جهان ستیزی

میدانم خیلی ها با تلویزیون و با مناسبتها و با خیلی چیزها که روایتهای رسمی دارند شده اند جن و بسم ا...

اما در این میانه گاهی برخی چیزها مهمتر از آنند که در میانه دعوایی تلف شوند.

یکی از این چیزها سالگرد آزاد سازی خرمشهر است. کل داستان چیز عجیبی است. اما سویه جهت گیری جهانیان و رسانه ها در باره اش مهمتر از هر چیز دیگری است. اینکه سرزمینی توسط دولتی اشغال میشود شهرها ویران میشوند و حتی نامشان تغییر میکند یعنی اینکه رسما اشغال شده اند عده ای در خانه باید بجنگند و عده ای در سرزمین دیگر. اما در دنیا آب از آب تکان نمیخورد اما برای دستمالی در اینجا قیصیریه را به آتش میکشند.

میدانم خیلی از صفات منتهی به ستیز همه را می رماند. اما گاهی فکر میکنم در میان ما اگر جهان ستیزی پا بگیرد چندان عجیب نباشد. دهها سال است که هزاران تحقیر را به انحا گوناگونی نسبت به ما روا میدارند بی آنکه کاری کرده باشیم یا بتوانیم کاری بکنیم. همین است که یکی از مفاهیم انتظار میشود اینکه صبر کنیم و در روز واقعه بلایی سر بقیه دیگران بیاوریم که حسابمان را با دیگران تسویه کرده باشیم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ خرداد ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :دیگران


موالی

....

- اعراب بر موالی مباهات می نمودند که ما شما را از بردگی و اسارت ازاد ساختیم و از کفر و شرک و پلیدی نجات داده و به اسلام رهنمون ساختیم . ما شما را با شمشیر سعادمند ساختیم و با زنجیر به بهشت کشاندیم . پس همین دلیل کافیست تا بدانید ما از شما برتریم .

ـ اعراب معمولا کارهایی را برعهده موالی می نهادند که از اهمیت واعتباری برخوردار نباشد . به عنوان نمونه شغل قضاوت به هیچ عنوان به موالی واگذار نمی گردید ؛ چرا که به عقیده عرب این قبیل مقامات شایسته مردم پدردار و با خانواده بود و کسی باید دارای این مقام گردد که اصل و نسب پرافتخاری داشته باشد .

-اقتدا نکردن اعراب به موالی در خواندن نماز از دیگر موارد پست شماری موالی محسوب می شود . و جالب انست که اگر هم بالفرض اعراب به موالی اقتدا می نمودند به انان می گفتند که برای فروتنی و تواضع نسبت به خداوند چنین کاری انجام داده ایم .

- عربان به هنگام مهمانی موالی را ولو اینکه دانشمند و متقی و مومن بود اجازه نشستن بر سر سفره نمی دادند و او او را بر سر راه می نشاندند تا همگان دریابند که او از اعراب نمی باشد .

- معاویه بن ابو سفیان بدان حد موالی را پست می شمرد که از بیم انکه انان به سبب افزون گشتن تعدادشان دردسرساز گردند تصمیم به نابودی و سربه نیست نموده انان و یا حداقل برخی از انان گرفت لیکن سرانجام بر اساس مشورت یارانش از اجرای چنین تصمیمی خودداری نمود . به واقع با از این جریان می توان به عمق تفکر نژادپرستانه عربان پی برد ؛ خلیفه مسلمین به حدی این موضوع به ذهنش لانه کرده است که انگار می خواهد هزاران گوسفند را سر ببرد و هیچ عیبی هم در این عمل نمی بیند .

- اعراب موالی را به کنیه صدا نمی کردند و موالی را از داشتن کنیه منع می ساختند . در حالیکه یکی از رسوم و افتخارات اعراب خواندن یکدیگر به کنیه بود .

-عربان با موالی هرگز در یک ردیف راه نمی رفتند و انان را علوج یعنی خدانشناس ها و نادانان می خواندند .

-اگر کسی از اعراب می مرد موالی را اجازه نمی دادند تا به همراه دیگران بر ان میت نماز گذارند .

 -حجاج بن یوسف حاکم عراق به روزگار امویان بر دستان موالی داغ می نهاد و نشان می گذاشت تا از سایر طبقات شناخته شوند .

- حجاج پس از شکست دادن ابن اشعث ؛ ان دسته از موالی را که در معیت او بودند دستگیر نمود و برای انکه انان را پراکنده سازد و از اجتماع مجددشان جلوگیری نماید دستور داد تا به دست هریک از انان نام سرزمینی را که بدانجا تبعید می شوند خالکوبی نموده و داغ زنند .

- اعراب به هنگامیکه چیزی می خریدند و به خانه بازمیگشتند اگر در میان راه با یکی از موالی روبرو می گشتند او را مکلف می کردند تا وسایل را به مقصد رساند .

- اگر عربی پیاده بود و فردی ازموالی را سواره می دید مولی را وادار می ساخت تا مرکب خویش را در اختیار او قرار دهد .

- اعراب زن دادن به غیر عرب را نوعی بردگی و بندگی وننگ می دانستند ؛ انان حاضر بودند حتی دختران خویش را به افرادی از پست ترین قبایل عرب شوهر دهند اما به هیچ وجه رضا به ازدواج انان با فردی از عجم نمی دادند .

- موالی اجازه نداشتند بدون اجازه اربابان سابق ؛ دختران خویش را شوهر دهند .

- به هنگام نبرد ؛ اعراب موالی را با پای پیاده و شکم گرسنه به اوردگاه می بردند و به انان اجازه سوار گشتن بر اسب و شتر را نمی دادند و پس از جنگ حتی اندک سهمی از غنایم به انان نمی دادند .

منبع

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :دیگران


ما و ایضا دیگران

اینطرفها، مشکل بزرگ عرصه سیاست، این است که برای ورود بدان، توشه چندانی نیاز نیست و بنابراین هر کسی میتواند، فقط با شعارهای گنده گنده، رای کسب کند و جایی در آن برای خویش بیابد. اما خوشبختانه بعد از چندسال، این آدمها کم هوش را عاقل نموده و سرجایشان می نشاند.

برخلاف آنورها، که نظام سیاسی اش وقتی کارآمد است، که نوابغ را به بله ها بدل سازد. بنابراین ورودی اش دارای چنان شرایط شاق و طاقت فرسایی است که فقط نوابغ میتواننند از سش برآیند اما میزان موفقیت آنها، با کاهش میزان تاثیر این نوابغ، نسبت مستقیم دارد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :دیگران


تحریم

  1. امریکاییها در اقدامی بشدت تحریک کننده، موارد دیگری بر تحریم های ایران افزودند.
  2. هیچ اتفاق تازه ای در مذاکرات هسته ای ایران با اروپاییها و آژانس رخ نداده است و لذا معلوم نیست علت تحریمها چیست؟
  3. تاثیر تحریمهای امریکایی ها بر اقتصاد ایران هرگز تا به این حد کم اثر نبوده است.
  4. دلایلی از این دست که یکی از اعضای سپاه قدس در مراسم افتتاح بانکی ایرانی در عراق حضور داشته است بشدت ذهن شنونده را به جاهای دیگری معطوف می سازد.
  5. قصه ما و امریکاییها، قصه همان یارو است که در داروخانه دنبال نفت میگشت. تو چکار داری ما نفت داریم یا نه، تو کارت رو بکن و برو.
  6. تصور میشود امریکاییها دنبال تحریک ایرانی ها هستند تا دست بکاری بزنند و امریکاییها بتوانند دلایل قانع کننده تری برای شروع تحرکات جدیدتر بیابند.
  7. هیچ چیز تهوع آورتر از ادعای امریکاییها برای آوردن دموکراسی به ایران نیست.
  8. تسلط فقط بر منابع نفت و گاز دو کشور ایران و عراق برای تضمین سیادتهای سیاسی و اقتصادی تا ۵۰ سال آینده کفایت می کند.
  9. بدشانسی ما فقط این نیست که طرف مقابل احمق است بلکه در این است که گیر نیز هست و ول کن معامله نیست.
  10. خنده دارترین دلیل را معاون سیاسی وزارت امور خارجه امریکا افاضات فرمودند:

 

"ما امیدواریم که مردم ایران بدانند که ما در تلاش بوده ایم که با دولت ایران مذاکره کنیم. طی یکسال و نیم گذشته ما سه بار به ایران پیشنهاد مذاکره داده ایم. ما همراه با روسیه، بریتانیا، فرانسه و چین به ایران گفته ایم با ما مذاکره کند. چرا ایران حاضر نیست ما را در نیمه راه ببیند؟"

از سایت بی بی سی. (البته چون سایت بی بی سی فارسی در اینجا فیلتر میشود نمیشود لینکش را نیز داد. این متن هم همینجوری دستمان رسید. باور کنید قسم به چی که ما فیلتر شکن نداریم)

دوست دارم تحریمها را اینگونه تعبیر کنم که کسانی که در هبات حاکمه امریکایی علاقمند جنگ نیستند سعی کرده اند پیش دستی کنند و مثلا شدت عملشان را در مقابل همکاران جنگ طلبشان نشان بدهند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ آبان ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :دیگران


هل من ناصر ینصرنی؟ یا کسی هست که ما را دوست داشته باشد؟

اول از همه عربها. که دو دسته اند. دسته اول شان شیعیان که بیشتر عراقی اند. شیعیان یعنی عراقیها، فکر نمیکنم دوستمان داشته باشند، چون بیش از آنکه بر مشترکات فرقه ای شان با ما تکیه کنند، از دو چیز ما در این زمانه متنفرند، اول اینکه ما را باعث و بانی اغتشاشات و ناآرامی هایشان بدانند شک به خود راه نمی دهند و دوم اینکه، ما در این چند ساله، کم تحقیرشان نکردیم، کافیست یکبار به صورت زائر عتبات، پای به عراق بگذارید و ببینید چگونه برای بار بری ساکهایمان، چندر غازی به شان میدهیم و هرچی از دهانمان درمیآید نثارشان میکنیم، پس امیدی به شان نیست حتی اگر از کینه جنگی که بین ما و آنها هشت سال بود و هر دو به یک نسبت از آن سهم برده ایم، بگذریم. دسنه دوم عربها که سنییانند، که دیگر نیاز به شرح ندارد که از امریکاییها و اسراییلیها اگر در گذرند از ما بعید است. رافضی و مجوس و گبر و هزار فحش مذهبی هنوز اشاره به ما دارد. بنابراین آبی از اینها هم گرم نمیشود. همه آرزویشان ان است که ایران غده ای نشود مثل اسرائیل برای شان. اقلا وقت خواهند داشت نفت و گاز مشترکشان با ما را بیشتر ببرند.

ترکها هم چندان امیدی بهشان نیست که در جنگ ما و امریکاییها ز هر طرف که شود کشته نفع ترکها است و تنها رقیبشان در آسیای میانه و خاورمیانه هرچه زبونتر و بیچاره تر بهتر.

روسها هم که بدشان نمیآید اگر خواستند این خوان را به قسمت برند سهمی داشته باشند. از هیچ چی بهتر است. بنظر می آید به اندازه کافی چاپیده باشدمان و حالا باید بروند سر اصل مطلب.

چینیها هم خیلی دورند از این جا و معامله خوبی خواهند کرد با امریکایی ها به فروختن ما. افغانها و پاکستانیها هم نفسی خواهند کشید که ما میشویم سپر بلایشان.

اروپاییها هم احتمالا ما را سربازان آتیلا می بینند و جنگ را، جنگی صلیبی که برای مسیحیان شیردل هورا میکشند نه برای ما حشیشیون.

امریکاییها هم فکر میکنند مشکل عراق و افغانستان و فلسطین و لبنان را با حل مسئله ایران حل خواهند کرد. پاسخی دندان شکن به تحقیرشان ناشی از اشغال سفارتخانه شان در بیست و اندی سال پیش هم برای تمکین افکار عمومی شان به اندازه کافی موثر خواهد بود.

تراژیکترین و تاریکترین قسمت داستان وقتی است که دوربینها به سراغ سرزمینی ویران شده از جنگ می آیند که همه شان باید زیر نویس بگذارند برای گزارشهایشان حتی یک تلویزیون هم حرفهای ما حالیش نمیشود. موجوداتی که هیچکس احساس نزدیکی باهاشان نمیکند نه دین، نه زبان، نه تاریخ، نه فرهنگ و نه هیچ چیز دیگر جز اینکه موجوداتی که روی دوپا را میروند که شاید آن موقع نتوانیم حتی اینکار را نیز بکنیم.

خدایا چقدر دشمن داری دوستات هم که مائیم یه مشت خل و چل و دیوانه دوددورو دودود

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ شهریور ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :دیگران


کراوات و عقاله

نتایج غیررسمی انتخابات زودهنگام پارلمانی در ترکیه حکایت از کسب 47 % آرا توسط حزب عدالت و توسعه می نماید. به نظر میرسد صحنه سیاست جهان اسلام شاهد تلاش دو حرکت تقریبا متضاد برای بدست گرفتن رهبری فکری و سیاسی است. الگوهایی برای تسری دادن اسلام به عرصه سیاست.

 

اولین آن را بن لادن، طالبان و القاعده و بنیادگرایی تشکیل میدهد که وجه مشترکشان این است که ریشه در سرزمین عربستان دارد و بدجوری بوی نفت میدهد و شعارهای ضدغربی انقلاب ایران را عملیاتی میکند و قبل از اینکه دغدغه رفاه و تعیین جایگاه جوامع اسلامی در معادلات جهانی را داشته باشد نگران عمل به  شعائر است. بنابراین بعد از نابود کردن امریکایی ها و غربیها، خدمت شیعیان و دیگران مذاهب غیر حنفی و وهابی خواهد رسید. بوی خون میدهد.

 

گروه دوم همین اسلامگرایان عدالت و توسعه ترکیه است. کراوات زده و بیدار و آگاه و سیاستمداران اهل جهان جدید. اگر نگوییم تنها، ولی یکی از مهمترین موتورهای فکری و عقیدتی شان باز یک ایرانی است بنام دکتر علی شریعتی. وقتی اقبال شریعتی در سرزمین خویش عدول میکرد آفتاب اقبالش در ترکیه در حال بالا آمدن بود. البته بیش از آنکه مقلد باشند منتقدش نیز هستند.

 

طبق معمول ایده ها از این ورند و استفاده اش را دیگران می برند.

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :دیگران


فتح حماس

آیا برای ما که اینجا هستیم این اخبار + + + خیلی مهم نیستند؟

همه میدانیم که سالها است سیاست خارجی ما، به شدت تحت تاثیر موضعگیری ما نسبت به مناقشه فلسطین و اسرائیل است. بخش اعظم امتیازات سیاسی مان در نگاه گاه حتی کمی متعارض با نگاه خود فلسطینیان از کف رفت و توجیه این بود که داریم از حق دفاع میکنیم و عمل به تکلیف میکنیم و چندان دغدغه نتیجه را نداریم و حق فلسطینیان داشتن سرزمین است و اسراییل دولت غاصب است....

اما اینان که هنوز سوار اسب قدرت نشده، به کار قتل عام خود پرداخته اند، به نظر میرسد اساسا مانند ما به اسراییل نگاه نمیکنند. مطابق نگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی، دشمن مشترک تمام فلسطینیان، اسراییل است اما این خبرها نشان میدهد از نظر فلسطینیان غماز خانگی است. شاید درست باشد و باید اول در درون خویش مسائلشان را حل کنند تا بعد بپردازند به بقیه قصه ها. وقتی میبینیم خود آنها برای کسب قدرت کمی بیشتر، از هم نمیگذرند، موضوع نیازمند بررسی مجددی نیست؟. این سوال سالها پیش نیز، که فلسطینیانی در بین اسرای جنگ ایران و عراق آزاد می شدند، طرح شده بود ولی خیلی زود بیخیالش شده بودند. احتمالا این بار هم همینگونه خواهد شد.

دور از ذهن نیست که بنیادگرایی مذهبی در بین اهل تسنن، پس از شکست اشغالگران غربی و دولتهای دست نشانده، جمهوری اسلامی ایران و شیعیان را هدف قرار دهد (که در عراق گاه حتی خطرناکتر از امریکایی هم قلمداد میشوند). آن وقت نسبت ما با حماس میشود نسبت امریکایی ها و بن لادن و الفاعده.

باز بیاد داشته باشیم که نگاه بنیادگرایی سنی به شیعیان مانند نگاه شیعیان متعصب به بهاییان است. نگاهی بی هیچ گذشت و اغماضی به مرتدان.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :دیگران


کارتون

مدتی است فراغتی گاه حاصل میشود و به تماشای فیلمها می نشینیم و سینما هم میرویم. در تهرانگردی خانودگی در میدان انقلاب فیلم ۳۰۰ را میخریم به مبلغ ۱۰۰۰ تومان.

فیلم بیشتر یک کارتون است با همه مشخصه های یک کارتون، و بی هیچ ارزشی، جز جلوه های کامپیوتری اش. آدم بیشتر یاد کارتون فوتبالیستها می افتد که روزگاری در برنامه های کودک تلویزیون پخش می شد. توپ شوت شده یه ده بیست دقیقه ای در هوا چرخ میخورد تا به زمین یا تور برسد. اینجا هم خالی بندیها کم نیست اما این موضوع مهمی نیست. سخت نیست اگر تصور کنیم احتمالا کودک امریکایی قصه هایش را نه از روی کتاب که در سینما و فیلم ببیند. اما چندتا تصویر هست که میتواند تعابیری خاص تری از آنها برای جهان امروز کرد.

اولین آن تصویری است که از سیاهان ارائه میشود. دشمنان اسپارت، سیاه و قهوه ای و رنگین پوست اند. میشود تصور کرد که سازندگان هوشمندانه این تصویرها را انتخاب کرده باشند. و نفرت از این رنگین پوستها هم چندان کم وزن در فیلم نیست.

دومیش این است که میشود یک نماینده جامعه دموکرات (آتنی ها مجالس عوام داشتند اما اسپارتی نه تاریخ اینجوری میگوید) را در مجلس کشت و کسی دم بر نیاورد. فقط نفهمیدم چرا یارو پولی را که از ایرانیان گرفته بود با خودش به مجلس آورد که درست پس از چاقو خوردن پولها پته اش را روی آب بریزند. خب می برد خانه شان قایمش میکرد و با خودش این ور و اونور نمی برد.

سومیش اسپارتها برای آزادی و عدالت می جنگند و ایرانیان اشغالگران و ستمکاران هستند و به دنبال سرزمین میگردند. کمی تاریخ دانستن میگوید بزرگترین دشمنان دموکراسی آتنی نه ایرانیان که اسپارتی ها هستند.

حیف هزار تومن.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ فروردین ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :فیلم و تگ های این مطلب :دیگران


هندوچین

این عجیب نیست که سرزمین هند خاستگاه، هزاران مذهب باشد و در کنار آن، چین اساسا تمدنی بی مذهب باشد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :دیگران


کودکان

بیچاره ما

بازهم در هالیوود فیلمی ساخته اند که مثل افسانه های ایرانی، یکنفر بر لشکری غلبه می یابد. منتهی این بار آن لشکر، ایرانی است و آن یک نفر یونانی و یا بهتر است بگوییم غربی. و این خالی بندیها و ارائه تصاویری مغلوط از ایرانیان، داد بسیاری از دوستان و وبلاگنویسان ایرانی را در آورده است. این خالی بندیها حال همه را گرفته است و من هم به سهم خودم این قلب تاریخ و تهمتهای ناروا به ایرانی ها را محکوم میکنم. تصویری که تاریخ تمدن از ایرانیان ارائه میدهد را مقایسه کنید با تصاویر هالیوودی:

و چنان بود که میان یونانیان پیمانشکن به درستی عهد معروف بودند. چون پیمانی می‌بستند به آن استوار می‌ماندند، و به این می‌بالیدند که هرگز وعده‌ای را که داده‌اند خلف نمی‌کنند. آنچه از تاریخ پارسیها با ستایش و تحسین باید ذکر شود این است که بندرت اتفاق می‌افتاد که فرد پارسی برای جنگ با پارسیها به مزدوری گرفته شود؛ در صورتی که هر کس می‌توانست یونانیان را برای جنگ با خودشان اجیر کند.(در نبردی که میان پارسیها و اسکندر در نهر گرانیکوس اتفاق افتاد،‌ تقریباً همة پیاده نظام پارس از یونانیان مزدور بود، و در نبرد ایسوس قلب سپاه پارسیها را ۳۰.۰۰۰یونانی مزدور تشکیل می‌‌داد.)ج اول ص ۴۳۲

 اما این موارد هم به عنوان تکمله بد نیست اضافه شود:

  1. بعضی مواقع خیلی خوب است که دیگران تصویری غلط از ما داشته باشند. فعلا زور دست این هاست ما هم تا بخواهید ملتی صبور هستیم. گذر پوستشان به دباغخانه ما هم می افتد.
  2. در جنگ جهانی دوم که از سال ۱۹۳۹ آغاز شد، آلمانیها تا سال ۱۹۴۳ در جنگهای بسیاری شکستهایی سنگین بر انگلیسی ها و فرانسوی ها و اروپاییها وارد کرده بودند و فقط در دو سال آخر جنگ، بود که با حضور امریکاییها در جنگ، ورق برگشت. ولی خداوکیلی نسبت قیلمهایی که در آن آلمانها پیروز شدند به نسبت شکست شان ۱ در ۱۰۰۰ هم نیست. خوب تاریخ را همیشه پیروزمندها مینویسند. بنابراین باید تلاش کنیم پیروز شویم.
  3. احتمالا پس از آنکه کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت به فارسی ترجمه شد، در غرب نسخه اصلی کتاب را دور انداختند جون فکرکردند دیگر نیازی به آن نیست.
  4. آخرش هم اینکه بسیاری از امریکاییها حتی نمیدانند که کشوری بنام ایران الان بر روی کره خاکی هست یا مربوط به زمانهای قدیم است. امریکاییها کودکان تمدن غربند. با تمام خصلتهای یک کودک. بنابراین بالا بریم پائین بیاییم بیش از تاریخ اسیر افسانه اند و هالیوود هم افسانه سرای خوبی است و تلاش بسیاری برای نشان دادن خبطهای تاریخی اینجور قصه ها یاسین خواندن است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:٥۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :دیگران


ما و اعراب

ایران سالها از شرق و شمال شرق خویش، در معرض هجوم قبایلی وحشی قرار داشت. وحشیانی گرسنه و سوار بر اسبهای بی زین که این خوان گسترده را در می نوردیند و پس از چندی در درون ایرانی ها مضمحل میگشتند. استثنا یونانیان و رومیان بودند که نه برای سیر کردن شکم، که برای حفاظت در برابر هجوم گرسنگان، هر از چندگاهی، به جنگ با هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان روی می آوردند. سخت ترین این هجمه ها مغولها بودند. سخت بدین دلیل که برای اضمحلالشان در فرهنگ ایرانی چند نسل باید صبر میکردیم.

اما یکبار هجومی از جنوب صورت گرفت. جنوبی که حداکثر مرتع اسبان بود تا جایی برای تصاحب. از پس شان ایرانی ها به راحتی بر می آمدند و ظلم بسیار بر ایشان میکردیم. اینان اعراب بودند که هرگز چیزی نداشتند برای ایرانیان حتی خطر. شاهپور دوم ساسانی آشناترین بود برای ایشان، که به ذوالاکتاف می شناختندش. صاحب شانه ها. زنجیر را نه بر گردن آنها، که از میان کتفهای سوراخ شده شان رد میکرد.

زمانه چنان گشت که نه اعراب، بلکه اسلام بر ایرانیان فائق آمد و ایرانیان در دین جدید، تولدی دیگر یافتند. نگاه کنید به بزرگان علم و ادب. فرهنگ و تمدن اسلامی را اگر نه به تمامی، ولی بخشی عظیمی از آنرا ایرانیان سامان دادند و بنا نهادند. صرف و نحو و کلام و نجوم و ریاضیات و فیزیک و سیاست و سکه و آئین و بسیاری از الزامات برپایی یک امپراطوری را به اسلام هدیه کردند. در این میان اما، چیزی که کم نشد، نفرتی بود که اعراب از ایرانیان داشتند. این عقده مرد کوچکی بود که بزرگی را بزیر کشیده بود و میخواست تشنگی حقد و حسد سالیان را سیر گرداند.

هنوز در جهان جدید نه اسرائیل و نه امریکا و نه هیچکس دیگر به اندازه ایرانیان دشمن اعراب شناخته نمیشوند. اعراب همسایه مان، از ما متنفرند و برای زمین زدنمان حتی حاضرند با ابلیس نیز دست دوستی دهند. ممکن است روزی روزگاری، همه اعراب با اسرائیلیها معاهده صلح امضا کنند، اما جنگ اعراب با ما، هر روز رنگی دیگر به خویش میگیرد. 

العرب فوق المناره    العجم تحت الطهاره بخشی از سرودی کودکانه بود که خیلی از ایرانیان بزرگ شده در عراق آن را بارها از زبان کودکان عراقی شنیده اند.

شاید ایرانیان، اصلی ترین مانع، برای تبدیل اسلام به دینی کاملا عربی است. بیاد داشته باشید که اسلام تمدنهای عظیمی چون مصر و شام و بابل را با تمام دستاوردهایش بلعیده بود. اعراب به هرکجا که پای نهادند، زبان و دین مردمان را گرفتند و عربی و اسلام را جایگزین کردند. جز ایران که فقط توانستند دین را بگیرند و از پس زبان بر نیامدند و این گناهی بزرگ و نابخشودنی برای ایرانیان بود.

امامی در میهن ما مدفون است که به امام الغربا معروف است اما اگر مزار ائمه در عراق و عربستان را دیده باشید در اینکه آنها امام غریب هستند نه امام هشتم شیعیان، چندان شکی به خود راه نمیدهید.

حیف پیامبر که در میان اعراب مبعوث شد. اعراب هنوز فرقی زیادی نکرده اند با آن موقعی که علی (ع) زمانه بعثت حضرت رسول را ذر خطبه ۲۶ تشریح میکرد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ دی ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :دیگران و تگ های این مطلب :دین


بی عنوان

حیف شد که رفت

هروقت بیرونیها نیز مانند ما گند میزنند ما عجیب خوشحال میشویم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :قهرمانان و تگ های این مطلب :دیگران


جنگ و جهان

این روزها سالگرد شروع جنگ ایران و عراق است و گفتنی ها در باره آن بسیار زیاد. بهر صورت، جنگی که هشت سال دو کشور را درگیر کرد و تبعات بسیار برای منطقه و جهان به همراه داشت باید مهم بوده باشد. اما شاید در این میانه یک چیز بیش از حد مغفول واقع شده باشد و آن رفتاریست که جهان با ایرانیان کرد. میشود خود را پشت شکاف دولت-ملت مخفی نمود اما این چیزی از بار مسئولیت دیگران نمی کاهد.

ریختن بمبهای نامتعارف، حملات شیمیایی که صدمه دیدگان آن نه سربازان فقط که مردمان عادی نیز بودند، غارت و تجاوز، نابودی همه زیرساخت های شهری و مدنی، به اسارت بردن مردم شهر و خیابان، و هزاران جنایت جنگی دیگر، سبب تحریک هیچ احساسی نشد. تا دوسال اول که عراق برنده جنگ بود هیچ قطعنامه، اعلامیه و کوفت و زهرماری موثر بر علیه اش صادر نشد (مقایسه کنید با حمله صدام به کویت که در عرض کمتر از یکسال ۴۰ قطعنامه صادر میشود) اما به محض اینکه احساس میشود که ممکن است ایرانیها بتوانند خاکی از عراق را فتح کنند، سیل اعتراضات مستقیم و غیرمستقیم دولتها و سازمانهای بین المللی به سمت ایرانیها سرازیر می شود. تمام دنیا به یاری صدام می آید، فرانسه هواپیمای کرایه ای میراژ در اختیارش قرار میدهد، آلمانیها و انگلیسی ها با بمب های شیمیایی تجهیزش میکنند و امریکایی عین یک داور طرفدار، از گذر ایرانیها از خطوط قرمز جلوگیری به عمل می آورد و هرچی نقشه و شنود و مدرک از ما دارند را در اختیار عراقیها قرار میدهند. عربها نیرو، پول، سرزمین و مشروعیت برای صدام میآورند. همه دنیا پشت صدامند و دوستامون، سوریه و لیبی و کره شمالی. خدایا چقدر دشمن داری؟ دوستات هم که مائیم یه مشت خل و چل و دیوانه.

اگر عده ای هنوز هم امریکایی و انگلیسی و فرانسوی و آلمانی را دشمنان ما بدانند، راه چندان خطایی ممکن است نرفته باشند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ مهر ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :دیگران


هندوستان

ایرانیها هرگاه دستشان از دنیا کوتاه میشد و توسط همسایگان شرقی شان غارت میشدند، میرفتند سروقت هندوستان. اما آنگاه که تمدن ایرانی، توسط مغولها به نابودی مطلق کشیده شد، ملجا و مامن فرهنگ و ادب ایرانی گشت و حداقل به مدت چهارصدسال، این گوهر گرانبها را پاس داشت و از آن محافظت نمود و بدان بسیار چیزها افزود. دین ما به هندوستان بسیار است. هنوز اگر شاهنامه ای وجود دارد باید سپاسگزار هندوستان بود. اگر تمام دنیا شرمنده ماست که این همه بلا سرمان آوردند و ما به تلافی زشتی هاشان، نیکی کردیم، ما هم شرمسار هندوستانیم که عوض همه غارتهایمان، پاسداران صدیق فرهنگ و تمدن ما بودند. نگاه کنید به تاریخ ادبیات ایران نوشته دکتر ذبیح ا... صفا که از جلد سوم به بعدش تاریخ مان را در هندوستان پی میگیرد. هنوز متون بسیاری در هندوستان باید باشد، که متعلق به فرهنگ ایرانی است و دیگر کسی کشف شان نمی کند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :دیگران


تبعیضات جنگی

جنگ نفرت آور است و تبعیض در جنگیدن نفرت آورتر.
اسرائیلها در پی شکار حسن نصرا... هستند اما لبنانیها نمیتوانند حتی زهره اولمرت را بترکانند.
پلها، جاده ها و فرودگاههای لبنانیها اهداف مناسبی برای اسرائیلیها محسوب میشوند اما اگر لبنانیها چنین کنند فوانین جنگ را زیر پا گذارده اند.
اشغال سرزمینهای جنوب لبنان مجاز است و حضور در شمال اسرائیل میشود اشغالگری.
فجایعی مانند قانا میشود خطاهای جنگی و با یک عذرخواهی میشود بعدیش را انجام داد و حمله به شهرهای اسرائیلی میشود جنایت جنگی.
اسرائیلیها جدیدترین سلاحهایشان را از امریکایی مستقر در قطر میگیرند و هیچی نیست حتی اگر بمبهای چند تنی باشد و لبنانیها کلاش و موشک های چند کیلومتری از جایی بگیرند میشود دخالت دول خارجی.
تمام خاک لبنان در حد دقتهایی به اندازه متر زیر چشم اسرائیلیهاست و کشف محل تجمع نیروهای اسرائیلی میشود دخالت در جنگ توسط دیگران.
هنوز هم اگر همدلی با لبنانیها وجود دارد در این نابرابری در جنگ است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :دیگران و تگ های این مطلب :سیاست


منطق جنگ

این دلایل در توجیه جنگ در لابلای حرفهای سیاسیون قابل استخراج است:
ما برای نجات دو اسرائیلی ربوده شده توسط حزب الله، قرار است حزب الله را نابود کنیم.
لبنانی ها باید حساب خود را از حزب الله جدا کنند و برای تسریع در این تصمیم گیری، لبنان را زیر بمباران قرار داده ایم.
باید حزب الله را خلع سلاح کرد تا صلح در منطقه حاکم شود. و برای اینکار باید با آنها جنگید.
اینوریها هم میگویند:
در پاسخ به حملات کور اسرائیلیها، شهرهای اسرائیل موشک باران میشود.
فکر میکنم در عرصه منطق این نحوه استنتاج دچار مشکلات بسیاری است.
اما از آن مهمتر، این که ساده ترین اصول اخلاقی، که همه مان در زندگی فردی خویش بکار میگیریم، را از یاد برده ایم. و آن در این آیه قران آمده است: لایجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا :زشتی کار دیگران باعث نشود که از راه حق خارج شوید.
هنوز تلاشهای بسیار برای رساندن اخلاق ارتباطات بین الملل حتی به حد اخلاق فردی ناموفق بوده است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ امرداد ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :منطق و تگ های این مطلب :دیگران و تگ های این مطلب :سیاست


جنگ

به خبرها که مراجعه میکنی‏، میبینی برای غربیها، این، جنگ آنوریها محسوب میشود و نیازی نمی بینند، برای واکنش نشان دادن به جنایات جنگ. سکوت و بی تفاوتی شان، نشانه شومی است از چشم فروبستن به سلاخیها. در برابرشان، نه یک ارتش، که یک میلیشاست. و این برایشان شکست بزرگی است. همه لطفی که میکنند به مسلمانان، آن است که به اسرائیلیها، یک هفته، برای نابودی حزب الله فرصت داده اند. عجیب است، که فاصله مان، دارد از آنها، هرچه بیشتر میشود.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ تیر ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :دیگران و تگ های این مطلب :رسانه


توهین

اسراییل و بازداشت 64 مسوول دولت حماس
توهینی بزرگتر از این، برای ملتی که میخواهد راه صلح در پیش بگیرد، حتی اگر اشتباه نیز در این راه کند، وجود ندارد.
اگرچه این موضوع اختلاف فتح و حماس را فیصله خواهد داد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ تیر ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :دیگران


مظلومیت

هنوز هم فکر میکنم یکی از بزرگترین مظلومیتهای ائمه شیعه در این است که مدافن بسیاری شان در سرزمینهای عربی است. وضع امام رضا (ع) در ایران را با بقیه مقایسه کنید. متوکل، مشعشیان و وهابیون و این آخریها هر کدام یک باری همه یا بخش اعظم عتبات عالیات را به آب بستند و یا با خاک یکسان کردند و حرم امام رضا فقط یکبار به توپ روسها صدمه دید. مهمانوازی ما زبانزد خاص و عام است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :دیگران


صلح

هنوز از این جمله ماندلا میتوان درس گرفت:

فراموش نمیکنم اما میبخشم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :دیگران و تگ های این مطلب :سیاست


روزگار بیوفا

۱. «چه کسى گفته ناوگان هوایى ما فرسوده است؟ میانگین عمر ناوگان مثلاً ۲۰سال است. مگر شما در ۲۰سالگى فرسوده هستید؟ دیگر از کلمه فرسوده استفاده نکنید.» سعید حسامى مدیرعامل شرکت هواپیمایى جمهورى اسلامى درباره عمر بالاى پرنده هاى هما این گونه گفت و گفت: اینقدر در روزنامه ها علیه هواپیماهاى شرقى ننویسید، خدا را خوش نمى آید. شرق ۱۸ بهمن ۸۴
کسی میداند این آقای سعید حسامی قبلا چه کاره بودند؟
۲. مصداق این شعر باباطاهر که میگفت
گل از ما دیگری گیره گلابش
حماس نیست؟ همان شرق
امیدوارم حماس ها سری به ایران هم بزنند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :منطق و تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :دیگران


موهومات و اصالتها

دنیا را جو گرفته است که در مقابل اعتراض مسلمانان، به توهین به حضرت رسول، برای دفاع از آزادی بیان، توهین به مقدسات مسلمانان را، با حدت بیشتری پی بگیرند. فرض کنیم مسلمانان نیز بمنظور چزاندن اونوریها، با باطل خواندن افسانه هایی در باره هولوکاست، و یا هر باور غیرقابل خدشه غربیها، همین بازی را در آورند، و خوب حتما، به جنایت علیه بشریت محکوم میشوند، با این دلیل که، آنجا از یک عنصر اصیل بنام آزادی بیان دفاع میشود و اینوریها از یک واقعیت تاریخی گریزانند. خوب دنیا دست اونوریهاست و یکی میشود اصلی اصیل و آن دیگر میشود خیالات. ولی خیلی سخت است که هر دو را اصیل ندانیم و یا هر دو را موهوماتی برای دیگران بدانیم.
فکر میکنم در همه جا توهین به ایده های طرف مقابل، کاری ناپسند باشد. چه اینور و چه آنور.
آنچه در این میان عذاب آور است درکی سطحیست که از اسلام چهره مینمایاند. از بن لادن به درکی از پیامبر اسلام رسیدن، مانند آن است که هیتلر را محصول نیچه بدانیم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :دیگران و تگ های این مطلب :منطق


اسلحه و انتخابات

با پیروزی حماس در انتخابات فلسطین، جز فلسطینیها، همه شکست خوردند. هم اسرائیلیها، هم خود حماس، هم شرق و هم غرب. فلسطینها، حریفانی را که بهم شلیک میکردند، روبروی هم بر روی میز نشاندند. امیدوارم هر دوطرف، حرف زدن را هم بخوبی کشتن، بلد باشند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ بهمن ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :دیگران و تگ های این مطلب :سیاست


بمب اتمی

تصور میشد جهان در خصوص عدم استفاده از بمب اتم، تحت هر شرایطی، به توافق رسیده بود، فقط به این دلیل ساده که، این یکی از اصلی ترین وسایلی است که میتواند زندگی در کره خاکی را به انتهای خویش برساند. سیاست مداران نیز هرگز سعی نکردند خلاف این بینش را ترویج کنند.
حالا شیراک میگوید که برای مقابله با تروریسم، حق استفاه از این سلاح، برای فرانسه محفوظ است. آنچه در این میان تهوع آور است این است که نفس استفاده از بمب اتم از نظر ارزشگذاری، خنثی است و آنچه این عمل را موجه یا ناموجه میسازد، نیت استفاده کننده است. منطقی که تقریبا تمامی نظامات ضد انسانی، برای توجیه اعمال غیراخلاقی شان، از آن بسیار خوب سود می جویند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :دیگران و تگ های این مطلب :منطق


ایران، گاز، روسیه

۱. بر اوکراین، قطع گاز روسیه سخت آمد.
۲. اوکراینی ها، برای کمک به انتقال گاز ایران به اروپا، اعلام آمادگی میکنند.
۳. احتمالا چرخش اوکراینی ها، چندان خوشایند روسها نباشد.
۴. بنابراین روسها یک امتیاز منفی در کارنامه ها ایرانیها ثبت خواهند کرد.
۵. چانه زنی با امریکائیها در خصوص برنامه هسته ای ایران، اگر برای ما آب نداشته باشد، برای روسها نان که دارد.
۶. احتمال چرخش روسها به سمت امریکائیها، در موضع گیری نسبت به برنامه هسته ای ایران، کم نمیباشد.
۷. غیر قابل اعتماد ترین دوستهای ایرانیها، روسها هستند.
۸. مدت ۲۰۰ سال است که روسها کم از ما نبردند.
۹. چرا ما هیچ ارتباط استراتژیکی با روسها، جز دادن پول که برایمان نیروگاه هسته ای بسازند و هنوز ۱۰ سال از زمانی که برای راه اندازیش اعلام کرده اند میگذرد و راه اندازی نشده است، نداریم؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :دیگران


گاز روسیه

امیدوارم بلائی که روسیه بر سر اوکراین در خصوص گاز آورد، سر ایران موقع تحویل سوخت غنی شده نیروگاه نیاورد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :دیگران و تگ های این مطلب :سیاست


اعراب

نمیدانم چرا هر وقت نهج البلاغه میخوانم، اول چیزی که به ذهن متبادر میشود، سرسختی اعراب است. بطور نمونه نگاه کنید به خطبه ۲۷نهج البلاغه ؛
... با شما جنگ میکنند و شما جنگ نمیکینید، خداوند را معصیت میکنند و شما راضی هستید، وقتیکه بشما در ایام تابستان امر کردم که بجنگ ایشان بروید گفتید اکنون هوا گرم است ما را مهلت ده تا سورت گرما شکسته شود، و چون در ایام زمستان شما را بجنگ با آنها امر کردم گفتید در اینروزها هوا بسیار سرد است بما مهلت ده تا چندانکه سرما برطرف شود، شما که این همه عذر و بهانه از جهت فرار از گرما و سرما میآورید پس سوگند بخدا از شمشیر زودتر فرار خواهید نمود، ای نامردهائی که آثار مردانگی در شما نیست، و ای کسانیکه عقل شما مانند عقل بچه ها و زنهای تازه به حجله رفته است، ایکاش من شما را نمیدیم و نمیشناختم که سوگند بخدا نتیجه شناختن شما پشیمانی و غم و اندوه میباشد، خدا شما را بکشد که دل مرا بسیار چرکین کرده و سینه ام را از خشم آکندید، و در هر نفس غم و اندوه بمن خوراندید، و بسبب نافرمانی و بی اعتنائی بمن، رای و تدبیرم را فاسد و تباه ساختید....
و فکر میکنم اگر اسلام در میان مردمانی دیگر پدید می آمد، دردسرهای کمتری را متقبل میشد. شاهدم نیز آیه ۹۷ سوره توبه که حضرت حق میفرمایند: اعراب در کفر و نفاق از دیگران سخت تر و به جهل و نادانی احکام خداوند سزاوارترند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ دی ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :دیگران


دیگران

مونیخ خیابان شیلر نزدیک ایستـگاه قطار.

 

سرزمینی ناآشنا با مردم و سابقه ای نا آشناتر. تصورت درست است در باره این سرزمین. آدمهای عادی همه کشورها مثل همه هستند فقط نخبه هاشان با هم متفاوتند. تصاویر زیاد. مردی الکلی با زخمی عمیق در دست. زنانی مسن که باید کار کنند حتی اگر دستانشان بلرزد. در هانوفر زنی با روسری در حال گدایی. پسران و دخترانی در هیبتهای نامانوس.

 

کیبرد این مرکز بعضی کلمات را ندارد. البته احتمالا دارد و وقتی برای پیداکردنش نداری

 

افرادیکه در نمایشگاه بدنبال کیسه های کالا هستند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :دیگران


پاپ

پاپ ژان پل دوم درگذشت
نمیدانم چرا برایم مهم بود؟ شاید بخاطر شجاعتش در گرفتن تصمیمهای خطیر و موضعگیریهای اجتماعی و سیاسی اش و تلاشش برای تقریب بین المذاهب و لهستانی بودنش و جانشین مسیح بودن و شرکت در جشنی دستجمعی و دست در دست جوانان با کهولت سن رقصیدن و حضورش در مسجد دمشق بعنوان یک واقعه تاریخی از حضور غیرمسلمانی در مسجد و هلیکوپتر زدن جوانی روبرویش و تماشای او. انگاری از جنس دیگر بود.


  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :دیگران