شهری

بخشنامه شمارهء 7932-22172/مورخ 31 ر 6 ر1316

رونوشت بخشنامه شماره 7437-19-6-17 ریاست وزراء بشرح ذیل:

بموجب پیشنهادهای وزارت داخله نامهای جغرافیائی ناحیه گرگان و قسمتی از کردستان که‏ بزبان بیگانه بوده در فرهنگستان مورد مذاکره قرار گرفته و 64 کلمه آن بفارسی تبدیل و در تاریخ‏ 20 ر 4 ر 17 بشرف عرض پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهی رسیده و مورد تصویب واقع گردیده‏ است،

نامهای جدید را بضمیمه ارسال میدارد مقتضی است قدغن فرمائید برای بکار بردن آنها اقدام‏ لازم بعمل آید.نخست‏وزیر

اسامی جغرافیائی گرگان-ناحیهء گرگان لغت سابق لغت‏های پذیرفته‏شده

بندر جز =بندر گز

کرد محله =کرد کوی

گمش تپه= گومیشان

بشیوسقه= پنج پیکر

ارخ =نزار

سلاخ =سرلاد

داز =دازه

یلقی= نوشروان

قان یوخمز پناه ده-که مخفف‏شده بشکل پناده‏ گفته خواهد شد

قوجق =کوچک

گنبد قابوس= گنبد کاوس

امچه‏لی =بناور

زنگی یا زنگو محله زنگیان

پیشیک محله= وشمگیر

زیارت =زیار

رباط گوزلک= دیدگاه

حاج علینقی= مازیار

خدیحه =خدیش

منبع: سایت خبری اجتماعی فرهنگی ترکمن های ایران

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ های این مطلب :ریشه ها


ریشه ها

اینروزه غرق زمانه شهر خویشتنم در اوایل قرن بیستم.

روزگار چپاول کردن و غارت شدن، ویرانی و ارزانی مرگ

در خاطرات خانواده گی، مادر بزرگ مادری بدلایل بسیار همیشه حضور پر رنگ داشته است. کحال نام، زنی که با معیارهای حتی امروزی مستقل از مردان می زیست و سایه هیچ مردی را بر سرش برنمی تابید. داستان زندگیش با همسر اولش ولی الله نام که پسر عمویش هم بود گره می خورد. همسری که سری نترس و شجاع داشت و نزاع بسیار با ترکمنان داشت. سرانجام آنچه که در خاطرات آمده است اینکه شاید به دسیسه ای ترکمنها در روستای زنگی محله بقتلش میرسانند و نعش مثله شده اش را در قبال وجهی تحویل کحال می دهند و چنان این موضوع بر کحال سنگین می آید که سالی بی خبر از خویش و زندگی اش می شود.

کتاب مخابرات استراباد شرح وقایع تقریبا هفتگی استرآباد و حومه است که توسط وکیل الدوله ای برای سفارت انگلیس تلگراف می شود و از جمله در ص 636 در وقایع فوریه سال 1919 آورده است:

"غره ماه فرواری نه نفر رعیت کردمحله بعنوان چپاول جنب قریه زنگی محله بسخو داشته، دو نفر ترکمان از قریه بیرون آمده به صحرا بروند ترکمان را تیر زده کشتند. رعیت زنگی محله به حمایت تراکمه مقتول که مهمان آنها بود]ند[ دو نفر رعیت کردمحله را تیر زده و تعاقب کردند، ولی الله نام که بسیار ناترس و شجیع بوده مقتول و دیگری مجروح شده فرار کردند. نعش ولی الله را هم تراکمه به صحرا برده آتش می زنند."

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٢
تگ های این مطلب :ریشه ها