احتشام السلطنه.

وزن اصلی کارهای آدمیت در تحقیق و بازخوانی انتقادی آثار زیاد در باره این دوره  است. دست نوشته ها و مطالب افراد مختلف داخلی و خارجی بی آنکه در دام غلط اندیشی ها و غلط نویسی هایشان بیافتد.

آنقدر سرعت اینترنت اینجا پائین است که مطلبی نوشتن در آن جهاد اکبر است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ مهر ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :کتاب


تشیع آذری ایران

١. ایرانیان توسط آذری ها شیعه شدند. سالها ولایتعهدی حکومت بر سرزمینهای ترک زبان بود.

٢. شیعه ترین اقوام جغرافیا ایران نه قم نه اصفهان نه مشهد و نه یزد است. شیعه ترین مردم ایران آذری هستند. آئین های تشیع در سرزمین های آذری است که دارد به وظایف درستش عمل میکند.

٣. تشیع یکی از اصلی ترین محورهای نگهداشت سرزمین آذری به سرزمین مادری است.

۴. اگر روزگاری محوریت اصلی سرزمین ایران تشیع نباشد، اولین جایی که گسسته خواهد شد، سرزمینهای آذری است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :سیاست


نو

فرهنگ ایرانی جزو آن دسته از آن فرهنگ هاییست که نه خطی بلکه دوری است. نشان به همان نشان که ما همه چیزمان هم شده است دوری. یعنی همه چی هرچند وقت یکبار از از سر شروع میشود. احتمالا فقط برای اینکه برای حافظه مان آنقدر ارزش قائلیم که نمیخواهیم با چیزهایی بی ارزش پر شود. خلاصه مدتهاست که آکبند نگهش داشته ایم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :سیاست


خودکشی

بمناسبت انقلاب، سریالی هردوشبانه ای، با عنوان عمارت فرنگی، تاریخ ایران را، از زمان احمدشاه تا پایان دوره رضاخان، به تصویر می کشد. نتیجه اخلاقی فیلم اینکه، شخصی بنام محمدعلی فروغی، کل بازی را کارگردانی میکرده است. و البته این آدم بدی هم بوده است. فراماسون بوده، مجری منویات انگلیسیها بوده، و خلاصه آنچه همه خائنان دارند، او یکجا دارد. اما از آن سو، هر ابرانی که میخواهد فلسفه بخواند، حتما سری به کتابی بنام سیر حکمت در اروپا از این آدم زده است. کسی که اولین کتاب درسی اقتصاد در ایران را می نویسد. کسی که شاهنامه را به ایرانیان برمیگرداند. آدمی که در هفده سالگی استاد تاریخ دارالفنون است و تحت نظر پدرش، اولین روزنامه غیردولتی، بنام تربیت را در می آورد، که نقشش در انقلاب مشروطیت بی بدیل است. این آدم آنقدر بزرگ است که آدمی متعجب میشود چرا خود شاه نشده است. مردی که تمام مناصب سیاسی از نخست وزیری گرفته تا نمایندگی مجلس و سفارت و .... را در کارنامه اش دارد و تا آنجا پیش میرود که حتی به ریاست مجمع ملل میرسد. کسانی که به بزرگی از او یاد میکنند بهار و مینوی و تونی و دهها شخصیت اصیلند و البته آنها نیز که بدو میتازند به همان اندازه بزرگند از مصدق و مدرس و تا دیگران که متهمش میکنند به تصویب کاپیتولاسیون برای روسها یا جیره خواری انگلیسی ها..

آثارش نشان از آدمی دارد که گویی فقط کارش اندیشیدن است. آنهم اندیشیدنی اصیل. حسی که چنین آدمی در آدمی برمی انگیزد نمیتواند تا بدین ساده و سخبف باشد که خائنش بخوانی. بیشتر نشان از آدمی دارد که رنج زمانه خویش دارد و راهی صحیح را انتخاب میکند برای اصلاح اوضاع.

پیامش در روزگار اشغال ایران در شهریور بیست نشان میدهد که کجاست و چگونه می اندیشد.

نه که آدم بزرگ زیاد داریم بنابراین هرکی دم دستمان باشد را به لجن می کشیم. البته از انبان آقای خسرو معتضد که حالا هرشب دارد داد سخن میدهد برای ما، چیزی بیشتر از این درنمی اید. دارد با اقای قرائتی رقابت میکند برای زمان حضور در تلویزیون.

درس بزرگ او برای همه کسانی که دغدغه جامعه ایرانی دارند این است که باید:

از مسیر ادبیات درگذشت که روح ایرانی را می سازد

از مسیر تاریخ درگذشت که خطاهای ایرانی را آشکار میسازد

از مسیر فلسفه درگذشت که آینده را می سازد

از مسیر اقتصاد درگذشت که سرنوشت ایرانی را می سازد

و سرانجام از مسیر سیاست درگذشت که همه چیز مان را تحت تاثیر قرار میدهد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :فیلم و تگ های این مطلب :اخلاق


ظلم ستیزی

یکی از اختصاصی ترین روشهای ما ایرانیان در طول تاریخ در مقابله با ظلمهایی که بر ما روا داشته اند، تنها گذاشتن حاکمین در روزهای واقعه است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :سیاست


روزگار فردوسی و بیهقی

بسیاری مواقع، وقایع و رخدادهای تاثیر گذار سرزمینی، یا از یادها میرود و دفن میشود و یا فقط یک روایت رسمی و یا ناقص از آن بجا میماند. دریغ از روایتی که نمایانگر همه عرصه های زیست جوامع باشد. آنگاه که بخواهیم آن رخدادها را دگر بار تجریه کنیم، راهش این میشود که از هر گوشه، کشف رمزی کنیم و بخواهیم پازل تصویر را تکمیل کنیم. کاری است صعب و سخت که بسیاری نه دانشش را دارند و اگر دارند، همتش را ندارند و اگر هر دو را داشته باشند آن تکه پاره های وقایع را ندارند.
چیزی، در اهمیت روزگاری که مصادف با دوره ای است که دوره غزنویانش میخوانیم، اگر بخواهید بدانید، رجوع کنید به تاریخ ایران به روایت کمبریج
جلد چهارم از فروپاشی دولت ساسانیان تا آمدن سلجوقیان. همین بس که روزگاری است که  فردوسی و بیهقی در آن بالیده اند. اما آنچه که از آن دوران باقیمانده است، جز منابعی محدود و پراکنده و ناقص مانند تاریخ جویده شده بیهقی و گردیزی و عتبی چیز دیگری نیست. اما همین منابع به همراه منابع محدودتر هندی و ترکی و همچنین دواوین شعرا و تذکره نویسان، آنگاه که توسط مردی علاقمند به تاریخ ایران، و البته در کمال تاسف، غیر ایرانی، جمع آوری و ارزیابی میشود، اثری میشود که مرجع بسیار ذیقیمتی تحت عنوان تاریخ غزنویان اثر کلیفورد ادموند باسورث. ترجمه منقح آقای حسن انوشه نیز کاملا حق مطلب را ادا میکند.
یکی از تاسفهای بزرگ علاقمندان تاریخ ایران احتمالا تکمیل نشدن ترجمه تاریخ ایران به روایت کمبریج است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :کتاب و تگ های این مطلب :تاریخ


فهم بلا -۲

و چون دور ششصد و اند رسید از مبعث او، بکافه خلایق کثرت مال و فسحت آمال سبب طغیان و اختزال شد ان ا... لایغیر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم و در محکم کلام مجید اوست که و ماکان ربک مهلک القری بظلم و اهلها مصلحون وسوسه شیطان ایشان را از راه سداد و جاده رشاد دور انداخت

 

کفر آمد و دین وسوسه شیطان برد           عشق آمد و عقل عشوه جانان برد

 

ای بی خبر از عاقبت انصاف بده               ضایع تر ازین عمر بسر بتوان برد

 

الا الذین آمنوا و عملوالاصالحات و قلیل ماهم

 

و جرم جره سفهاء قوم                        فحل بغیر جارمه العذاب

 

گله از روزگار بیهده چیست                   هر چه برماست هم زکرده ی ماست

 

خواست حق تقدست اسماوء آن بود که آن جماعت از خواب غفلت متیقظ شوند الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا و از سکرت جهالت افاضتی یابند و بدان سبب اعقاب و اولادشان را تنبیهی باشد و اعجاز دین محمدی نیز در اوج آن حاصل شود چنانک در مقدمه شمه ازین معانی تقریر رفته است. یک کس را آماده کند و نهاد او را حقیبه انواع تسلط و اقتحام و شطط و انتقال گرداند و باز آنرا بخصال محموده و خلال پسندیده با مقام اعتدال آرد چنانک مداوی حاذق در دفع امراض مذمومه محموده در مسهلات بکار دارد و باز آنرا مصلحات واجب داند تا مزاج بکلی از قرار اصل منحرف نشود و تغیر نپذیرد و بحسب طبیعت مواد را دفع کند و حکیم اکبر بطباع و امزجه بندگان خویش نیک خبیر تواند بود و با ستعمال ادویه که ملائم وقت و مناسب طبیعت دهد بصیر ان ا... تعالی لخبیر و بصیر

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :تاریخ


فهم بلا -۱

از دیباچه تاریخ جهانگشای جوینی

:...چون در هر دوری و قرنی، بندگان را بطر نعمت و نخوت ثروت و خیلای رفاهیت، از قیام به التزام اوامر باری جلت قدرته و علت کلمته، مانع می آمدست و بر اقدام بر معاصی، باعث و محرض میگشته، کلا ان الانسان لیطغی ان راه استغنی، تنبیه و تعریک هر قومی را، فراخور طغیان و نسبت کفران، تادیبی تقدیم می رفته است و اعتبار اولوالابصار را بحسب گناه و ارتکاب آن، بلائی یا مواخذتی می رفته، چنانکه در عهد نوح علیه السلام طوفان آب، عام شد و در عهد ثمود، عذاب اهل عاد را و همچنین هر امتی را انواع عذابها از مسخ و استیلای موذیات و قحط و غیرآن، که در قصص ذکر آن مثبت است.

و چون نوبت به دولت خاتم رسالت علیه افضل الصلوات الزکیات در رسید، از حضرت عزت و جلالت، استدعا کرد تا صنوف عذابها و بلیات، که هر امتی را سبب معصیت می فرستاده است، از ذمت امت او مرفوع شدست، و این تشریف امت اورا طراز فضایل ذیگر شده، مگر عذاب سیف، که بعرض قبول و هدف اجابت نرسیده است

و جار ا... العلامه در تفسیر کشاف در سوره الانعام در آیت قل هو القاهر علی ان یبعث علیکم عذابا من فوقک الایه آوردست نقلا عن رسول ا... صلی ا... علیه و سلم سالت ا... ان لایبعث علی امتی عذابا من فوقهم و من تحت ارجلهم فاعطانی ذلک و سالته ان لایجعل باسهم بینهم فمنعنی و اخبرنی جبرییل ان فناء امتی بالسیف

و از روی عقل چنین اقتضا میکند و واجب میشود که اگر تهدید سیف نیز، که وعید عاجل است، در توقف ماندی و به آجل موعود قناعت رفتی، کارها اختلال پذیرفتی و عوام، که پای بسته مایزع السلطان اند، دست گشاده شدندی، خواص در کنج بلا و زاویه عنا بماندندی و بعضی از منافع و انزلنا الحدید فیه باس شدید و منافع للناس باطل گشتی، چه بی این ادات، درهای داد و انصاف، که بواسطه و انزلنا الکتاب و المیزان مفتوح و گشاده است، مغلق ماندی و نظام مصالح عباد، بیکبارگی مختل گشتی و از اینجا روشن شود و ظلمت شک برخیزد که هرچ در ازل الازال تقدیر رفته است خیرت بندگان حق جل شانه و عم سلطانه در آنست.:

ادامه دارد....

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ آبان ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :تاریخ


تاریخ مقدس

عهد عتیق، داستان سرسختی روح انسانها در برابر تمکین به اوامر خدا و اصلاح است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :تاریخ


تاریخ ادیان

تاریخ ادیان، تاریخ غلبه چوپانان بر کشاورزان است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :تاریخ


انقلاب اسلامی ایران

فردا سالگرد انقلاب اسلامی ایران است که در سال ۵۷ به وقوع پیوست. آنقدر زمان از آن واقعه گذشته است، که بتوان کمی معقولتر در باره اش سخن گفت، اما همین گذشت زمان، میتواند آدمی را از آن فضایی، که چنین حرکتی را سبب گردیده است، به دور نماید. کم نیستند آدمهایی که با هر نگاهی، آن حرکت را نادرست ارزیابی میکنند. دلایلی از این دست، را میتوان ذیل دو دسته زیر صورت بندی نمود:

  • پیامد حرکتی که منجر به جمهوری اسلامی شد، خشونت، جنگ، اوضاع نابسامان اقتصادی، محدود کردن آزادی، استبداد دینی و ... بوده است.
  • حرکت اقتصادی ایران با در اختیار داشتن منبع عظیمی از نفت، حرکت به سمت تمدن بزرگ و قرار گرفتن در میان ۱۰ کشور صنعتی جهان بود که سرنوشت محتوم ما بود اگر شاه میماند، و این انقلاب، ما را از دست یابی بدان، محروم ساخته است.

عموم ارزیابی ها، بر این فرض استوارند، که نتایج پیش گفته، ضروری حرکت انقلاب ایران بوده است، و چون نتایج بد است، میتوان ارزش نتایج را به حرکت اول نسبت داد.

برای نقد چنین دیدگاهی، گام اول تبین شرایط انقلاب است.

  • هرکس که در سنینی، فضای زیستن در دوران شاه را تجربه کرده باشد، بی شک یکی از اولین ادارکاتش،اختناق عظیمی و سنگینی بود، که قدرت نقد نظام سیاسی را از آدمها، حتی در خلوت خویش،  سلب می نمود. ساواک یکی از سهمناکترین تورهای روانی و امنیتی را بر سر کشور گسترانیده بود، که فرار از آن غیر ممکن می نمود.
  • از طرفی شاه یک دیکتاتور به معنی جدید کلمه بود. مردی که در تمام شئون زندگی اجتماعی و سیاسی ایرانیان خود تصمیم میگرفت و خود اجرا میکرد و خود قضاوتش میکرد. قدرت در یک نفر مطلق گردیده بود، مردی که باور داشت برای مردمان خویش از مادر مهربانتر است، و مردم، عده ای عقب افتاده اند که باید راهبریشان کرد. بنابراین هر تصمیمی بی هیچ چون و چرایی می بایست اجرا می گشت.
  • زندانهای شاه، محبس بهترین فرزندان این سرزمین بود که با عناوینی چون کمونیست و خرابکار و مرتجع مو سپید میکردند و یا به جوخه های اعدام سپرده می شدند.
  • امکان اصلاح نظام شاهنشاهی در چهارچوب امکانات قانونی آن زمان، از سال ۳۲ به بعد غیرممکن گردیده بود.
  • امکاناتی که با انقلاب مشروطیت، برای آزادی و مهار کردن قدرت، در قانون اساسی مشروطیت تجلی یافته بود، بدل به کاریکاتور گشته بود.

برای شکستن چنین فضایی، ایرانیان به پا خواستند و شاه را با ساواک بیرون انداختند.

تصمیم و اراده ایرانیان بر این کار، چندان نمیتواند با نتایج ارزیابی گردد چرا که نتایج نامناسب بعدی، معلول دلایلی دیگری غیر از آن حرکت بود.

سرفصلهای آسیب شناسی این حرکت را میتوان چنین برشمرد:

  • نبود ساختهای مدنی مناسب، سبب شد آن سیل، پس از شکستن سد شاه و ساواک، در مسیری مناسب قرار نگیرد و ویرانگر گردد.
  • ضعف تئوریک عمل انقلابی سبب گردید که ضعفهای این حرکت در ساخت کشور، به سرعت خود را نشان دهد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :ما


انقلاب

آنچه که از خاطرات انقلاب به یاد دارم، وقتی ۱۱-۱۲ ساله بودم، با این چیزهایی که در رسانه ها نشان داده میشوند، بیش از حد متفاوت است. تصویری که از ۱۲ بهمن هست، با طالقانی و سنجابی و آدمهایی از جنس آنان در فرودگاه عجین است. هیچ صدایی از رهبر انقلاب شنیده نمیشود. هیچ گاه سخنرانی کامل بهشت زهرا پخش نمیشود. یزدی و قطب زاده و صادق طباطبایی بازیگران رسانه های آن زمان بودند که دیگر هرگز از آنان نام برده نمیشود، و سفر عرفات به ایران. کاملا مشخص است که نباید بخشهایی از تاریخ بیان شود مبادا روایت رسمی خدشه دار گردد. اما هنوز هم صداقت اول چیزی است که باید قربانی گردد.

راه حل مشکلات عرصه اجتماعی، هراز چندگاهی منحرف میشود، به همین خاطر، راه حلها هم منتج به نتیجه نمیشوند. روزگاری خواست عدالتخانه، راه حلی حقوقی می یابد حال آنکه مسئله حقوقی نبود. روزگاری دیگر، راه حل معضل بحران هویت اجتماعی و مدیریت اقتصاد کلان یک دولت، با درآمدهای نفتی که ناگهان چندین برابر میشود، بدل به سرنگونی شاه میشود. مسئله مدیریت بود اما راه حلی سیاسی یافت. روزگاری دیگر خواست برای دموکراسی، بدل به ستیز جناح ها میگردد، اما راه حل، پیروزی جناحی بر جناحی دیگر نیست. امروز نیاز جامعه مان کدام است؟ حدس میزنم موضوع اصلی، خواست ایرانیان برای یافتن موقعیت خویش در این جهان پیچیده باشد. مهاجرت حجم عظیمی از مردمان این سرزمین، شاید نشانه مناسبی برای این جستجو باشد. اما هنوز شاید مسئله ما دموکراسی نباشد.

خیلیها در دوران جوانی و آرمانخواهی شان، حرص خوردند که این ملت ایران حاضر به پرداخت هیچ هزینه ای برای رسیدن به آرمانها و ارزشهای اصیل نیستند. برایم همیشه این سوال وجود دارد، که مگر، بقیه ملتها برای رسیدن به جایی که اکنون هستند، چیزی پرداخت کردند. البته جوابهایی از این دست وجود دارد که عده ای از جوانان و نیکانشان را در این راه قربانی کردند که خوب البته ما هم داریم همین کار را میکنیم.

باعث کمال تاسف است که هنوز هم رضا خان تنها حلال مشکلات ماست. این مدل بدی نیست که ببینیم چه کسی، راه برون رفت ما، از بن بستها را، در هر مرحله نشان میدهد. این ما ممکن است من و شما نباشیم و دیگران باشند. بنابراین زیاد جز نزنیم، که ملت ممکن است در انتخابهای پیش رو، به قهر یا به شانس، رهبرانشان با معیارهامان همسان نباشد. رای ...... احمدی نژاد.... سوم تیر ....

همیشه تصور میکنم تظاهرات میلیونی انقلاب.....پیک نیک......تعداد بسیار کمی از روحانیون....روسری زنان .... دکتر علی شریعتی......(بابا بی خیالش بشید)

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :تاریخ


هندوستان

ایرانیها هرگاه دستشان از دنیا کوتاه میشد و توسط همسایگان شرقی شان غارت میشدند، میرفتند سروقت هندوستان. اما آنگاه که تمدن ایرانی، توسط مغولها به نابودی مطلق کشیده شد، ملجا و مامن فرهنگ و ادب ایرانی گشت و حداقل به مدت چهارصدسال، این گوهر گرانبها را پاس داشت و از آن محافظت نمود و بدان بسیار چیزها افزود. دین ما به هندوستان بسیار است. هنوز اگر شاهنامه ای وجود دارد باید سپاسگزار هندوستان بود. اگر تمام دنیا شرمنده ماست که این همه بلا سرمان آوردند و ما به تلافی زشتی هاشان، نیکی کردیم، ما هم شرمسار هندوستانیم که عوض همه غارتهایمان، پاسداران صدیق فرهنگ و تمدن ما بودند. نگاه کنید به تاریخ ادبیات ایران نوشته دکتر ذبیح ا... صفا که از جلد سوم به بعدش تاریخ مان را در هندوستان پی میگیرد. هنوز متون بسیاری در هندوستان باید باشد، که متعلق به فرهنگ ایرانی است و دیگر کسی کشف شان نمی کند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :دیگران


مشروطیت

میدانم نوشتن از مشروطیت، آنهم الان، باید خیلی دیر بوده باشد، اما چه میشود کرد، که ما هم، همیشه خدا، دیر میرسیم به سر قرارهایمان.
برای من هم مشروطیت، این جملات را به ذهن متبادر می کند:
هنوز روشنفکری جامعه ایرانی، در حسرت از دست دادن محصولی است که به سادگی پروردیش و در این کویر بی سوادی ببارش نشاند، البته میوه هایی اندک و کرمو نصیبش شد، ولی داغش هنوز بعد از صدسال بر دلش مانده است، و مدام خوابش را میبیند.
جمعیتی در حدود شاید هزار نفری، جنبشی را آغازید که دودمان ستم قاجار را بر باد داد.
50 سال پیش از مشروطیت نیز، جنبشی این چنین پا گرفت که بسیار زود به تعارضی مذهبی انجامید و کاخ شاهان همچنان پابرجا ماند، اما ثمره آن تلاش ناموفق شد انقلابی که با کمترین خونریزی، بیشترین آورده را داشت.
مشروطیت اگرچه صدسال در ذهن ایرانی جاخوش کرده است، و فکر میکرد که پاسخ به سوال عباس میرزا را یافته است، وقتی عباس میرزا، در مقابل سلاحهای جدید روسها، تمام فتاوی و حکم جهاد مجتهدین را آورد و باز هم شکست خورد.
و به دنبال پاسخ این سوال بود، که چرا ما مسلمانها، از روسهای کافر، در جهاد، شکست خوردیم؟ پرسیدیم چرا از روسها شکست خوردیم، رفتیم فرانسه و گفتیم چون آنها پارلمان دارند و قانون دارند و مشروطیت دارند، که خدا وکیلی روسها درست و حسابی هیچ کدامش را نداشتند، فقط ارتشی منظم داشتند و خیر ندیده ها، خوب بلد بودند بجنگند، و ما، فقط جنگیدن یادمان رفته بود.
خوب میرفتیتد جنگیدن می آموختید.
به جای روح القوانین منتسکیو خواندن، کاری را میکردید که جانشینان شاه اسماعیل اول، وقتی در چالدران از عثمانیها شکست خورد، کردند.
صفوی چی رفتند به جای تفنگ، توپ گرفتند از انگلیسیها.
میگوییم چرا بعد صد سال مشروطه خواهی، هنوز اینجاییم و من فکر میکنم قصدمان این است که میخواهیم ذائقه ایرانی جماعت را تغییر دهیم، اگر ما صد سال مشروطه داریم، خوب 2500 بلکه هم بیشتر شاه داشتیم. این صد کجا و آن قرنها کجا؟. مگر میشود کوبیده خوردن مان را، به نفع پیتزا خوری، به این سادگی، کنار بگذاریم.
آخ چه روزگاری بود، که آدمهای مشهورش، یک نویسنده بود و یک شاعر و یک آخوند و یک درس خوانده فرنگ. و آدمهایشان، ستارخان و باقرخان و رضاخان. آی اونا، اینا را میچرخاندند. روزنامه نگارها میشدند وزیر و وکیل، و وزیر و وکیلها میشدند دست به دامن درس خوانده ها. مشروطیت دوران طلائی روشنفکری نبود؟
مملکتی که در آن آدمها هنوز رعیت محسوب میشدند، (هم ریشه این کلمه در فرهنگ لغات ما معادلهایی مانند چراندان گوسفند دارد) ناگهان، با ترجمه قانون اساسی فرانسه و بلژیک، میشوند صاحب حقوق طبیعی و انسان. و ما هم تعارفی، فرمودیم بابا بیخیال، آقا، همان شمائید و تو همین تعارفات و گیرو دارها، زور دارها بازهم شدند شاه.
هنوز هم هرشب، خواب مشروطیت را میبینند، روشنفکرهای ایرانی.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :سیاست


تاریخ ایران به روایت یک نابلد

چند سال پیش در جمعی وظیفه ارائه تاریخ ایران، به عهده ام گذاشته شد. لعنت به زبان درازم که همیشه میگفتم بی دانستن تاریخ نمیشود، خیلی از پدیده ها را فهم کرد. گفتند خوب بیا تاریخ بگو. یک مهندس هم اگر بخواهد تاریخ بگوید چکار میکند؟ یک جدول Excel باز میکند و عدد رقم توی آن پر میکند و این هم شده تاریخ ایران از کوروش تا شهادت علی (ع) به روایت محسن.

 

تاریخ میلادی تاریخ هجری اصلی اپوزیسیون مدت حکومت
هخامنشیان 228
-559   کوروش   29
-530   کمبوجیه   8
-522   داریوش اول   41
-481   خشایار شاه اول   16
-465   اردشیر اول   41
-424   داریوش دوم   19
-405   اردشیر دوم   46
-359   اردشیر سوم   21
-338   داریوش سوم   7
سلوکیان 181
-331   اسکندر   8
-323   مرگ اسکندر و تحت الحمایگی مقدونیه   22
-301   سلوکوس   21
-280   انتیخوس اول   19
-261   انتیخوس دوم   15
-250     تیرداد و اشک 40
-246   سلوکوس دوم   20
-226   سلوکوس سوم   3
-223   انتیخوس سوم   36
-210       19
-191       20
-187   سلوکوس چهارم   12
-175   انتیخوس چهارم   11
-171     مهرداد اول 34
-164   انتیخوس پنجم   2
-162   دمتریوس سوتر   12
اشکانیان 374
-150   پایان سلوکیان و شروع اشکانیان با مهرداد اول    
-137   فرهاد دوم   9
-128   اردوان اول   5
-123   مهرداد دوم   35
-88   مرگ مهرداد دوم    
-57   ارد اول   20
-37   فرهاد چهارم   10
-27   تیرداد دوم   1
-26   بازگشت فرهاد چهارم   14
-12   مهرداد چهارم   4
-8   بازهم بازگشت فرهاد چهارم   6
-2   فرهاد پنجم   6
4   ارد دوم   2
6   ونونس   10
10     اردوان سوم 30 30
16   غلبه اردوان سوم بر ونونس   20
36   تیرداد و فرار اردوان سوم   3
39   بازگشت اردوان   1
40   مرگ اردوان    
41   گودرز   10
42   وردان   4
46   مرگ وردان    
51   مرگ گودرز    
52   ونونس دوم   2
54   بلاش اول   24
78   پاکوروس دوم بلاش دوم 32+70
81   اردوان چهارم   29
110   مرگ پاکوروس دوم    
111   خسرو   1
112   بازگشت بلاش دوم    
113   مهرداد ششم   35
148   بلاش سوم و مرگ بلاش دوم   43
191   بلاش چهارم   16
207   پایان کاربلاش چهارم    
208     بابک پسر ساسان  
209   بلاش پنجم   7
216   اردوان پنجم   8
ساسانیان 427
224   اردشیر بابکان   17
227     مرگ اردوان پنجم  
241   شاهپور اول   31
272   هرمز اول   2
274   بهرام اول   2
276   بهرام دوم   17
293   بهرام سوم   1
294   نرسی   9
303   هرمز دوم   6
309   شاهپور دوم   70
379   اردشیر دوم   4
383   شاهپور سوم   5
388   بهرام چهارم   11
399   یزدگرد اول   22
421   بهرام پنجم (بهرام گور)   17
438   یزدگرد دوم   9
447   هرمزد سوم   12
459   پیروز   25
484   ولاش   4
488   قباد   43
531   خسرو انوشیروان   48
571   میلاد حضرت رسول    
579   هرمزد چهارم   11
590   خسرو پرویز   38
591   بهرام ششم (بهرام چوبین)   1
592   مرگ بهرام و بازگشت خسرو پرویز    
610     بعثت حضرت رسول  
622 1   هجرت حضرت رسول  
628 7 قباد دوم (شیرویه)+ اردشیر سوم   1
629 8 شهروراز + خسرو سوم + پوران   1
630 9 پیروز دوم +آذرمیدخت + هرمز پنجم   1
631 10 خسرو چهارم + فرخزاد خسرو وفات حضرت رسول 1
632 11 یزدگرد سوم خلافت ابابکر 19
634 13   خلافت عمر  
636 15   جنگ قادسیه  
642 21   جنگ نهاوند  
644 23   خلافت عثمان 12
647 26   فتح تیسفون  
651 30 پایان کار یزدگرد سوم    
656 35 خلافت علی (ع)   5
661 40 شهادت علی (ع) و برآمدن معاویه    

 هنوز نگاهی تصویری بر متنی ترجیح داده میشود شاید چون فهم آن آسانتر است.

مراجع مورد استفاده در جدول زیر آمده است.

علت استفاده از منابع خارجی بخاطر تعیین ردیفهای سالهای میلادی میباشد. قصد دیگری در کار نبود.

امیدوارم به بعد از اسلام کشیده نشود که خیلی شیر تو شیر است. در یک زمان این جغرافیا زیر یوغ چندین سلسله بود.

نگاهی به زمان نزدیک به اسلام وضع را کمی روشنتر میکند.

میتوان دید که بزرگترین آثار تاریخی مان در زمانهایی ایجاد شد که حکومتی طولانی حکومت میکرد. همین است که امنیت ارزشمندترین نیاز جامعه بوده است.

شاید بتوان کمی فهمید که چرا آثار زمان اشکانیان تا بدین حد کم است.

ردیف

نام کتاب

نویسنده

مترجم

انتشارات

سال انتشار

نوبت انتشار

1

ایران از آغاز تا اسلام

ر. گیرشمن

محمد معین

علمی و فرهنگی

1370

8

2

ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی

م. آ. داندامایف

روحی ارباب

علمی و فرهنگی

1373

3

3

ایران در زمان ساسانیان

آرتور کریستینسن

رشید یاسمی

دنیای کتاب

1370

7

4

تاریخ ایران - ممالک همجوار آن از زمان اسکندر تا انقراض اشکانیان

آلفرد فن کوتشمید

کیکاووس جهانداری

مطبوعاتی علمی

 

 

5

تاریخ ایران به روایت کمبریج - جلد 3 - قسمت 1 - از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانی

 

حسن انوشه

امیر کبیر

1373

2

6

تاریخ ایران به روایت کمبریج - جلد 3 - قسمت 2 - از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانی

 

حسن انوشه

امیر کبیر

1377

1

7

تاریخ ایران به روایت کمبریج - جلد 4 - از فروپاشی دولت ساسانیان تا آمدن سلجوقیان

ریچارد ن. فرای

حسن انوشه

امیر کبیر

1372

2

8

تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی - جلد 1

برتولد اشپولر

جواد فلاطوری

علمی و فرهنگی

1369

3

9

تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی - جلد 2

برتولد اشپولر

مریم میراحمدی

علمی و فرهنگی

1369

1

10

تاریخ شاهنشاهی هخامنشی

ا. ت. اومستد

محمد مقدم

امیر کبیر

1372

3

11

حماسه ملی ایران

تئودور نولدکه

بزرگ علوی

مرکز نشرسپهر

1357

3

12

سلسله های اسلامی

کلیفورد ادموند باسورث

فریدون بدره ای

موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی

1371

1

 

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ فروردین ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :ما


مرو

... تولی شخصا همراه با پانصد سوار گرداگرد شهر بگشت و تا شش روز مغولان به تحقیق در باب استحکامات شهر ادامه دادند، و بدین نتیجه رسیدند که کثرت عدد ایشان کفایت میکند و حصار شهر نیز پایداری خواهد کرد. در روز هفتم به شهر حمله عمومی کردند. اهل مرو دوبار از دروازه شهر بیرون رفتند، اما هر دوبار لشکر مغول بیدرنگ آنان را عقب راند. پس از آن ظاهرا آنان تمام اراده مقاومت را از دست دادند. روز بعد حاکم مرو شهر را تسلیم کرد و به او مواعیدی دادند که در واقع به هیچیک عمل نکردند. اکنون تمام جمعیت شهر را را به صحرا بردند، و چهار شبانروز خلق بیرون می آمد. چهارصد تن از حرف را گزین کردند و شماری از کودکان را به اسیری بردند و تمامت خلق را با زنان و فرزندانشان بکشتند و بر هیچکش از زن و مرد ابقا نکردند. برای این مقصود آنان را میان سربازان قسمت کردند و به هریک سیصد تا چهارصدتن رسیده بود که بکشتند. در میان این سربازان عده ای حشر بودند که از شهرها گرفته بودند، و جوینی گوید که اهل سرخس که نسبت به مردم مرو کینه داشتند در کشتار همدینان خود از سبعیت مغولان کافرکیش گوی سبقت برده بودند.
با اینهمه آزمون سخت مرویان هنوز پایان نگرفته بود. چون لشکر مغول بازگشت هر کس که با پنهان شدن در سوراخها و نقبها از مرگ خلاصی یافته بود باز آمد. بدین ترتیب قریب پنجهزار خلق جمع شدند. دسته ای از مغولان که محافظ عقبه سپاه بودند بازگشتند و از اهل شهر مردم کشی خواستند و به بیچارگان نگون بخت فرمان دادند که هریک دامنی غله برگیرند و به صحرا بیرون شوند. و بدین ترتیب آنان را بدست آوردند و بقیه السیف ناتوان یکی از بزرگترین شهرهای جهان اسلام را به چاه فنا افکندند.
ابن اثیر مورخ هشیار و دقیق که معاصر این وقایع بوده، رقم مقتولین مرو را هفتصدهزار تن می داند. اما جوینی، رقمی حتی از این بیش بدست می دهد. وی می گوید سید عزالدین نسابه " با جمعی، سیزده شبانروز شمار کشتگان شهر کرد و آنچه ظاهر بودست و معین، بیرون مقتولان در نقبها و سوراخها و رساتیق و بیابانها، هزار هزار و سیصدهزار و کسری".
ص ۲۹۸ تاریخ ایران از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان* پژوهش دانشگاه کمبریج. جلد پنجم

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ بهمن ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :تاریخ


جهش

هنوز متوجه نمیشوم چگونه شعارهایی مانند تنبیه اصغر گاریچی و تاسیس عدالتخانه، در انقلاب مشروطیت، به ترجمه قانون اساسی بلژیک و فرانسه منجر شد؟ فکر نمیکنید باید خوش اشتهایی را نیز، به لیست اخلاقهای عجیب ایرانیان، افزود؟ خیال ساختن بنایی عظیم در باتلاق.
بدون فهم مشروطیت، درک جهان ایران جدید ناممکن است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :تاریخ


تاریخ

یک روایت از تاریخ ما:
تلاش برای پائین کشیدن آدمهای بدی، که یا از همان ابتدا بد بودند و با زور بر اریکه قدرت نشستند و یا آدمهای خوبی، که خودمان آنها را بر آن بالا نشاندیم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :تاریخ


کرم آدمخورک

... این مرد که بقدر لیاقت و بزرگی که داشت نتوانست کاری بکند و در حقیقت یکی از هزارها افراد مفید ایرانی بود که بشوخی شوخی نفله شده اند!...
نمیدانم چه میشود که اینها نفله میشوند؟

مثل آنست که در ایران کرمی باشد که او را کرم آدم خورک مینامند. بعضی جوانها که بوی خاصی میدهند، یعنی بوی غیرت و شعور و لیاقت ار آنها استشمام میشود، این کرم آنها را زیر نظر میگیرد، همه آنها را پی میکند، گاهی در آنها نفوذ میکند و زهر میریزد و هرگاه بی اثر ماند، - در طرف آنها، رئیس آنها، همکاران آنها، رفقای آنها زهر میپاشد، آنها را بر علیه اینجوان مسموم میکند، خلاصه این جوان را تا آخر عمر و روزگار پیری دنبال میکند، تا اورا بگور کند یا از کار بیاندازد!...
فلسفه بقای انسب در تنازع بقا نیز علت کلی است، اغلب روسا و مدیر کل ها حسودند و بی هنر، یعنی از آنان نیستند که کرم آدمخورک آنها را پی کرده باشد، یا از آنهائی هستند که زهر آن کرم فاسد و تباهشان کرده است!
این افراد حسود بی هنر به افراد با هنر که بوی خاصی میدهند و طعم مخصوص دارند حسد میبرند، اتفاقا خودخواهی و مناعت و کله شقی و گردن کشی جوانان غیرتمند مذکور نیز بحسد و بدجنسی روسا می افزاید، آنان را از تناسب می اندازد... و این معانی باعث میشود که به آنها کارهائی رجوع شود که نفله شوند، یا آنقدر در کار آنها کارشکنی میشود که بیچاره ها یاغی میشوند، از جامعه میرنجند، حس انقلابی و شورشگری در آنها پیدا میشود و از این راه نفله میشوند.
....
اما فلسفه بقای انسب که امثال سیدضیاء الدین و رضاشاه را با بی اسبابی کامیاب میسازد، کلنل را با دارا بودن هشتهزار سرنیزه و صدها هزار قلوب موافق، محکوم بمرگ مینماید!
گمان نکنید کلنل را قدرت یا دسیسه قوام السلطنه میتوانست از بین بردارد، بلکه بخت و طالع عجیب و غریب آن کسیکه بعدها صاحب تاج و تخت ایران شد و فلسفه بقای انسب و فنای نامناسب کلنل را نفله کرد!


ص ۱۶۲-۱۶۱ تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران انقراض قاجاریه جلد اول
ملک الشعراء بهار

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :تاریخ


انقلاب اسلامی

احتمالا همه چیز از شکست ایران در جنگ با روسیه آغاز شد. با آنکه علما اعلان جهاد نیز داده بودند. اوایل قرن نوزدهم و چند دهسالی پس از انقلاب کبیر فرانسه. طبیعی است که باید بفکر فرو میرفتند که علل شکست را بیابند.
عباس میرزا به این نتیجه رسید که ارتش درست و حسابی، شاید موثرتر از جهاد باشد. بهمین خاطر، عده ای از شاهزاده های قاجار راهی فرنگ شدند تا توپ و تفنگ درست و حسابی بیاورند برای جنگ. اما فاصله عمیق بین جامعه ایرانی و فرنگ، برایشان مسئله ای شد مهمتر از جنگ. به این نتیجه رسیدند که خوبست همه چیز فرنگ را بیاورند اینطرف. از راه آهن و تلغراف گرفته تا نظامات اجتماعی و سیاسی. بی هیچ درکی از پس زمینه های فلسفی و فکری آن. هرچند کار های دکارت از اولین کتابهای ترجمه شده بود. بعد حقوق بشر بوسیله مستشار الدوله و بعد ملکم و آخوندزاده و چندتایی دیگر.
بعد پیش خودشان نشستند حساب کردند که اگر کالایی جدید، بدون مجوز شرعی وارد شود، شاید با منع مذهب مواجه شوند. بنابراین نشستند و لباسی شرعی بر قامت این موجود سکولار و عرفی دوختند.منتها آنقدر اغراق در اسلامیتش کردند که مذهب حق مالکیت آن را برای خود دانست.
بنابراین صدسال پس از انقلاب کاملا سکولار فرانسه، در ایران زودتر از هر جایی دیگر از جهان آسیایی-افریقایی، انقلابی با پس زمینه همان شعارها، اما بدست مذهب، به انجام رسید.
خواستهای عده ای معدود از روشنفکران، در قالبی ایرانی شده به مشروطیت، ختم بخیر گردید. که نه روشنفکران را از آن نمد کلاهی شد و نه مذهب را. مفت چنگ رضاخان. که دولتی مقتدر ساخت در تناقض کامل با مشروطیت، البته عناصر تجدد را وارد کرد، به ضرب زور و دگنگ.
اما چرخ روزگار گردید و میراث مشروطیت بدل شد به خواست عمومی برای مشارکت در عرصه قدرت سیاسی. مطالبات مردم سوق یافت به سمت احقاق حق فردیت سیاسی شان. اینکه همه خواستار برسمیت شناختن رای شان شدند در تغییر نظام سیاسی. من اسمش را میگذارم فردیت سیاسی. این فردیت سیاسی اینک در راه رسیدن به نقطه اصلی لیبرالیسم امروزین است. یعنی احقاق حقوق فردیت اجتماعی. فردیتی ناب. در حریم خصوص آدمها هیچ نیرویی حق دخالت ندارد. و این دستاورد بزرگی است برای انقلاب ۵۷.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۳
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :تاریخ