مردم

آدمی در آزادی خویشتن است و خود را متجلی می سازد در دو پست قبلی برای دیدن مردم کامنت ها را جای خوبی دیدم اگر حوصله داشته باشید خیلی چیزها دستگیرتان می شود

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
تگ های این مطلب :رسانه


رسانه

اعراب پیش روی الجزیره نقش انقلابیون را بازی می کنند. گویی کارگردان بهار عربی است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ آذر ۱۳٩٠
تگ های این مطلب :رسانه


رسانه

مشهورترین رشته ایرانی، رشته خوشکار است

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :رسانه


دارا و ندار

آقای ده نمکی محل تلاقی سینمای فیلمفارسی، فیلم هندی و وسترن اینالیایی است.

کاشکی کمی حوصله میکرد و بعضی فقط در حد 6 یا 7 تا فیلم درست حسابی هم میدید.

دروازه را خالی کردند، همه بازیکنان حریف را اخراج کردند، داور جلوی بقیه بازیکنان رو هم گرفته، همه ستاره ها رو در اختیارت گذاشتند، ابر و باد و مه خورشید و فلک در اختیارت هست، خوب عزیز جان یک گلی چیزی بزن دیگه اه.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ فروردین ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :رسانه و تگ های این مطلب :فیلم


شعور و رسانه

پلیدترین نیروهای ضد مردم، کسانی نیستند که دختران و زنان و بچه ها را مورد ضرب و شتم قرار میدهند، یا بسوی افراد بی پناه شلیک میکنند. کسانی اند که ارزشها و آرزوهای مردم را به سخره و استهزا میگیرند.

ناکارآمدترین ها، نیروهایی هستند که در موقع عملشان، وظایفشان را بخوبی انجام نمی دهند.

احمفترین آدمها کسانی هستند که دیگزان را احمق فرض میکنند.

دولت فکر میکند که رسانه تلویزیون می تواند، آن کارآمدترین نیرو باشد. پس با تمام قوا به میدان می آید. هر شب میتوانید فیلم کمدی تماشا کنید. تصور میکند با جومونگ میتواند به مصاف الله اکبر برود. حمعیتهای میلیونی را متهم به اغتشاش و اراذل و اوباشی گری میکند. مدام در حال پاسخ دادن به سوالاتی است که همه مردم میدانند اما هرگز در تلویزیون بیان نمیشود. وکیل و وزیر و اکره و نکره در حال سوال یا توهین به موسوی اند اما حاضر نیستند صدایش را بشنوند. دیگران را احمق فرض میکند اما ابلهانه ترین گافها را مرتکب میشود. به شعور همه توهین میکند.

تمام رسانه موسوی و مردم بلندگوی سبزی فروشی است. اما صدایش از هر بوق و کرنایی بلندتر است.

میرحسین در میدان توپخانه عکس از وبلاگ آشپز باشی عزیز

اما دو میلیون نفر در زمانه ای که هیچ رسانه ای برای مردم نیست، در عرض یکروز همدیگر را برای تظاهرات مطلع می سازند.

اینکه اس ام اس یا سیستم ایمیل و اینترنت مملکتی قطع باشد شاید نشانگر اقتدار دولتی برای خاموش کردن صداها باشد، اما بیش از آن نشان از آن دارد که این سیستم بدین عریض و طویلی هنوز نتوانسته است، از تکنولوژی سود ببرد. هنوز قادر نیست از این فرصتها سود ببرد و آنها را به سان سلاح دشمنانش می بیند.

این جنگ شعور و رسانه است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :رسانه


جعبه مار

روبروی رسانه های فارسی زبان که می نشینی، یا باید احساس شرمساری و خجالت کنی، از اینکه ایرانی هستی یا در ایران زندگی میکنی، بسکه بد و بیراه نثارت میکنند بابت این بی دست و پایی ات.

یا اینکه ملقب به القابی موهن و زننده شوی، اگر مرد هستی یا مذهبی داری، و خلاصه میتوانی هزاران ناسزا بشنوی که یا نثارت میشود و یا به یکی و یا گروهی حوالت میدهند. خداوندان حرمت کلام. جوری که برنامه هایشان عموما بالای ١٨ سال است.

یا اینکه بنشینی به پیامهای عمیق خوانندگان و هنرمندانی که مدتی زیادی نیست که از خانه شان قهر کرده اند یا در سنین شصت هفتادسالگی هم دست از مبارزه با کهولت سن که هم مخرب جسم است و هم عقل برنمیدارند. و تنها کار مفیدشان آواز خواندن بود.

با آدمهایی که هنوز فکر میکنند مصدق نخست وزیر است و مردم را به این اطلاعات تاریخی مفتخر میسازند.

یا کسانی که هم هنرمند هم شاعر هم سخنور هم سیاستمدار هم روزنامه نگار و هم بازیگر و خلاصه آنچه خوبان همه دارند آنها یکجا دارند.

یا افرادی که مدام در حال حرف زدن هستند و هیچ رخدادی سبب نمیشود که حتی زیر تصویرشان عنوان "خبر فوری Breaking News" درج شود بسکه حرفهایشان قلمبه و سلمبه است.

یا آنهایی که دارند داروها و تجهیزاتی را معرفی میکتتد که قادرند تمام مشکلات آدمی را از کچلی و گری گرفته تا مرگ درمان کنند.

همین است که فقط در حد ثانیه ای میتوانی تحملشان کنی.

شنیده بودم که بی بی سی دارد کانالی فارسی ایجاد میکند و البته با سابقه سایت خبری اش تصورم این بود که جذابیتی نباید داشته باشد برایم. اینکه مدتهاست منبع خبری ام را بی بی سی انتخاب نمیکردم. بسکه یکسویه بود چیزی تو مایه های VOA.

اما مدت کوتاهی فرصت شد که برنامه هایش را ببینم و اعتراف میکنم شاهکار است. هنوز فقط انگلیسی ها هستند که ما را بدرستی می شناسند اگر نگویم ما چنان رفتار میکنیم که آنها میخواهند.

حداقلش اینکه احساس حماقت، بی شعوری، خیانت، نادانی، نفهمی، بی شعوری، بزدلی به آدمی دست نمیدهد.

اینکه بسکه بقیه حرفی ندارند برای گفتن باید بری تو نخ لباس و طرز آرایش و حرکات گوینده، اینجا عده ای جوان که معلوم است تیمی حرفه ای پشتشان هست ترا نگه میدارند پای این جعبه مار.

اینکه تا دهان طرف باز میشود، تو خودت را در آنور مرز ایدئولوژیک گوینده میبینی، که آماج حملات مختلف کلامی قرار میگیری، یعنی اینکه تو دشمنی یا قریب خورده. اینجا خوشبختانه برایت چنین آزمونهای هول آوری تدارک نمی بینند.

اینک ممکن است برای تو هم اصل خبر مهم باشد و اقلا یکی شان یادش بیاید که اول باید خبر را گفت بعد در باره اش مزخرف گویی کرد. پس اقلا به عنوان رسانه، وظبفه ات را این ببینی که خبر بدهی. مثلا سخنان اوباما را در اجلاس لندن در کنفرانس خبری اش بصورت زنده پخش کنی، نه اینکه بنشینی در باره کوفت و زهرمار مملکت گل و بلبل ما افاضات بفرمایی.

امیدوارم این شاید تنها رسانه قارسی زبانها همین گونه باقی بماند

خنثی اما سریع و دقیق

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ فروردین ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :رسانه


مرجع خبر

از خنده دار ترین مراجع خبر و دانش، اینترنت است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :رسانه


شرق دیگران و غرب ما

۱. میدانم نوشتن در باره تعطیلی شرق، که دیگر این اواخر چندان چنگی به دل برای خواندن نمیزد، کمی دیر باشد. خیلی ها میتوانند موضوع را سیاسی قلمداد نمایند، اینکه شاید در فضای انتخاباتی، برخی ها که زور بیشتری دارند، شاید دوست داشته باشتند بعضی ها نباشند، و با چنین توجیهاتی تمام بار مسئولیت را از دوش خویش بردارند.

۲. این تعبیر که هیچ چیزی، آزادی افراد را محدود نمی نماید، الا آزادی دیگران، چندان نیاز به ارائه حجت و دلیل نداشته باشد.

۳. این تعبیر جان رالز، در موضوع عدالت نیز، چندان نامعقول به حساب نمی آید، که تنها نابرابریهایی موجه اند که همگان از آن منتفع شوند.

۴. ارزیابیهای اعمال و رفتارها را نه در حیطه انگیزه ها که در حیطه روش و نتایج نیز باید تسری داد.

۵. از این دو تعبیر میتوان نتیجه گرفت که آدمیزاده تقریبا در هیچ نظام سازگاری از تعیین حقوق و تکالیف، فعال مایشاء نیست. و این دیگران هم از اهمیتی برخوردار هستند.

۶. با این مفروضات تصور میکنم مسئولیت اخلاقی تعطیلی شرق و به تبع آن آسیب رساندن به افرادی دیگر که از راه شرق ارتزاق میکردند، میخوانندش، در آن می نوشتند، کمی هم به عهده شخص آقای مجتبی پورمحسن باشد حتی با آن همه توجیهات مطولش.

۷. قربانی دانستن ایشان و درونی سازی سانسور و همه زشتی ها را در دیگران دیدن و چیزهایی از این دست، یعنی اینکه افراد چندان تعهدی اخلاقی، در مقابل رفتار و نتایج اعمالشان ندارند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :رسانه و تگ های این مطلب :ضعفها و تگ های این مطلب :اخلاق


خراب

به آدرس http://www.persianblog.ir/ که وارد می شوی متنی قرار دارد که از همان چند جمله بر می آید که:

  1. بی شک طرف (طرفها) عربند. نگاه کنید به کلمه ما در جمله اول و مشغله  در پاراگراف آخر و مذنوب در بخش خاتمه. اینهمه غلط انشایی تهوع آوره.
  2. ایرانی ها ۱٪ جمعیت جهانند و فارسی زبانان ۵۰٪ یا ۶۰٪ از ایرانیان را تشکیل میدهند. ضریب نفوذ اینترنت در میان این فارسی زبانان هم نباید از ۱۰٪ بیشتر باشد و در این میان شاید زیر ۱۰٪ چیزی در وبلاگ ها مینویسند. اینرا هم به اینها نمیخواهند. زیاد به رقم ۸۰۰۰۰۰ تایی وبلاگهای پرشین بلاگ دل نبندید که بسیاری شان حالا تعطیل است.
  3. مدیریت جدید پرشین بلاگ لقب است نه اسم اینها اسم ندارند. ایشاا... نامدار شوند.
  4. ربطی به موضوع شاید نداشته باشد اما با این بازی ها همچنان در persianblog.ir خواهم نوشت.
  5. خانه های بسیاری اند که بر آب بنا نهاده شده اند این یکی اش.
  6. من هموطنی ندارم که از کلمه مذنوب در جمله ای فارسی استفاده نماید. چندان علاقه ای به داشتن آسمانی مشترک با اینها ندارم.
  7. یک روزی ما هم سوار خر مراد خواهیم شد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :اخلاق و تگ های این مطلب :ضعفها و تگ های این مطلب :رسانه


به سوی دمکراسی

تلویزیون ایران به مدت دو شب برنامه ای تحت عنوان به سوی دموکراسی پخش کرد که اعترافات سه نفر بنامهای رامین جهانبگلو، هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش را با صحنه هایی از تظاهرات و غلیان های سیاسی کشورهای آسیای میانه و اروپای شرقی را با هم ترکیب کرده بود.

 

صغری و کبرا ها اینها هستند:

 

  • در آن کشورها با یک انقلاب رنگی و براندازی نرم هیات حاکمه قبلی برکنار شد.

     

  • گرداندگان اصلی این برنامه ها عده ای خارجی بودند.

     

  • این خارجی ها عده ای را به دموکراسی علاقمند کردند.

     

  • بعد بهشان پول یا بورس یا روزنامه دادند یا بردنشان سمینار، که بقیه را تحریک کنند و آنها انقلاب رنگی بکنند.

     

  • این بانیان اعضای یک بنیاد متعلق به شخصی بنام سوروس بوده اند.

     

  • سوروس یک یهودی است.

     

  • سوروس از مبانی فکری پوپر فیلسوف نمای یهودی در خصوص جوامع آزاد سود جسته است.

     

  • سوروس با رهبران امریکایی زیاد پالوده خورده است.

     

نتیجه گیری ها اینها است:

 

  • هرکی با سوروس مرتبط باشد برانداز است و جاسوس.

     

  • هرکی پوپر خوانده باشد برانداز است و جاسوس.

     

  • هرکی پولی از خارجی ها بگیرد برانداز است و جاسوس.

     

  • روزنامه نگاران، اندیشمندان، استفاده کنندگان از بورسهای تحصیلی، یهودیان، خوانندگان آثار پوپر، امریکاییها، جوانها، دانشجویان به علت گول خوردن از دشمن و بقیه مردم به علت گول خوردن از آن قبلی ها متهم هستند.

     

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :رسانه و تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :ضعفها و تگ های این مطلب :منطق


شیر بی یال و دم و اشکم

یکی از صحنه هایی که این چند روز از تلویزیون پخش میشود پوشش خبری و تحلیلی در باره حرکتی است که توسط نیروی انتظامی در حال انجام است و بنام مبارزه با ارذال و اوباش خوانده میشود. خیلی ها البته از دیدن برخی صحنه هایش اعلام انزجار میکنند و در وبلاگ هم کم نبودند کسانی که این سنخ حرکتها را برنتابند. چندان در صدد موضعگیری به نفع یکی یا علیه دیگری نیستم.

میدانم لیست بلند و بالایی از نقاط ضعف این گونه حرکتها را میتوان برشمرد مانند:

  • این حرکتها فرض اساسی علم حقوق جدید را که فرض بر بیگناهی افراد است را خدشه دار میکند پس با آن در تعارض است.
  • این سنخ حرکتها سبب میشود که کینه های شخصی بتوانند پشتوانه نیروی حکومتی پیدا کنند. کافی است به کسی که دلخورم نسبت رذالت بدهم.
  • کمتر جایی در قانون برای سیئات اخلاق شخصی، مجازاتی تعیین میکنند. کسی را بخاطر صرف دروغ گفتن محکوم نمیکنند.
  • کلماتی چون اراذل و اوباش چنان بار معنایی موسعی دارند که چندان بکار مجریان قاونون نمیآید مگر آن که دست به تفاسیر فردی از قانون بزنند و این سنخ تفسیر نیز با ایده اصلی شارع و قانونگذار در تعارض است.
  • البته نمایش تصاویر خشونت آمیز بیش از آنکه مربوط به بحث ما باشد به اخلاق رسانه ای است و در این حیطه نیز کم خطا وجود ندارد.

و این لیست را هنوز هم میتوان طولانیتر و طویلتر نمود.

اما در این میانه فرضی مغفول مانده است و آن این است که تسری قانون گاه ممکن است در جامعه ای چندان زیاد نباشد و یا سلطه آن چندان مستحکم نباشد. در این حالت علیرغم وجود قوانین، انجام اعمال خلاف قانون نیز بسیار رواج دارد گویی که میتوان گفت قانونی وجود ندارد. و همه میدانیم که در جامعه بی قانون، زور  تنها قانون باقیمانده و حاکم است. همین است که میتوانی باج بگیری، به حقوق دیگران تعرض کنی، تجاوز به عنف کنی، ضرب و شتم کنی و هرآنچه که در یک جامعه قانونمند جرم محسوب میشود، را انجام دهی.

در چنین موقعیت بحرانی، عموما خود افراد دست به کنترل و مجازات خاطیان به حریم آزادی خویش میزنند. اما گاه یک پلیس بی یال و دم و اشکم هم ممکن است چنین کاری را به انجام برساند. میدانم روش چندان خوبی نیست این گونه روشها. اما گاهی برای نشان دادن اقتدار قانون، در سرزمین بی قانون، حرکتهایی این چنین چندان هم بد نباشد. شاید گامی باشد برای تسلط قانون و کشاندن همه به راه تمکین به قانون.

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :رسانه و تگ های این مطلب :منطق


وبلاگ و رادیو

یکی از حیطه هایی که توسط وبلاگها به شدت دستکاری شده است و حتی میتوان گفت آن را به شدت لاغر و ضعیف کرده است، رادیوها هستند. روزگاری بود که متون ارزشمند رادیو توسط کسانی ساخته و نوشته میشد که در روزگار کنونی دارند وبلاگ مینویسند. همین است که که یکی از استغاثه های همیشگی برنامه های رادیویی، درخواست ارسال متن برای آنها ست و گاه به صورت توهین آمیزی متونی از فضای مجازی را سرقت می کنند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :وبلاگ و تگ های این مطلب :رسانه


نرگس

به مدت چندین سال، با کارهای خوب مهران مدیری، که عموما، طنزی فاخر را، به تصویر می کشید، مردم ایران، میتوانستند شبها بخندند و البته سخت ترین کارها خنداندن ایرانی جماعت است. هر چند آن کارها، به کارهای مبتذل مهران غفوریان و دیگران ختم بخیر نشد و تمام شد آن هر شبان خندان ایرانیها. حالا تلویزیون قصد دارد، تلافی همه آن خنده ها را، نه با گریاندن ایرانیها، که راحتترین کار است گریاندن ایرانیها، بلکه با نمایش مجموعه ای از آدمهای روانی و هیستریک، از مردم بازستاند. بنابراین پربیننده ترین برنامه شبهای تابستان امسال، میشود سریالی به نام نرگس، که غیراخلاقی ترین، عصبی ترین، و گندترین روشها را، برای ایجاد استرس در مردم به نمایش میگذارد، آنهم در بدترین ساعات شب. برای خندان هر شب باید طنزی نو آفرید، اما برای ترساندن مردم، باید هر شب روشهای شنیع تر را به نمایش گذاشت، که آن اولی کاری است بغایت سخت و این آخری بغایت آسان. امیدارم تابستان نرگسی هرچه زودتر تمام شوند.

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ شهریور ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :رسانه و تگ های این مطلب :فیلم


جنگ

به خبرها که مراجعه میکنی‏، میبینی برای غربیها، این، جنگ آنوریها محسوب میشود و نیازی نمی بینند، برای واکنش نشان دادن به جنایات جنگ. سکوت و بی تفاوتی شان، نشانه شومی است از چشم فروبستن به سلاخیها. در برابرشان، نه یک ارتش، که یک میلیشاست. و این برایشان شکست بزرگی است. همه لطفی که میکنند به مسلمانان، آن است که به اسرائیلیها، یک هفته، برای نابودی حزب الله فرصت داده اند. عجیب است، که فاصله مان، دارد از آنها، هرچه بیشتر میشود.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ تیر ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :دیگران و تگ های این مطلب :رسانه


جام جهانی فوتبال

این همه هیاهو که از فردا شروع میشود نه جادوی فوتبال، که شعبده رسانه است. یکی از تهوع ترین اختراعات بشر، بی شک تلویزیون است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ خرداد ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :رسانه


ایرانی بازی

با این گاف فکر نمیکنید رئیس خبر BBC ایرانی باشد؟
لینکی وجود ندارد
نویسنده: ...
چهارشنبه، 3 خرداد 1385، ساعت 19:21

tebghe ma'mul bozagtarin gaaf be iraanihaa ta'logh migire
jenaabe baaztaabi hatta nafahmide jariaane dorost chi bude va faghat ie chizi shenide va neveshte
in etefaagh nesfe shab oftaade ke osalaman kasi baraaie estekhdaam nemiaad
taraf raanandeie taaksi bude
gaafe jaalebi bud kolli mishod saresh khandid

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :رسانه


حمله

جدا همه سرو صداهای حمله نظامی به ایران خوابیده است؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :رسانه


بازهم ناسازگاری

نمیدانم چطور از آن همه مقدماتی که آقای قوچانی در مقاله برخاستن راست از دنده چپ چیده است، که از ۲۷ اسفند میتوانید روی سایت شرق بخوانید، به ناسازگاری در جریانات سیاسی نمیتوان رسید. موضع گیریهای سازگار نسبت به مفاهیمی مانند آزادی، برابری، قدرت، اقتصاد، فرهنگ و ... هرگز در بین این جریانات شکل نگرفته است، به همین خاطر همیشه با احزاب، گروهها و محافلی روبرو هستیم که شکلی هشت الهفت دارند. عین فیلی که آخر شهر قصه پیدا میشود.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :رسانه و تگ های این مطلب :گفتگو


شکست و پیروزی

حافظه تاریخیمان خیلی بیاد ندارد که در جنگی با دیگران پیروز شده باشیم، حداقل در این دویست سال گذشته که تحقیقا اینگونه بود. اما هیچ یک نیز جندان یاد نداریم که شکست دهندگان ما نیز چندان دیر پائیده باشند که ایرانی به حساب نیایند و این را شاید پیروزی به سبک ایرانیان نامید.

 

این هم نقش کت و شلوار در حفظ آدمی.
این هم دلیلی برای اثبات نظر شایان

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ اسفند ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :رسانه


اینترنت ایرانی

فضایی که تنها منبع خبرش ایرنا است و تنها کار قابل تصورش، وبلاگ نوشتن است بدون آنکه حتی گاهی قادر باشی وبلاگ بقیه را بخوانی. حداکثر چیزی در حد کتاب اول، که البته جستجویش بسیار کندتر از آن هم هست.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :رسانه


تردید

خبری برای تحیر و تردید بین گریستن و خندیدن:
شرق ۱۰/۱۰/۸۴:
عجیب تر اینکه یک گروه تروریستى دیگر در عراق «برنار بلانش» یک تبعه فرانسوى را به گروگان گرفته و از دولت فرانسه خواست که نیروهایش را از عراق خارج کند!! این در حالى است که فرانسه هیچ نیروى نظامى در عراق ندارد. دیروز وزیر خارجه فرانسه با توضیح همین مسئله از گروگانگیران خواست که او را آزاد کنند.

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :روزمره ها و تگ های این مطلب :رسانه


ملت غیرقابل پیش بینی

احتمالا اصطلاح مندرج در عنوان فوق را زیاد شنیده اید و خوانده اید. اینکه ملت ایران یکی از غیرقابل پیش بینی ترین ملل دنیاست. ببینیم همینجوریست؟
این خصلتها در ما زیاد دیده میشود:
تعداد اندیشمندان و روشنفکران در جامعه ما کمی یا شاید زیادی بیشتر از متوسط جهانی است.
تعداد محققین ما اما کمی یا شاید زیادی کمتر از متوسط جهانی است.
مفروضاتم این است که محقق عموما داده تولید میکند و روشنفکر هم عموما داده ها را پردازش میکند تا قانون و قاعده استخراج کند.
عزیزی بسیار گرامی ذمی شبیه به مدح برایم داشت که فیلم ندیده را نقد میکنم و منهم مدحی شبیه به ذم برایش داشتم که سینمای کشوری را بدون دیدن حتی یک فیلم از آن سینما، نقد میکرد.
جلال آل احمد خدابیامرز و دکتر شریعتی که نسلی را ساختند با این دومی یعنی محققین سر دشمنی و با آن اولیها سرسپردگی بسیار داشتند.
معمولا داده های مورد نیاز برای تجزیه تحلیلها را خود استخراج میکنیم و بعنان یک تخصص ویژه ارزیابی نمیشود.
معمولا حیطه جمع آوری داده ها برای تجزیه تحلیل دور برمان هست. خانواده، همکاران و هم محلیهایمان.
معمولا حتی خوب به دور وبرمان نگاه نمیکنیم. چون تقریبا در هیچ ساحت و زمان از عمر برای آن آموزش نمیبینیم.
هیچ تناسبی بین میزان داده ها و حجم تجزیه تحلیلها وجود ندارد. در دفتر فرهنگی شریف یک مرض مسری وجود داشت که با تعداد کمی داده می نشستیم و جامعه و تئوری و اندیشه ای را نقد میکردیم.
نتایج عجیب و غریب که امروزه برای پدیده های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ... طرح میشود مبتنی بر مفاهیم و عناصریست که هنوز هیچ تحقیقی در باره آن انجام نپذیرفته است.
روشنفکر، فقرا، بهبود اوضاع اقتصادی، چپ روی یا راست روی و.... که تا بحال هیچ مبنای تحقیقی و آماری نیافته اند فراوان در تجزیه و تحلیلها مان بکار گرفته میشود.
بهمین خاطر فکر میکنیم با ملتی غیرقابل پیش بینی طرف هستیم. آیا واقعا اینگونه است؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :رسانه