قوه

دین و علم و هنر و فلسفه محصول قوه توصیف آدمیانند

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ مهر ۱۳٩٢
تگ های این مطلب :تفلسف


فلسفه

یقین از عناصر جهان روان و فقط صوری است

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ شهریور ۱۳٩٢
تگ های این مطلب :تفلسف


عقل

در تعریف رفتار و منش عقلانی این هم قاعده ایست:

عقلانی: آنچه که منافعش بر مضارش برتری دارد.

ضد عقل: آنچه که منافعش بر مضارش برتری ندارد.

غیرعقلانی: آنچه که امکان ارزیابی منافع و مضارش فعلا مکن نباشد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢
تگ های این مطلب :تفلسف


دست نوشته های اقتصادی فلسفی 1844

جهان اندیشه، مدیونی فلاسفه عقده ای است، که روی دیوار خانه شان، لیستی از همه چیزهایی که دیگران دوست را دارند، نوشته اند، تا پنبه تک تک شان را بزنند.

فاجعه از آنجا آغاز میشود که وسوسه میشوند دیگران آنها را جزو لیست خود قرار دهند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ امرداد ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :تفلسف و تگ های این مطلب :قدم زدن


عدالت

١. عدالت بروایت جان راولز یعنی

اول: آزادی.

دوم - یک : برسمیت شناختن نابرابری مشاغلی که همه میتوانند بدان برسند.

دوم - دو : دادن حداکثر به آنها که در حداقلها هستند.

٢. خوش بحال ما که محکم ترینها را داریم. این اجنبی ها، حالا تنها شاخص شان برای ارزیابی تئوری هایشان، تطابق بیشتر با داوریهای جا افتاده است یعنی حرف مردم. مردم هم که صغیرند. حقیقتا سرور کائنات مائیم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :تفلسف و تگ های این مطلب :کتاب و تگ های این مطلب :جامعه


وجود

آنجا که متافیزیک آغاز میشود، تباهی نیز آغاز میشود. این تباهی همان تبدیل هستی به فضیلت و تبدیل فضیلت به حقیقت و تبدیل حقیقت به معرفت است. این بنای خیالی را سقراط و افلاطون و ارسطو بنا نهادند. شاید روزگاری این بنا حصن حصینی بود در برابر تندبادهای حادثه، اما در روزگار ما بیشتر سایبانی است که تاب طوفان ندارد.

زیستن بیش از آنکه به متافیزیک نیاز داشته باشد، نیازمند شور دیونوسوسی است. راه را از آغاز متافیزیک باید از سر گرفت. این حرمت نیچه برای پیشاسقراطیان، پیامی است که باید راه را از آنجا تصحیح کنیم.

بخش کمی از زندگی وامدار اندیشه ها و نظامات متافیزیکی است، زندگی بیشتر از هر چیز وامدار شور و مهارت زیستن است. مهارت برای بالفعل کردن بالقوه ها. و آنگاه که امکانات و صیرورت بی انتهاست، هستی نیز بی انتهاست.

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس                              خود راه بگویدت که چون باید رفت.

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :تفلسف