زنان سیاستمدار

برخی از موضوعات برای تحقیق تاریخی در باره تاریخ اروپا:

چرا ناگهان در قرن شانزدهم زنان نقش مهمی در سیاست می یابند از فرزندان هنری هشتم در انگلستان، ماری و الیزابت، گرفته تا ماری استوارت اسکاتلندی،‌ و زنان نایب السلطنه. علل و عوامل این موضوع و تاثیر و تاثرات آن بر عرصه سیاست. واکنش دیگران به این امر از جمله نقد بسیار تند جان ناکس اسکاتلندی کالوینیست گرفته تا اقبال مردم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٩
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :سیاست


هیاهو

این روزها طرف های امریکایی مذاکره کننده با ایران تحت فشار مخالفین توافق قرار دارند.

آنچه به ذهن متبادر می شود اینها است:

مخالفین فاقد منطقند.

فقط می پرسند بی انتظاری برای پاسخ شنیدن.

اگر احمق نباشند حتما پول عربها و اسرائیلی ها خیلی زیاد است یا اینها ارزان قیمتند.

در ابن میان جنگ طلبی و له له زدنهایشان برای جنگیدن ترسناک است. این هلهله ها امید که مانند شعارهای اینوری ها باشد بی هیچ برنامه ای برای عمل کردن به آن شعارها

اینکه این توافق به بندی نازک بند است که میتواند براحتی توسط دیگران گسسته شود.

بنظر می آید از این پس این راه حلها قابل طرحند:

اقتصاد دو طرف را باهم قاطی کنند. هجوم سرمایه های آنوری ها، مدافعان توافق سرسختی می سازد که نه برای چیزی جز سرمایه هایشان حتی هیاهوی جنگ را برنتابند. هر چقدر این درگیری اقتصادی با فضای اقتصاد کشور بیشتر باشد امنیت بیشتری به همراه دارد.

دیگری پا گرفتن بخش خصوصی قوی در این ور که می تواند ارتباطات را از دو طرف تقویت کند. چیزهای بسیاری است که افراد می توانند بخرند و بفروشند اما برای دولت ها ممنوع است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٩
تگ های این مطلب :سیاست


دموکراسی آب

پنجشنبه روزی در 27 تیرماه 1347 قانونی در مجلس شورای ملی تصویب شد که کل مسیر مدیریت آب کشور را به کانال دیگری وارد نمود و تبعات و نتایج آن تا سالها گریبان مان را رها نخواهد ساخت. ‌قانون آب و نحوه ملی شدن آن در 12 تیرماه در مجلس سنا و سپس در 7 مرداد ماه همان سال توسط شاه توشیح شد.

فرازهای اصلی این قانون شامل دو مورد مهم زیر است:

  1. تبدیل مالکیت خصوصی آب به مالکیت عمومی و حقابه (فصل اول)
  2. بسط ید وزارت آب و برق به عنوان هم شاکی، هم ضابط قضایی (ماده 21)  و هم قاضی (ماده 25)

تاریخ تسلط دولت ها بر آب کشور تاریخ جذابی است و وضع قانون مزبور بر پایه ای از خوش بینی ها و قول و آرزوها صورت گرفت که وقنی به اجرا رفت بسیاری شان محقق شد و اما بخشی هم محقق نگردید.

تا پیش از قانون مزبور، البته دولت با تشکیل بنگاهی بنام بنگاه مستقل آبیاری خود را شریک آب مردم نموده بود. دولت در این بنگاه توان مهندسی خود را به مصرف کنندگان‌ آب توصیه می نماید (ماده 5) و ادعایی مانند مالکیت آب در آن دیده نمی شود هر چند می شد تشخیص داد که دولتی که به بنگاه داری رو می آورد روزی هم مالکیت را طلب خواهد کرد. در آن روزگاران، دولت، کار اصلی اش بنگاه داری بود. از کارخانه قند گرفته تا راه آهن و بانک و همه چیز با مشروطیت در ید قدرت دولت قرار گرفت که شاید در آن زمان اجتناب ناپذیر بود.

دولت اکنون پذیرفته است که کارخانه دار خوب، بهره بردار خوب، مهندس خوب، پزشک خوب، پیمانکار خوب، مشاور خوب و بانکدار خوب و خیلی چیزهای دیگر نمی تواند باشد و دارد از بسیاری از مشاغل گذشته اش دست بر میدارد اما آیا می تواند میرآب خوبی باشد؟

از گذشته دور تا مشروطیت، مدیریت منابع آبی در یک سازوکار تا حد زیادی مدنی انجام می شد که در این سازوکار بالاترین اقتدار به میرآب سپرده می شد که توسط مردم انتخاب و هزینه هایش پرداخت می شد. فردی که اشراف کامل به مهندسی آب دارد و امکانات و وسایل مختلفی برای تامین و تخصیص و توزیع آب را در اختیار دارد.

از سویی مالکیت زمین با سهم آب تعیین می شود که مساحی با دیگری اما نگهداری سهم آب یا میرآب است.

آن نظام البته کاستی هایی داشت که مهمترین اش نزاع دائمی بر سر منابع آب بود اما بمدت هزاران سال بطرز مناسبی کار می کرد. شاید اینک فرصت مناسبی برای ارزیابی حذف کامل آن نظام مبتنی بر حقوق مالکیت افراد و سپردن مالکیت به دولت باشد. اینکه آن منازعات را تعطیل کردیم اما کلا همه سهم مان را ازدست دادیم معقول بوده است یا خیر؟

دولت ها با این ادعا که صاحب پولند و صاحب دانش، مالکیت را تغییر دادند. اینک که اولی را ندارند و دومی را نیز به بخش خصوصی واگذارده اند، آیا توجیه موجه دیگری بر اقتدار دولت می توان یافت؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢٧
تگ های این مطلب :سیاست


انقلاب 57

ارزیابی رخدادها با نتایجشان باید با این مشکلات دست و پنجه نرم کنند:

نتایج تا چه مدت آن رخداد باید مبنا قرا رگیرد؟ یکسال ده سال صدسال

واقعه ای در تاریخ است که فاقد جوانب بد و خوب با هم باشد؟

می شود امروز را به گذشته برد یا نه؟ یا چه مقدار آن ممکن - مطلوب است؟

نباید ربط منطقی و ضروری بین رخداد و نتایج نشان داده شود؟

همین ها

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۳
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :تاریخ


سرگردان

کتاب نگاهی به شاه اثر دکتر عباس میلانی

تصویری که کتاب از شاه ارائه می کند مرغ دلی در پوست شیر است. مردی خوش شانس در بحرانها که اما از بحران آخر جان بدر نبرد. سرگردان بدنبال جایی برای جان دادن راحت.

همیشه نخست وزیران قوی معضل شاهند قوام و مصدق و امینی آنگاه که دیگر نشانی از وزرای قوی نیست مشکل خود شاه است.

دو پاره گی در قدرت، معضل بن بست سیاسی به همراه می آورد قدرت مطلق، اما فساد و فروپاشی. تناقضی که گویی گریبان ایران را بعد از مشروطیت رها نساخته است. آقای جواد طباطبایی مدعی است ماکیاولی در گفتارها ادعایی می کند که سیاست بعد از او درس فراوان از آن گرفت قدرت باید بین نیروهای قوی تقسیم شود.

با این فرض، بنظر میرسد برای احتراز از مشکل بن بست در شرایط دوپاره گی، طرفین باید قوی باشند که در داستان زندگی شاه، روزگاری شاه و روزگاری رقیب ضعیف بودند و اقویا کمتر با هم برآمدند.

همه بیماری های ما را میلانی یکجا در شاه نشان می دهد. توهم توطئه، خود نظر کرده گی، همه کاره گی، افسرده گی، تذبذب، ترحم انگیز، معضل دیگری

سرنوشت رضاشاه ولع بیمار گونه نظامی گری و هزینه های نظامی را به جان شاه و درآمدهای کشور انداخت که شد بلای جان و در روز حادثه به کاری نیامد و باز تاریخ تکرار شد.

آدم بد داستان انگلیسی ها هستند. امریکایی ها موجه ترند برای جا انداختن تقسیم قدرت. شبح روسها نیز همیشه همه جا هست. در آذربایجان، کودتای 28 مرداد، مقاومت در برابر فشار امریکایی ها و انقلاب

پرویز ثابتی پیشگو، هویدا رییس دفتر شاه، ثریا عاشق، فرح خانه دار، علم رفیق گرمابه، فردوست نمک نشناس، 

کتاب شروع خوبی دارد ولی پایانش خیلی سریع روی میدهد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٩
تگ های این مطلب :کتاب و تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :ما


موریانه

یکی از کلیدی ترین مشخصه های دولتها-سازمانهای توتالیتر-بی سروسامان آن است که در آنها، مدیران میانی قانونگذار، مجری و قاضی هستند. تقسیم قوا نه در بالاترین راس هرم قدرت، که در سطوح میانی راه حل مناسب حل مشکلات است.

 در این نهاده های انسانی دولت-سازمان، سطح دوم قدرت باید مهار شود. کسانی که بی هیچ ملاحظه ای همه چیز از جمله آرمانها و شعارهای اصلی سیستم را برای سلطنت مطلقه خود بکار می گیرند و به نفع خود، بالاترین هزینه ها را برای بالادستی های خود ارسال می دارند و کل جامعه را در مقابل سطح اول قدرت قرار می دهند. چرخهایی که هر یک مسیر خود را میروند.

یکی از بزرگترین زمینه های موفقیت دولت-سازمان های موفق، مهار این سطح میانی است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱
تگ های این مطلب :سازمان و تگ های این مطلب :سیاست


پشیمانی

صورت استدالال زیر در باره غزه وجود دارد:

  • عموم مردم اسرائیل با عملیات ارتش در نوار غزه موافقند. 
  • توافق عموم مردم به هر فعالیتی مشروعیت می دهد.
  • نتیجه : عملیات ارتش اسرائیل در غزه مشروعیت دارد.

اما اگر آن صورت استدلال درست باشد این استدالال نیز صادق است:

  • عموم مردم آلمان با عملیات نازی در نسل کشی یهودیان موافقند. 
  • توافق عموم مردم به هر فعالیتی مشروعیت می دهد.
  • نتیجه : نسل کشی یهودیان توسط نازی ها مشروعیت دارد.

ولی هر دو استدلال یکسان نادرست است. چیزی که حاصل و نتیجه آن صغری و کبری است آن است که آن عموم مردم مسئول تبعات توافق شان هستند. آلمانی ها به یک پشیمانی و عذر خواهی عمومی همیشگی دچارند و مردم اسرائیل نیز باید بواسطه تبعات ناگوار، خود را برای یک پشیمانی و عذرخواهی همیشگی آماده نمایند.

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱۱
تگ های این مطلب :سیاست


نماد

معضل دولت - ملت ما در همان خط فاصل (واصل) است

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۳٠
تگ های این مطلب :سیاست


نه به یارانه

خوشبختانه این بار حماسه سرایی نشد این یعنی اینکه شعور آدمها مهمتر از شور آنها قلمداد شده است یا حداقل اینگونه تصور می شود.

عموم افراد جامعه بر چند واقعیت اقتصادی و اجتماعی اجماع دارند. مثلا اینکه اگر دولت پولی به آنها می دهد با چاپ پول آن را بر میگرداند. ارزش پول، با دادن یارانه به همه، کم می شود و این یعنی اینکه پولی به من نداده است. یا اینکه هنوز رای دادن ادامه دارد و چهارسال بعد خدمت می رسیم. قرار نیست اول همه چیز خوب و روبراه شود آنگاه ما به وظایفمان عمل خواهیم کرد.

دکتر نیلی در ارزیابی مرحله اول هدفمندی جایی گفته بود که برای اجرای برنامه هدف مندی سه شرط لازم است. اول ارتباط بسیار خوب دولت-ملت و دوم بهترین شرایط رشد اقتصادی و سوم دارا بودن بهترین روابط با جهان. حداقل امید است که شرط اول وچود داشته باشد.

امیدوارم دولت به شفافیت محل هزینه کرد ناشی از انصراف از دریافت یارانه ها اقدام نماید و با این معیار راست کرداری اش سنجیده شود. بیمه تمام ایرانیان برنامه مناسبی می تواند باشد که اعلام شده است.

نقش علی ربیعی در این میانه بسیار است.

تعداد انصراف دهندگان شاخص مناسبی برای ارزیابی میزان صحت عبارات اول و دوم است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۳
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :جامعه


عنکبوت

کتاب لابی اسرائیل و سیاست خارحی امریکا به ادعای نویسندگانش میتنی بر واقعگرایی سیاسی نوشته شده است. نشانه ها و مثالهایی جالب از تاثیر لابی مزبور بر روی سیاست خارجی امریکا در منطقه خاورمیانه و مسائل مرتبط با اسرائیل دارد. خواندنش می ارزد.

موجودیت اسرائیل کاملا وابسته به عناصر و اجزای دیگر است یعنی معلول عللی چند است. برخلاف بسیاری دیگر از کشورها که نیازی به دلیل برای ماندن ندارند اسرائیل جزو معدود کشورهایی ست که باید زیر بال و پرش را بگیرند تا نیافتد.

آپارتاید مذهبی (یهودیان شهروند درجه اولند)، نژادپرستی سیاسی (اعراب حتی اقلیت هم محسوب نمی شوند)،  دستکاری جمعیتی (نرخ رشد اعراب نباید ترکیب جمعیتی را بضرر یهودیان تهدید نماید)، انتقال قومی (همه اعراب اسرائیل باید در غزه و کرانه باختری تجمیع شوند)، غصب سرزمین فلسطینی عناصر داخلی ماندگاری اسرائیل هستند. هر یک از برنامه های فوق به شکست بیانجامد موجودیت اسرائیل بشدت تهدید می شود.

قدرت اول بودن امریکا به همراه اهمیت منطقه خاورمیانه برای امریکا بعلاوه تاثیر لابی اسرائیل یکی از عناصر خارجی مقوم اسرائیل است. یعنی اگر تاثیر لابی اسرائیل کاهش یابد یا دیگر خاورمیانه اهمیت سابق را برای امریکا نداشته باشد و یا اینکه امریکا دیگر قدرت برتر جهانی نباشد بازهم موجودیت اسرائیل بشدت تهدید می شود.

کشورهای دیکتاتوری در اطراف اسرائیل یکی ازدیگر از آن عناصر بیرونی است. بنابراین دموکراتیک شدن کشورهای منطقه تمام استدلالات سیاسی برای ماندن اسرائیل را باطل می سازد.

اسرائیل احتمالا نمیتواند برای ابد الآباد باقی بماند و احتمالا با انفجاری اتمی روزگارش خاتمه یافت مگر آنکه تمام آن علت ها همیشه باقی بمانند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٥
تگ های این مطلب :سیاست


بزرگ

بزرگترین هیولای جهان قدرت است. انسانهای بزرگی در برابرش شکست خوردند. آنانکه که فکر می کردند برای آرمانهایشان میتوانند این هیولا را به خدمت خود درآورند اما در انتها این قدرت است که آنها را به خدمت خود در آورده است.

تاریخ مشحون از انسانهایی است که بسیار بزرگ بودند اما در چنگ قدرت کوچک بودند.

جهان دانست که باید این هیولا را مهار کند و این کار را با بندهای بسیاری که بر قدرت نهاد سعی کرد به انجام برساند. آنانکه چنین بندهایی بر قدرت ننهادند سگی هار را باز گذاشتند که همه چیز را نابود میکرد آرمانها، باورها، انسانهای بزرگ، رنجهایی که کشیده شدند، ملتها

مسیر عبور به آزادی از دربند کردن هیولای قدرت می گذرد و نه هیچ راه دیگری. تمام تجارب برای رسیدن به آزادی که از مسیر رهبران بزرگ می گذشت به شکست انچامید مگر...

تاریخ جهان جدید دو استثنا دارد که رهبران بزرگ خود بدل به سدی برای آزادی نشدند. اولی گاندی و دومی ماندلا است.

اینان در مبارزه با این هیولا بلعیده نشدند و علیرغم تمام اغواگری های قدرت بر آن بند نهادند. قدرتی که آنها را با تاریخ ملت و شخصی شان تهییج می کرد تا به تنهایی قدرت را در دست بگیرند و بتازند. یعنی همان بازی همیشگی، در اختیار گرفتن قدرت تا در اختیار قدرت قرار بگیرند.

اینک ماندلا در گذشت تا یکی از ماندگارترین انسانها از میان بروند و یاد و راهشان بماند.

مانند رهبران بزرگ رنجها کشید و تلاش ها کرد و ملت اش را از پیچ های بزرگ گذراند و تصمیم های خطیر گرفت.

اما تفاوت بزرگی ماندلا و ماندگاری اش با بقیه فقط در این رهایی از وسوسه قدرت است.

جهان با وجود او زیباتر بود و بودن در روزگار او هم خوش اقبالی بزرگ

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٥
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :ما


توافق

در سیاست نیز همچون خانواده آنچه مهم است اعمال است نه حرفها

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳
تگ های این مطلب :سیاست


ژنو

و اینک حتما دوستان به دشمنان و شاید دشمنان به دوستان بدل شوند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٥
تگ های این مطلب :سیاست


جابجایی

روزگاری مخالفان شبیه دشمنانشان می شدند اکنون دشمنان شبیه مخالفان شان.

مثل سخنرانی نتانیاهو

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٠
تگ های این مطلب :سیاست


گفتگو

بر دور زخم چرکین رابطه ایران و امریکا میکروب های بسیاری هستند که بسادگی اجازه بهبود این دمل را نمی دهند اسراییل، عربستان، امارات، روسیه و مخالفین داخلی و خارجی موانع بسیار این روند بهبودند اما اقبال بزرگ در این است که پشتوانه اجتماعی مناسبی وجود دارد نزاع اینبار بین دشمنان و دوستان جامعه مدنی است شاید،

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٦
تگ های این مطلب :سیاست


جعل

دیدگاه های سیاسی حرفه ای های عرصه های دیگر، چون هنرمندان و ورزشکاران، اگر جدی گرفته شود آنگاه ممکن است خیلی زود به گروه های مرجعی بدل شوند که رهبری سیاسی را در دست می گیرند. فاجعه آنگاه آغاز می شود

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٤
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :زندگی


قابلیت

سیاست عرصه اعمال قابل بازگشت، قابل بیان، قابل توجیه، قابل هضم و قابل اجرا می باشد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٧
تگ های این مطلب :سیاست


فرعون

دموکراسی فقط یک موقعیت در آینده نیست بلکه روش عمل سیاسی است.

در فرآیندی دموکراتیک، مرسی رییس جمهور می شود. شک نیست که او خطاهایی نیز انجام داد اما همان سازوکار دمکراتیک ادعا می کند که بعد از پایان دوره قانونی از شر مرسی رها خواهید شد.

دیگری فقط بر مبنای ترس از اینکه ممکن است مرسی قوانینی ضد دموکراتیک وضع نماید که بازی را بهم بزند و خود را تثبیت نماید کل فرآیند دموکراتیک را زیر سوال ببرد

مسلما طرف مرسی خیلی علاقمند است که در زمین دموکراسی بازی نکند چون تا بخواهید روشهای غیردموکراتیک را بلد است بنابراین کل فرآیند بازی دو سرباخت برای مخالفین مرسی است.

مرسی برود دیگر روشهای غیردموکراتیک هم توجیه می شوند هم کارآمد

مرسی نرود به شکاف های دیگر شکاف اخوان و بقیه مصریها نیز عمیقتر می شود.

6 دهه سه نفر بر مصر حکومت کردند بنظر می رسد برخی مصریها هنوز فراعته مادام العمر را بیشتر دوست دارند تا روسای جمهور را

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٢
تگ های این مطلب :سیاست


زلزله

اینروزها برای اینکه بگویم چرا رای می دهم مقدمه مطولی به شرح زیر باید گفته می شد. اساسا این مقدمه راهبرد اصلی برای بسیاری از فعالیتهای حوزه های دیگر نیز می تواند باشد.

اول: نیازی نیست که جامعه شناس برجسته ای باشی یا تحقیقات میدانی گسترده ای کرده باشی تا متوجه شوی که این سرزمین بر روی گسل های فراوانی خوابیده است و هر آن ممکن است زلزله هایی عظیم روی دهد. برخی از شکافهایی که هر روز در اطرافمان می توانیم ببینم:

  • شکاف اقوام
  • شکاف مذاهب
  • شکاف ادیان
  • شکاف جدید  و قدیم
  • شکاف سنت و مدرنیته
  • شکاف شمال و جنوب
  • شکاف جنسیت
  • ....

آنچه که در سوریه انسانها را می کشد شکافهای سیاسی نیست ستیز شیعه و سنی است.

آنچه که یوگسلاوی را در اواخر قرن بیست تا حد یک کشور قرون وسطایی پیش برد شکاف اقوام بود.

ایده بزرگ هانتیگتون این بود که نشان داد مرزهای تمدنی همیشه خونین است و تفاوت های ما گاه تا حد تفاوت های تمدنی بالا می رود

تاریخ هرگز گریبان ما را رها نمی سازد و البته بهانه های بسیار است تا با تشبث به تاریخ، کینه های کهنه را تازه کرد.

خشونت نگاه کودکان کار در سر چهارراهها هولناک است.

دوم: این شکاف ها بر اساس قوانین خویش عمل میکنند و نگاهی به ما نمی اندازند و راه خویش را می روند و نمی شود با ندیدن حلشان کرد. قوانین طبیعی اگر عمل کنند آدمی را در نظر نمیگیرند.

سوم: این خانه برای چنان زلزله هایی مقاوم نشده است و حتی فرصت بازسازی کامل خانه با خرابی وضع موجود نیز فراهم نمی باشد. به محض خرابی خانه آن شکافها سرخواهند گشود و ما را با خود خواهند برد. تنها راه پیش رو شاید، فقط تلاش برای کاستن از تبعات فعال شدن این شکافها است.

چهارم: فقط در یک فضای دموکراتیک است که میتوان تبعات آن زلزله ها را کاهش داد. پس راهی نداریم جز آنکه فضا را برای گفتگو در خصوص این تعارضات هر چه زودتر باز کنیم. گذر از وضع فعلی به وضعیت گفتگو در باره اساسی ترین موضوعات که همان شکافهای ماست فقط راهی باریکی دارد باریکتر از تیغه شمشیر

پنجم: از بدی اقبال ماست که انتخابهایمان بسیار معدود است و اما هنوز این اقبال ماست که باز هم راهی هست.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٧
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :جامعه


حزب

علیرغم همه تلاشها جهت نضج نگرفتن حزب در ایران، اینک در جامعه ایرانی حداقل دو حزب در داخل نظام سیاسی موجود شکل گرفته است که به تسامح می توان عناوین آنها را اصلاح طلبی و اصولگرایی نامید.

بی شک در این فضا، معنای حزب نباید یک ساختار کاملا شفاف و مشابه سایر تجارب حزبی که دارای ارگان و رهبر و مانیفیست ثبت شده است، را به ذهن متبادر سازد. احزاب دنیای جدید بواسطه حضور عناصر تکنولوژیک مانند فضای مجازی ممکن است ساختار دقیقا شبیه احزب قبلی را دارا نباشند.

احزاب کنونی خواسته های اجتماعی را نمایندگی می نمایند که حضور اصلی شان در فضای مجازی است. رسانه هایی دو طرفه. هرجا که مردم صدایی دارند 

احزاب آرمانها را عملیاتی می کنند بنابراین اول باید عملگرا باشند تا آرمانخواه و باید بدنبال کسب قدرت باشد

بواسطه دوری از کانونهای قدرت بمدت چندین سال، تنها راه ممکن برای بازگشت به قدرت، شکل گیری در قالب یک حزب بود به این دلیل اصلاح طلبی تقریبا دارد قالب سیاسی و حزبی خویش را می یابد اما اصولگرایی هنوز این راه را کامل نپیموده است.

می توان برای دو جریان سیاسی فعلی کشور این عناصر را برشمرد:

  • هر دو در درون ساختار سیاسی موجود عمل می کنند اما اصلاح طلبی حول مفهوم قانون اساسی و اصولگرایی حول مفهوم رهبری شکل گرفته است.
  • تفاوت های آنها شبیه تفاوتهای معتزله و اشاعره در تاریخ کلام اسلام است.
  • اصلاح طلبی نگاه به آینده دارد و اصولگرایی به گذشته (یعنی بهترین وضع در گذشته قرار دارد با در آینده )
  • اصلاح طلبی ریشه در مدرنیته و اصولگرایی در سنت
  • اولی دغدغه آزادی دارد و دومی عدالت
  • ساختگاه اجتماعی اصلاح طلبی طبقه متوسط و اصولگرایی ترکیبی از طبقه متوسط و سایر طبقات است

در انتخابات سال 92 بسیاری از عناصر شکل گیری یک حزب قابل رویت بود:

کادر رهبری حزب تصمیم می گیرد یک نیروی خالص اصلاح طلبی به نفع نیرویی میانه کناره بگیرد. قاعدتا" این ائتلاف در فضای تصمیم گیری جمعی صورت بسته است نه براساس یک تصمیم شخصی.

نماینده مورد نظر اصلاح طلبی اصلاح طلب مطلق نیست تا در صورت شکست کاندید مزبور، بیان شود که اصلاح طلبی شکست نخورده باشد

کادر رهبری اعضا را وادار به رای دادن به کسی نمی کند فقط اعلام می کند که به چه کسی رای می دهد و همچنان حق اعضا را برای انتخاب برسیمت می شناسد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٦
تگ های این مطلب :سیاست


انتخابات

برای خانه ای که هر آن ممکن است در معرض زلزله ای بنیان کن نابود شود و خراب شود

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٢
تگ های این مطلب :سیاست


فهم

معرفت شناسی گمشده جهان سیاست امروز و همیشه ایران است فهم، معنا، حقیقت، صدق و کذب، تفسیر، متد، منطق، سازگاری،

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱۸
تگ های این مطلب :سیاست


قانون

هنگامی مشروطه به انجام رسید قدرتمندترین مرد سیاست قرار بود نخست وزیر باشد. وقتی سلطنت در حال برافتادن بود ضعیفترین رجل سیاسی نخست وزیران بودند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٧
تگ های این مطلب :سیاست


انتخابات

اینجا هوای بهاری گرم داریم

امیدوارم بعدش یکهو زمستان نشود

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٦
تگ های این مطلب :سیاست


انتخاب

هنوز در حال اختراع چرخ هستیم هنوز هم وعده سر خرمن می دهند هنوز بی برنامه اند آرزوهای طبقه متوسط همه را تسخیر نموده است هنوز تىورى ندارند هنوز سیاست بر اقتصاد می چربد

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٠
تگ های این مطلب :سیاست


خطای دید

وقتی داده های صحیحی وجود ندارد تحلیلها خطا خواهند داشت

برای کالیبره کردن تحلیلها باید داده هایی را بکار گرفت که در شرایط عادی تری استخراج شده اند

ایرانیان به چه می اندیشند؟

چه سودایی در سر دارند؟

برادری برابری آزادی کدامیک خواسته اولشان است؟

داده های کدام دوره زمانی بکار تصحیح تحلیل ها می آید؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٩
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :سیاست


بزرگی

کف دریاست صورتهای عالم

ز کف بگذر اگر اهل صفایی

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :سیاست


جلادها هم می میرند

در حال خواندن دامگه حادثه هستم

تلخندی است با قصه های فراوان اینکه چگونه جلادها نیز مینویسند تا پاک شوند تا هنوز هم بر عقیده راسخشان پای بفشارند تا خود را پاک و منزه و میهن پرست و انسان دوست و واجد همه خصایل خوب نشان دهند

اینکه سیستم کلا خراب است

اینکه شعور چیز ارزشمندی است

اینکه لم تقولون مالاتفعلون مصداق همه است

اما امروز لحن سیاست ایرانی را به نظاره می نشینم نشانی:

سخنان شاه در باره جنبش مخالف لوایح نه مخالف نظام:

"یک عده نفهم و قشری که مغز آنان تکان نخورده، همیشه سنگ در راه ما انداختند.... ارتجاع سیاه اصلا نمی فهمد و از هزارسال پیش تا کنون فکرش تکان نخورده ...او فکر میکند زندگی عبارت از این است که چیزی یا مالی به ظلم و بیکاری و بطالت ... بدست آورد و غذایی بخورد و سر به بالین بگذارد و ... ولی مفتخوری دیگر از بین رفته است... در لوایح شش گانه برای همه فکر مناسب شده.... اما چه کسانی با این مسایل مخالفت می کنند؟ ارتجاع سیاه، کسان نفهمی که درک ندارند و بد نیت هستند و مخربین سرخ تصمیم شان روشن است و اتفاقا کینه من نسبت به آنها کمتر است" (4 بهمن 1341 – تاریخ 25 ساله ص 224) ص 126 دامگه حادثه

باز یکی دو هفته ای است که همین طور سرمای زمستان دارد کم می شود، می بینم یا می شنوم که مثل مارهای افسرده ای و چون اینها در کثافت خودشان غوطه ور هستند باید گفت مثل شپش های افسرده ای که دارد کم کم اشعه آفتاب به آنها می خورد مثل این بدبخت ها فکر می کنند. بله موقع خزیدن در کثافت خودشان دو مرتبه رسیده است. این عناصر فرومایه اگر از خواب غفلت بیدار نشوند چنان مثل صاعقه مشت عدالت در هر لباسی باشند بر سر آنها کوفته خواهد شد که شاید به زندگی ننگین و کثافت شان خاتمه داده شود."( 23 اسفند 1341 پایگاه وحدتی دزفول) ص 128

این لحن در عرصه عمومی به همراهی قدرتی بی پایان و بی منترل می شود قتل عام در درون سلولها

ادب و ادبیات در سیاست راه ندارد

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٤
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :ما


تصویر

نشانه بزدلی و ضعف استدلال است که نمیخواهیم صدایی جز ما بگوش دیگری برسد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٩
تگ های این مطلب :سیاست


تحریم

من شک دارم که تو درحال انجام فعالیت مشکوکی باشی پس با چنان قطعیتی تنبیه ات می کنم که تمام آن شک ها از دیده ها غایب شوند

این رمندگی ما از بیگانگان دارد از هزاره ها عبور می کند

مچنان تک افتاده ترین موجود جهانیم

مثل ایران

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۸
تگ های این مطلب :سیاست


گنج

با هر معیاری اتقلاب مشروطیت یکی از بزرگترین رخدادهای تاریخ ایران است که برخلاف بقیه رخدادهای بزرگ استثناً تلخ و دهشتناک نبود. (بزرگترین واقعه تاریخ از نظر تاثیرگذاری بی شک حمله مغول بود که جمعیت و توان اقتصادی و سیاسی و احتماعی ایران را تقریبا ویران نمود)

جامعه ایرانی را از قرون وسطی به مدرنیته پرت کرد

دولت جدید را بنا نهاد

قانون را بنیان جامعه قرار داد

نهادهای بسیاری چون پارلمان و ارتش ملی و دانشگاه و دادگاه و بانک و آموزش و پرورش عمومی و ثبت را بنا نهاد

ملت را بازتعریف کرد

آنهم در روزگاری که در قاره پهناور آسیا فقط هفت یا هشت کشور بودند که هند زیر سیطره انگلیس بود و چین هنوز بین انگلیس و ژاپن می چرخید و روسیه و عثمانی اسیر استبداد بودند ناگهان جنبشی با شعارهای برادری و برابری و آزادی در جامعه آغاز شد که تمام طبقات را به خود جذب نمود.

بزرگترین بازیگران این صحنه از منظری مظفرالدینشاه و احمدشاه بودند که اولی از حق موروثی خویش بی هیچ چشمداشتی دست کشید و دومی به عهدی که با مردم بسته بود وفا کرد. غلبه بر سرکشی محمدعلیشاه اعتماد به نفس مشروطه خواهان را چنان زیاد کرد که فکر کرد همیشه می توان بر پادشاه جائر تسلط یابد و باعث شد که لانه فساد سلطنت را در قانون اساسی گذاشت.

در این میانه مردان بزرگی بالیدند و بالا آمدند که دستاوردهایشان را رضاشاه به نام خویش ثبت کرد و نامشان در هیاهو تاریخ گم شد.

بزرگترین خیانتکار به آرمان بلند مشروطیت بی هیج شکی رضا خان بود کسی که تمام روح مشروطه را به بند و گند کشید. کاشکی شانس داشتن رهبری چون گاندی و ماندلا را می داشتیم که این بار را به منزل می رساند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٤
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :سیاست


کامنت

در صدر و متن اخبار سیاست مداران حضور دارند. مردم در کامنت اخبار هستند.

به همین خاطر یکی از بهترین راهها برای گرفتن نبض جامعه در خصوص اخبار خواندن خبر به همراه کامنت مردم است. اگر بدانی که بسیاری از کامنت ها قابل نشان دادن نیست

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٥
تگ های این مطلب :سیاست


کشمکش

جنگ بزرگ آینده در خاورمیانه میان ایران و اسراییل و یا اسراییل و اعراب نخواهد بود میان ایران و اعراب خواهد بود نشان بدان نشان که قوام ناشی از هزار سال دین مشترک به دعوا بر سر نام دریایی فرو میریزد حدث اصغری مبطل وضوست

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۱
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :سیاست


منطق قوم برگزیده

ما معتقدیم ایرانیها در حال ساختن بمب اتمی هستند چون همه این را می گویند حتی اگر خود إیرانی ها آنرا انکار کنند

ما هیچوقت درباره موضوع بمب اتم خودمان حرف نزدیم حتی اگر همه درباره اش حرف داشته باشند

نقل به مضمون از مصاحبه با سخنگوی وزارت خارجه اسراییل با بی بی سی که از چندتا خانه اونورتر شنیدیم

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱۸
تگ های این مطلب :سیاست


برده کشی

در اینجا سیاست زمینی است که محصول کسی را که می کارد دیگری می درود. بی استثنا

همین است که بسیاری چیزی در این زمین نمی کارند

تعداد معدودی با امیدی در آن کشت می کنند شاید این گردونه سامسارا را بشکنند

و تعداد بسار معدودتری با شانس و فرصت طلبی می دروند

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢
تگ های این مطلب :سیاست


صحنه

برای آنکه همواره در صدر اخبار باشی نیازی به سیاست ورزی، اخلاق، برنامه ریزی نداری

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٢
تگ های این مطلب :سیاست


آزادی اندیشه

آنچه که در تظاهرات هیستریک و پرشور عزاداران کیم جونگ ایل مایه اندیشه است پاسخ به این سوال است که معنای این هیجانات چیست؟ نشانه ای است از ایمان عمیق مردمی به رهبری عزیز، پس مشروعیتی کامل برای یک نظام سیاسی یا نشانه ای از فشاری که آدمها را به این تظاهرات وا می دارد؟

نقطه اصلی این تعیینات و رفتارها و تقریبا هر رفتاری به این موضوع وابسته است که آنها ناشی از باوری اصیل است که ار درون ما مز جوشد؟ آیا اگر فضایی آزاد وجود داشت که می شد در باره این باورها گفت و گو کرد. باورها حاصل اندیشه ای ناب و استعلایی و واکاوی درونی آدمیان است یا ناشی از مد زمانه، سیاست، تحمیل جامعه و خلاصه هر آنچه به ما حقنه می نمایند.

اگر آن هیجانات کره ای ها برگرفته از باور شخصی عزاداران ناشی از اندیشه مستقل و آزادشان باشد اصیل است، اما هر چیزی جز این نشانه ای تلخ از ویرانی آدمی زیر بار فشاری نابهنجار است و مایه بی آبرویی نظامی سیاسی.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٧
تگ های این مطلب :سیاست


لیبی (پایان)

و سرانجام همه دیکتاتورهای تاریخ این گونه است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸
تگ های این مطلب :سیاست


عجایب الممالک

ماجرای عجیب گزینش نماینده ایران در اسکار

اختلاس عجیب از بانک

پس از حذف عجیب امیدها/ سپاهان سه بر صفر بازنده شد!

هماهنگی عجیب قوا (1) قوه قضاییه: دو جاسوس آمریکایی آزاد نشده‌اند 

بورس ایران تنها بورس مثبت دنیا در 6 ماه گذشته

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٤
تگ های این مطلب :سیاست


روشنفکر

اگر تاریخ بدانی، آنهم به چه شدت و حدت

دغذغه سرزمین ات را داشته باشی که زیر یوغ دیگران است و برای رهایی کشورت بیاندیشی راه رهایی از طریق قانون و ارتش ملی

سیاست بورزی حرفه ای در حد وزارت

شاعر باشی هر چند متوسط

نمایشنامه نویس کمیک باشی

خودآموخته باشی

زندان رفته باشی و تبعید

آن وقت می شوی ماکیاولی و  کتابی می نویسی که 500 سال هنوز زنده است و  انگار داری اندیشمندی را می خوانی امروزی

شهریار را باید جندین بار خواند یکی بارش هم در دهه چهل زندگی

عحیب ماکیاول و فروغی مشابه اند. 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۳
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :کتاب


قذافی کجاست؟

آنانکه 42 سال جهان را با جنگ با دشمنانشان فرا می خواندند و از بالای نپارشان بقیه را به خطوط مقدم می فرستادند و شجاعت را ملک طلق آبا و اجدادی خویش قرار  داده بودند، در آن لحظه خطیر که باید حضور داشته باشند در تاریکترین سوراخ موشها نهان شده اند به گونه ای که حتی ممکن است در مملکت ستم زده شان نیز نباشند و آنجنان فرار را برقرا ترجیح داده باشند که باد هم به گردشان نمی رسد.

نمایی تهوع آور از فضایی که در آن سیایون داد سخن از عظیم ترین کارها می زنند اما بی مایه تر از بزدل ترین افراد در روزگار امتحانند. اگر صفت سیاست را نداشتند بی شک ترسوترین مردمان بودند که اگر غارت هم می شدند لب از لب وا نمی کردند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳
تگ های این مطلب :سیاست


طرابلس

دنیا بدون قذافی کمی قابل تحمل تر می شود.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۳:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠
تگ های این مطلب :سیاست


مشروعیت

ترسو ترین مردان دنیا کسانی هستند که حواب سنگ را با گلوله می دهند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳
تگ های این مطلب :سیاست


سبیل شاه

همه گرفتاری هایمان در این است که متمول نیستم و نمیتوانیم روی سبیل شاه ناقاره بزنیم. صاحبکاری داریم که پول توجیبی مان را می دهد و هر که را که خواسته بر سر سفره می نشاند. پول را بی هیچ کاری تقسیم می کند. دست مان توی جیب مان نیست اگر حرف اضافه بزنیم جیره مان قطع می شود. هر کسی سهم نفت اش را می برد بعضی کمتر بعضی بیشتر. خدایا فقیرمان گردان تا نان بازویمان را بخوریم و بتوانیم روی پای خودمان بایستیم.

اگر کاسبی خودمان را داشته باشیم آن وقت می توانیم حق مان را حداقل در عرصه صنف مان بستانیم. اصناف با پولشان قوی می شوند و نهادهایشان را درست می کنند دیده می شوند و نمیتوان ازشان در گذشت. ما آنقدر فقیریم که خیلی چیزها را نمی توانیم بخریم. رای و رسانه و افکار عمومی و بسیاری چیزهای دیگر چندان هم گزان نیستند ما فقیریم مشکل این جاست.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :اقتصاد و تگ های این مطلب :ما


حلقه معیوب

یک زنجیره ی بر پای و گردن ما است که ریشه در اندیشه دارد. زنجیری که سه حلقه به هم پیوسته دارد

حلقه اول آنکه امر سیاسی را فورا به امری اخلاقی بدل می سازد. یعنی رقبای سیاسی دیوند و ما فرشته و خیلی منت سرشان بگذاریم محتاج هدایتند که گمراهانند. گفتگو ها از نوع اسطوره ای است و ما به یک اندیشه سیاسی باور داریم که حق است و طرف مقابل هم ناحق.

حلقه دوم آنکه امر اخلاقی به ضد خویش یعنی امری غیراخلاقی بدل می شود. زیرا اخلاقی بودن سیاست به اخلاقی کردن آدمها تاویل می شود. و البته آنکه این وظیفه را دارد خود خارج از حیطه اخلاق است. برایش هدف آنقدر مقدس است که تبعات ناخواسته حتی اگر به عظمت فاجعه ای باشد گردی بر غبار آن هدف نمی نشاند. البته نمی پذیرند که هدف وسیله را توجیه می کند اما فاصله شان از این اندیشه چندان زیاد نیست و همسایه دیوار به دیوار این تز اند.

حلقه سوم همه نشانه های یک حکومت دیکتاتور است. فساد، بی کفایتی، تبلیغات، ظلم

گره در حلقه اول است. امر سیاسی را همیشه به امری اخلاقی بدل نسازیم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۸
تگ های این مطلب :سیاست


لیبی - 3

قذافی اعلام میکند رهبر انقلاب است و نمیتواند استعفا بدهد

بعد اعلام میدارد که از سال 77 نقشی در ایجاد وضعیت نداشته است و اگر خرابی وجود دارد بقیه مقصرند.

سوال اساسی فلسفه سیاست این است که چرا باید مردم به دستورات رهبران و سیاستمداران تمکین نمایند.

یکی از این مبانی فلسفه سیاسی با عنوان تغلب است و صورت ساده آن است که چون کسی پیروز شد پس بر حق است. بنابراین از دل این نظریه تمکین به حکومت مغولها هم در آمده است. نظریه ای که هیچ جیز باطلش نمی کند جز زورمندی نفر بعدی.

جهان سمت ما تقریبا تنها نظریه سیاست اش این است. چون بر سرکاریم پس برحقیم.

قذافی نمونه ایده آل این نظریه است. مشروعیت و حقانیت اش در این است که بر سرکار است پس چون حق است باید بر سرکار باشد و برای این ماندن همه چیز مجاز است. تمام خرابی ها مسئولش دیگرانند چون به دلیل موفقیت در دستیابی به قدرت حتما همه چا حق با من است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٧
تگ های این مطلب :سیاست


لیبی-2

از دیدگاه فوئرباخی ما نه به ذات که به صفات موجودی بنام خدا دل مبندیم. اما این صفات  بارشده بر ذات خداوند، رفع نقایص انسان است که شکل کمال یافته شان را در این وجود می یابد. خدای عادل، کامل و دانا فرافکنی و کامل کننده انسان ناعادل و ناکامل و نادانا است. ما نهایت این متناهی ها را به خدا نسبت میدهیم.

این نگاه فوئرباخی در قدافی به صورت بارنمودن تمام پلیدی ها بر دشمنان است. او تمام زشتی هایش را به طرف مقابلش نسبت می دهد. آنچه در لیبی رخ میدهد آیینه تمام نمای درون مردی است که لبریز از پلیدی است. انسانی که حاصل شور و نادانی است.

انسانی که هیچ چیز برای از دست دادن جز قدرت ندارد چرا که معنای زیستنش فقط باقی ماندن در قدرت است اینک باید از این گیر افتادن در سه کنج محوشدن برهد.

قذافی اینک نشانه انتهای پلیدی آدمی است. بیچاره روسو که فکر می کرد ذات آدمی پاک است.

درس بزرگ لیبی این است که باید لگامهای سخت و سفتی بر قدرت زد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤
تگ های این مطلب :سیاست


لیبی

ملتها سالهاست که دیگر رعیت نیستند. گوسفند نیستند. اما سیاستمدارانی هستند که هنوز به مردمانشان به عنوان گوسفند می نگرند و خود را چوپان، و نگهبانان مردم را سگ می شناسند. چوپان و سگان، گوسفندان دیگران را میدرند نه گوسفندان خود را.

گاهی اینکه در دورانی درخشان باشی باعث افتخار است و اما گاه بودن در زمان دیوانگان و خونخواران باعث تاسف.

تاریخ سیاستمداران درنده کمی را بیاد دارد که گوسفندان خود را دریده است. و این مشهورترینشان بی شک معمر قذافی است.

خونخواران به جان ملتهای دیگر افتادند اما کمتر کسی از اینان مردمان خویش را بمباران کردند.

بودن در روزگاری که معمر قدافی هنوز برسرکار است شرم بزرگ برای بسیاری از ما است.

مسئولیت اخلاقی همه ما تلاش برای پاک کردن این لک ننگ بشریت است. کاشکی می شد کاری کرد که این روزگار زودتر بپایان برسد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۳
تگ های این مطلب :سیاست


دیالکتیک

چنان که یکی از حکمای اروپا گفته است اگر بنیاد حکومت استبدادی بر ترس و بیم است بنیاد حکومت ملی بر شرافت افراد ملت است و مخصوصاً اگر متصدیان امور عامه شرافت را نصب العین خویش نسازند کار حکومت ملی پیشرفت نمی کند و اما اگر افراد ملت فقط ملاحظات و منافع شخصی را منظور بدارند و حاضر نشوند که یک اندازه از اغراض جزیی خود را فدای منافع کلی کنند و از راه صلاح خارج شده به جای اشتغال به امور شرافتمندانه برای پیشرفت اغراض خصوصی وسائل نامناسب از تزویر و نفاق و فتنه و فساد و دسته بندی و هوچی گری به کار برند و اگر نمایندگان ملت (وکیلان مجلس) در قانون گذاری یا اجرای قانون اهتمام لازم ننمایند و نمایندگی ملت را وسیله تحصیل منافع شخصی بدانند و عوامفریبی را پیشه خود سازند و دسیسه کاری را شعار خود کنند یا معنی نمایندگی ملت را مدعی شدن با دولت بدانند و اگر وزیران وزارت را فقط مایه تشخص و جلب منافع فردی فرض کنند، اگر پادشاه حافظ قوانین نباشد و سلطنت را وسیله اجرای هوای نفس سازد و اگر طبقات ملت از طریق شرافت پا بیرون گذارند، باید حتم و یقین دانست که باز اوضاع این ۳۵ سال گذشته تجدید خواهد شد.

منبع

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٢
تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :سیاست


مادام العمر

مثل بسیاری خبرهای مصر هم دنبال می شود. آیا کارشان به انجام میرسد؟

جوابها متنوعند. اول باید دید انجام کار یعنی چه؟ بعد احتمال موفقیت را میتوان ارزیابی کرد.

اگر انجام کار یعنی بیرون راندن حسنی مبارک احتمال موفقیت کم نیست.

اما انجام کار اگر این باشد که دیگر مبارک هایی جدید نیایند، احتمالا موففیت چندان زیاد نیست.

سرزمین، مردم، فرهنگ، سیاست و ساختاری که در طی شصت سال فقط ٣ رییس جمهور مادام العمر داشته و دونفر قبلی شان جز با مرگ، دوره شان به پایان نرسیده است و این یکی با انقلاب ممکن است کارش ساخته شود، اگر وسط دایره نیفتاد، معلوم است بعد از رفتن مبارک، مبارک یا البرادعی مادام العمر دیگری خواهد زایید.

آنچه که احتمالا باید نقد و اصلاح شود این فرهنگ و ساختار سیاسی است که حتی اگر انسان شریف، مصلح، تو بگو اصلا فرشته ای، تحویلش بدهی رییس جمهوری تحویلت میدهد که زین قاچ را رها نمی سازد.

نشانی از این داستان نیست. و احتمالا در بر همین پاشنه می چرخد.

ضرب المثلی است که میگوید دعا کنیم الف و ب بمیره و گرنه معلم الفبا زیاده.

دشمن مردم مصر، مبارک نیست این رهایی هیولایی بنام مادام العمری در سرزمین سیاست شان است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٢
تگ های این مطلب :سیاست


مهنا

ملاک جامعه‌‌ی آگاه، مطالبات آن جامعه است

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٦
تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :سیاست


وحشی

همه نهادهای ساخت آدمی، دارای اهدافی هستند که البته ممکن است با اهداف سایر نهادها در تضاد بیفتد. اما نهادی وجود دارد که هدفش فقط و فقط ماندن است. یعنی همه چیز را به خدمت خویش در می آورد تا باقی بماند. ماندن به هر قیمت. ممکن است که ادای داشتن اهداف بسیاری از نهادها را داشته باشد، اما وقتی پای ماندن در میان باشد تمام آن اهداف به ورطه فراموشی سپرده می شوند.

این نهاد نهاد قدرت است.

او تمام نهادها را بکار میگیرد تا باقی بماند.

همین است که همه نهادها باید محدودش کنند. این تنها نهادی است که میل به مطلق شدن در آن بی نهایت است.

تمام قواعد نهادهای دیگر را به نفع ماندن خویش قلب می کند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٦
تگ های این مطلب :سیاست


هفت تیر کشها

یکی از مشکلات بزرگ ما در مطالعات اجتماعی این است که حجم داده ها برای تجزیه و تحلیل بسیار کم است. تخصص ناب ما تجزیه و تحلیلهای عظیم با ابتنا بر داده هایی بسیار اندک و گاه حتی بدون داده است.

عظیم ترین رخداد اجتماعی تاریخ جدید ایران بی شک مشروطیت است و بی درک مشروطیت فهم ما از بسیاری از رخدادها ناقص است.

آثار اندیشه ورزانه و محققانه در این عرصه چنان نایاب است که بیشتر باید حکم عدم بدانها داد.

البته این موضوع استثنائاتی دارد که بی شک کارهای فریدون آدمیت یکی از آنهاست.

یکی از زیباترین و گیراترین آثارش بی شک مجلس اول و بحران آزدی است.

کتاب اختصاص به تاسیس مجلس اول تا زمان بتوپ بستن مجلس دارد. روایتی زنده و صادقانه و بی پرده از بلاهتها و حماقتهای افرادی که بعدها خطاهایشان را پنهان نمودند و لقب افتخار آفرینان انقلاب لقب میگیرند. تعریض ها و اشارات فراوانی به بی کفایتی سیاسی تقی زاده ها و کسانی که داعیه رادیکالیسم دارند، دارد. کسانی که از درک موقعیتها و تصمیم گیری بر اساس این وضعیتها عاجزند و تمام دستاوردهای مردمی را میتوانند به باد فنا دهند. نگاهی منفی به انجمنها که بیشتر شبیه روزنامه های دوران دیگرند. شورشی بی دلیل بر علیه همه چیز بی آنکه در روزهای سخت نشانی از آنها باشد.

بزرگ مردیهای مردانی که دیگر نامشان نیست و بی شک بزرگ بودند. شجاع، اندیشمند، و اهل عمل و نه خیالباف، هوچی و ترسو. احتشام السلطنه.

وزن اصلی کارهای آدمیت در تحقیق و بازخوانی انتقادی آثار زیاد در باره این دوره  است. دست نوشته ها و مطالب افراد مختلف داخلی و خارجی بی آنکه در دام غلط اندیشی ها و غلط نویسی هایشان بیافتد.

آنقدر سرعت اینترنت اینجا پائین است که مطلبی نوشتن در آن جهاد اکبر است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٩
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :کتاب


خون آشام

بختکهای زیادی برجان مردمان این سرزمین افتاده است. بدترین آن آرمانخواهی کور بود.

سلسله کتابهایی با عنوان "نگاهی از درون به جنبش چپ ایران" که مجموعه گفتگوهایی با برخی از اعضای یکی از گروهای چپ توسط آقای حمید شوکت است، در بازار کتاب موجود است.

اولین کتابی که در فرصتی برای گذران اوقات از این مجموعه بدست آمد گفتگو با " ایرج کشکولی" بود. تصویر از نزدیک کتاب، فقط گفتگویی در باره تاریخ تجربیات شخصی یک فرد است، اما از بالا که مینگریستی، تباهی و ویرانی بهترین ها در پای بدترینهاست. جوانان پر شوری که خواستند بزرگترین تصمیمهای زندگی شان را به تنهایی، نه تنها بدون کمک اطرافیان و خانوده و دوستان بلکه حتی فازغ از عقل و اندیشه بگیرند. بدترین راه، بی شک، طاعت بی جون و چرا از مبانی اندیشه ای که آنها را بخود میخواند. اندیشه ای که مبانی اش در بهترین حالت میتوانست نتیجه استدلال های فراوانی باشد و طرفه آنکه حتی نتیجه منطقی همان سلسله استدلالات نبود. یعنی بسیار اش بمعنی دقیق کلمه و معرفت شناسی پوچ بود.

گرگی بود که به گله گوسفندان زده بود و همه فقط شاهد دریده شدن و نابودی این بهترین فرزندان سرزمین بودند.

کتاب بعدی که می یابم گفتگو با محسن رضوانی بود. آن تصویر بالا برجسته تر شد و اینکه سالها این مملکت از طرف همسایه شمالی اش همواره مورد هجوم قرار گفت روزگاری حمله نظامی و روزگاری دیگر با اندیشه های خشونت بار و احمقانه اش با عنوان اندیشه های چپ. هیچ چیز بیشتر از روسها و اندیشه چپ، سبب خرابی بسیاری از دستاوردهای خیزش های مردمی و جریانات بهبود اوضاع این مملکت نشده است. جایی به بلایی که تبریزهایی چپ شاگرد مجاهدین قفقازی رسر دستاوردهای انقلاب مشروطه آورند اشاره ای خواهم نمود.

کتاب بعدی گفتگو با کوروش لاشایی بود. اینکه چگونه یکی از سران حرکت چپ از شعارهایش پا پس می کشد و مصاحبه میکند و روزگار تنهایی انسان آزادی که میخواست برای جامعه و مردمش کاری کند و دو دشمن بظاهر آشتی ناپذیر چگونه بکار نابودی شان برمیآیند.

مجموعه این کتابها چنان است که تا تمامش نکنی رهایش نمی سازی.البته در آن دوتای اول نویسنده مسلط است اما در این آخری هیچگونه همدلی را با خواننده کسب نمی کند.

توصیه موکد میشود سی سال ببالاها بخوانند.

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٩
تگ های این مطلب :کتاب و تگ های این مطلب :سیاست


در نعت هنر غیرمتعهد

دلنشین ترین ترانه ها، عاشقانه ترین قصه ها، زیباترین نقاشی ها، خاطره انگیز ترین فیلمها توسط هنرمندان عموما در روزگاری خلق می شد که شاید جامعه در تلاطمی عظیم بود.

اهل بازی عرضه سیاست بر این هنرمندان خرده میگرفتند که از جامعه بریده اند، هنرشان در راستای خواسته های سیاسی جامعه نیست، و بی خبر از اتفاقات دوربرشان هستند.

اهل سیاست بسیار علاقمند که تعداد زیادی بوق داشته باشند، و بجای خرید بوق  بسیار علاقمندند هنرمندان را برای این کار بخدمت بگیرند.

شانس جامعه ایرانی است که برای مبارزه با هجوم مغولها و حمله تیمور، سعد زنگی و شاه شجاع از سعدی و حافظ نخواستند برای مردم اشعار مهیج بسرایند یا سلاح در دست بگیرند.

سیاست در این سرزمین علاقه بسیار دارد که همه چیز  و همه کس را  تا حد یک سرباز ساده پائین بیاورد. همه برای اهداف موهومی بجنگند که بعدها معلوم میشود همان اهداف سیاستمداران است.

سیاست کسب و کاری است که بزرگترین ضایعات را تولید میکند. طلا تحویل میگیرد مس بیرون میدهد.

هنرمندان مان را بگذارید برای دل خودشان و دل ما و دل شما بخوانند، بنویسند، بسازند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٦
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :موسیقی


فراقانون

روزگاری خواست مردم وجود قانون بود.

آنگاه حکومتها یاد گرفتند که همه کارشان قانونی باشد. کافی بود قانون وضع کنند و آنچه میخواهند را لباس قانون بپوشند.

اینک زمانه ای است که باید برای وضع قانون نیز قانون وضع کرد. این قانون دوم، قواعد راهبردی وضع قانون است.

این یعنی اینکه قوانین وضع شده نباید از این حدود تخطی نمایند:

  • اصل آزادی لیبرالی (کسی حق محدود کردن مان را برای دنبال کردن آروزهای مان نداشته باشد الا عدالت و آزادی دیگران)
  • عدالت (بمثابه انصاف جان راولزی)
  • اصل تفکیک قوا منتسکیویی
  • آزادی بیان رسانه ای
  • مدت دار بودن هر مسئولیت دارای قدرت
  • اطلاق قانون (هیچ شیی بیرون قانون نمی افتد)

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٦
تگ های این مطلب :سیاست


بوق

اینجا در بسیاری مواقع مشکل سیاست بازیگران نیستند، سیاهی لشکرها هستند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٢
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :ما


راحتی

آنکه راحت می کشد

یعنی اینکه راحت هم حکم مجرمیت صادر نموده است

یعنی راحت متهم میکند

یعنی راحت داوری کرده است

یعنی راحت هم انتخاب کرده است

یعنی اینکه راحت مرز حق و باطل و درست و نادرست را از هم تشخیص داده است یا اینکه برایش تشخیص داده اند

این یعنی اینکه بدبختانه برای آزادی باید در حیطه تشخیص مرز حق و باطل و درست و نادرست سخت گیر بود.

برای سخت گیر بودن هم باید روشهای گوناگون سفسطه و دغلبازی و تلبیس و معرفت شناسی را شناخت.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳٠
تگ های این مطلب :سیاست


حق مسلم

مسابقه فوتبال داری. تماشاچیانت و طرفدارانت را فقط ار طریق مونیتورهای تلویزیونی در جریان مسابقه قرار میدهی. حق ندارند حتی دزدکی اصل بازی را تماشا کنند یا مونیتور طرف مقابل را ببینند. کارگردانت فقط کلوزآپ ترا میگیرد. تو هم هراز چندگاهی شادی گل زدن را از حودت درمیاوری. پانتومیم بازی میکنی بجای قوتبال. هیچ کس نمیداند که چندتا گل میخوری فقط می بینند مدام پیرهن از تن بدر می آوری و جلو دوربین میگویی که عجب گلی زدی یا عجب گلی را گرفتی. اما همیشه نتیجه بازی به نفع طرف مقابل است.

اما از بدشانسی ات این که بازی فقط نود دقیقه است خانه پرش آنکه کارگردانت مدام صحنه هایت را تکرار کند اما باید دعا کنی بازی تمام نشود. خب البته این دعا از کسی مستجاب نشده است چون اگر مستجاب میشد به تو نمیرسید.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٩
تگ های این مطلب :سیاست


سیاست

اینجا

آنکه وظیفه اش حل مشکلات است فقط دستور میدهد یا همان مشکلات را با پرخاش به دیگران حواله میدهد.

برای حل معضل کیفیت دستور افزایش کمیت را میدهند.

محتاج تائید حتی ناشناس ترین شخصیت های آنور هستند.

برای اثبات حقانیت دیدگاهایشان از شنیدن حرفهایشان از زبان هر کس و ناکسی مشعوف میشوند.

اگر حرفتان حق باشد طرف مقابل هم قبول میکند اما دلیلی ندارد قبول نشانه حقانیت باشد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۳٠
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :سیاست


وضع طبیعی

گفتم فوتبال آیینه تمام نمای جامعه است.

قوتبال ما در وضعیتی است که بدان وضع طبیعی میگویند.

این یعنی اینکه، وضع طبیعی که توصیفی از شرایط آرمانی بدون دولت و قانون است، خیالی نیست، ما در اینجا آنرا توانسته ایم بسازیم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :قدم زدن


خشونت

خشونت یک سویه نیست دو طرف دارد. یک خط راست نیست پاسکاری است. قدرت بالارونده آن نیازمند دو طرف دعوا است. بازی است که مارپیچ بالا میرد. اگر یک طرف نکشد بالا نمیرود. نیازمند حضور طرفین است، هم برای شدت هم برای موجه شدن. زور خود را از زور حریف میگیرد. فنر است فیدبک مثبت است پیچ ارشمیدس است. تایتان است پشتش به زمین بخورد قویتر میشود.

آنکه در دعوا مجبور است به تنهایی خشونت بورزد، باید عقل بسیار بخرج بدهد،  راههای پیچیده تری را جستجو کند، دنبال قانون باشد، محمل پیدا کند، توجیه اش کند.حدش نمیتواند اوج بگیرد. در حد قدرت اولیه است.

در دعوای دوطرفه اما هیچ یک از اینها نیاز نیست فقط کافیست مشت قویتر داشته باشد. پیروزی اش در گرو تحریک طرف و بعد بازی در میدانی است که قواعدش را خود تعیین میکند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٤
تگ های این مطلب :سیاست


دین و سیاست

آنکه دشمنش را یزید میخواند بیش از آنکه برای خود ارجی بیاورد برای یزید خریده است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۱
تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :سیاست


تشیع آذری ایران

١. ایرانیان توسط آذری ها شیعه شدند. سالها ولایتعهدی حکومت بر سرزمینهای ترک زبان بود.

٢. شیعه ترین اقوام جغرافیا ایران نه قم نه اصفهان نه مشهد و نه یزد است. شیعه ترین مردم ایران آذری هستند. آئین های تشیع در سرزمین های آذری است که دارد به وظایف درستش عمل میکند.

٣. تشیع یکی از اصلی ترین محورهای نگهداشت سرزمین آذری به سرزمین مادری است.

۴. اگر روزگاری محوریت اصلی سرزمین ایران تشیع نباشد، اولین جایی که گسسته خواهد شد، سرزمینهای آذری است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۱
تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :سیاست


استبداد ایرانی

اگر بدنبال این سوالید که چرا اینهمه خیزشها و حرکتهای اجتماعی و مدنی و آزدیخواهی در این صدسال ختم بخیر نشده اند و همه شان سر از استبداد در آورده است اینجا شاید جوابی در خور تامل برایش بیابید.

اینکه در سازمانها حق، بدل به امتیاز میشود چندان هم با بقیه چیزهایمان بیربط نیست.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٥
تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :سازمان و تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :کتاب


اول و آخر

زمانی میخواستند همه مردم برادر و خواهر شوند برادر و خواهرها شدند مردم.

زمانی میخواستند جامعه خانوادگی شود خانواده ها شدند جامعه.

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٤
تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :سیاست


جمهوری ایرانی

بنظر میرسد این شعار استقلال آزادی جمهوری ایرانی خیلی به دل بعضی ها نشسته است. از طرفی آنقدر معنی این عبارت، بدیهی بنظر میرسد که اگر بپرسی یعنی چه، در تمثیل نگاه عاقل اندر سفیه انگار نقش سفیه را باید بازی کنی.

حقیر تصور میکنم اما حالا که تا کنون کسی معنایش را برای ما نیافته است از مناظری دیگر بد نیست دیده شود.

اول تصور میکنم ناشی از این حس زیبایی شناسانه ماست که هر شعاری حتما باید شعر باشد و البته هر شعری هم باید وزن داشته باشد بنابراین استقلال آزادی جمهوری وزنش درست در نمیآید و بعد از جمهوری باید یک کلمه سه بخشی بیاید تا جور شود. ایرانی یا سمنانی یا حلوایی یا آفتابی یا نارنجی ولی مثلا آبی یا چوبی یا قشنگ جور در نمیآید.

دوم نه که ما خدای جمهوریت هستیم و در تاریخ دوهزار و پانصد ساله مان انواع و اقسام جمهوری را کهنه کرده و دور انداختیم و هیچ حکومتی غیر از جمهوری نداشتیم و آن حکومتهای سلطنتی و مطلقه توسط دشمنان در تاریخ ما جعل شده است، دور از شان ماست که فقط جمهوری خشک و خالی را بخواهیم. بنابراین بعنوان طلایه داران صنعت جمهوریت در دنیا وظیفه داریم همیشه جدیدترین جمهوری ها را ساخته و به حهانیان عرصه کنیم.

سوم من که تابحال جمهوری امریکایی و آلمانی و فرانسوی و از این مضاف و مضاف الیه های بی مزه نشنیدم.

چهارم مبادا اینهم یک هندوانه سربسته باشد که بعدا برایش یک معنی و معانی درست خواهند کرد که به همه چیز میخورد الا جمهوری.

پنجم جمهوری ایرانی چیزی شبیه آفتاب نیمه شب است.

ششم آنکه این را درست کرده است یا معنی جمهوریت را نمیدانسته یا ایرانیت یا هر دو را.

هفتم خر ما از کره گی دم نداشت.

هشتم این وسط آنچه نابود میشود و یه پشیزی هم بحساب نمی آید آن عبارت وسطی این شعار است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٦
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :منطق


گلهای حکومتی

در سری برنامه های گلهای رنگارنگ بخصوص در شماره های 400 به بعد یکی از  نکات کمی برجسته سیاسی شدن برنامه هاست.
فارغ از نگره سیاسی بنظر میرسد غلظت آهنگها و ترانه های شووینستی برخی از  آنها کمی زیاد است.
1. متاسفانه تاریخ ذقیق آنها چندان مشخص نیست ولی آیا مقارن با خواست  حکومت وقت برای ایجاد جامعه تک حزبی (رستاخیز) نیست؟
2. عموما تصانیف این بار شاه پرستی را بدوش میکشند تا آوازها
3. تقریبا تمام خواننده های اصلی برنامه های گلها
خانم الهه (گلهای رنگارنگ شماره 387 و گلهای رنگارنگ شماره 439) و
خانم عهدیه (گلهای رنگارنگ شماره 445)  و
خانم سیمابینا (گلهای رنگارنگ شماره 446 البته بیشتر اشعار دکلمه شده) و
خانم حمیرا (گلهای رنگارنگ شماره 448) و
خانم مرضیه (گلهای رنگارنگ شماره 558) و
خانم مهستی (گلهای رنگارنگ شماره 560) و
و  خانم هایده (گلهای رنگارنگ شماره 561) در این کار سهیم هستند.
4. البته شاید هر یک از این برنامه ها جزو زیباترین برنامه های گلها  باشند. زیرا بهترین سازندگان چون تجویدی و بدیعی بهترین شعرای گلها مانند  رهی و بهار در ساخت آن دخیلند.
5. بنظر میرسد برنامه های گلهای تازه واکنشی در قبال این دولتی شدن  موسیقی است که مثلا با جدایی شهیدی (گلهای تازه شماره 2) تمام اعتراضش را نشان میدهد. گویی داد میزند که زندگی به اون گل و بلبلی هم که میگویند نیست  و زیر بیرق شاهنشاه هم تلخیکامی و حرمانش نیز کم نیست.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٥
تگ های این مطلب :موسیقی و تگ های این مطلب :سیاست


نو

فرهنگ ایرانی جزو آن دسته از آن فرهنگ هاییست که نه خطی بلکه دوری است. نشان به همان نشان که ما همه چیزمان هم شده است دوری. یعنی همه چی هرچند وقت یکبار از از سر شروع میشود. احتمالا فقط برای اینکه برای حافظه مان آنقدر ارزش قائلیم که نمیخواهیم با چیزهایی بی ارزش پر شود. خلاصه مدتهاست که آکبند نگهش داشته ایم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۸
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :سیاست


دیفال

هر وقت میخواهند مردمی بودن را نشان دهند طرف باید بزبان لاتهای تهرانی سخن بگوید.

برای نشان دادن مردمی بودن رزمندگان سخن گفتن به سبک داش مشتی ها میشود.

تصور میشود همه مردم بزبان لمپنهای تهرانی حرف میزنند.

انگار فقط لاتها میتوانند از پس همه برآیند.

آزاده مردان بسبک کلاه شاپوها سخن میگویند.

پایتخت ما میشود جایی که آثار باغهایش را که از بین ببری دیگری هیچ چیز ندارد. قدیمیترین محله تهران طرشت است و لاله زار. هیچ همآوردی در هنر و معماری و تاریخ با هیچ یک از شهرهای این سرزمین نمیتواند داشته باشد الا به اینکه برای همه شان جوکی ساخته است. گویی مانند حقیری که بزرگان را به ریشخند میگیرد.

یک شاعر و هنرمند مشهور در تاریخ نداریم که ملقب به تهرانی باشد. بیشتر بدرد نشیمنگاه شدن میخورد تا پایتختی تمدن ایرانی. و خب البته از قاجاریه ایی که کارنامه اش شاهکار است یهتر از این مگر میشود انتظار داشت.

همین است که همه جا این سرزمین هویتی دارد الا اینجا چون همه شان سهمی داشتند در ساختن هویت این سرزمین. دلقکهای این تمدن اهل اینجایند که حرف زدنشان خنده دار است.

تهران اصلی ترین تولید کننده لمپنیسم این سرزمین است. خوب شد ما روستایی ها کمی آدمشان کردیم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٧
تگ های این مطلب :شهر و تگ های این مطلب :سیاست


سیاست نامه سعدی

بخت باز آید از آن در که یکی چون تو درآید

روی میمون تو دیدن در دولت بگشاید

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠
تگ های این مطلب :شعر و تگ های این مطلب :سیاست


این سابقه پیشن تا روز پسین باشد

در سر راه صفّین دهقانان شهر انبار تا امام  علی (ع) را دیدند پیاده شده و پیشاپیش آن حضرت مى دویدند.

فرمود: چرا چنین مى کنید؟

گفتند: عادتى است که پادشاهان خود را احترام مى کردیم،

حضرتشان فرمود: به خدا سوگند که امیران شما از این کار سودى نبردند، و شما در دنیا با آن خود را به زحمت مى افکنید ، و در آخرت دچار رنج و زحمت مى گردید، وچه زیانبار است رنجى که عذاب در پى آن باشد ، و چه سودمند است آسایشى که با آن ، امان از آتش جهنم باشد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦
تگ های این مطلب :دین و تگ های این مطلب :سیاست


همسایه ای که همسایه قوی نمیخواهد.

بخشی از مصاحبه سفیر ایران در روسیه با خبرگزاری فارس (یک قاعده در جهان سیاست وجود دارد و آن اینکه هیچ کشوری دوست ندارد همسایه‌اش از خودش برتر باشد و به تهدیدی علیه آن تبدیل شود. روس‌ها هم از این قاعده تبعیت می‌کنند. )

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱
تگ های این مطلب :سیاست


شعور و رسانه

پلیدترین نیروهای ضد مردم، کسانی نیستند که دختران و زنان و بچه ها را مورد ضرب و شتم قرار میدهند، یا بسوی افراد بی پناه شلیک میکنند. کسانی اند که ارزشها و آرزوهای مردم را به سخره و استهزا میگیرند.

ناکارآمدترین ها، نیروهایی هستند که در موقع عملشان، وظایفشان را بخوبی انجام نمی دهند.

احمفترین آدمها کسانی هستند که دیگزان را احمق فرض میکنند.

دولت فکر میکند که رسانه تلویزیون می تواند، آن کارآمدترین نیرو باشد. پس با تمام قوا به میدان می آید. هر شب میتوانید فیلم کمدی تماشا کنید. تصور میکند با جومونگ میتواند به مصاف الله اکبر برود. حمعیتهای میلیونی را متهم به اغتشاش و اراذل و اوباشی گری میکند. مدام در حال پاسخ دادن به سوالاتی است که همه مردم میدانند اما هرگز در تلویزیون بیان نمیشود. وکیل و وزیر و اکره و نکره در حال سوال یا توهین به موسوی اند اما حاضر نیستند صدایش را بشنوند. دیگران را احمق فرض میکند اما ابلهانه ترین گافها را مرتکب میشود. به شعور همه توهین میکند.

تمام رسانه موسوی و مردم بلندگوی سبزی فروشی است. اما صدایش از هر بوق و کرنایی بلندتر است.

میرحسین در میدان توپخانه عکس از وبلاگ آشپز باشی عزیز

اما دو میلیون نفر در زمانه ای که هیچ رسانه ای برای مردم نیست، در عرض یکروز همدیگر را برای تظاهرات مطلع می سازند.

اینکه اس ام اس یا سیستم ایمیل و اینترنت مملکتی قطع باشد شاید نشانگر اقتدار دولتی برای خاموش کردن صداها باشد، اما بیش از آن نشان از آن دارد که این سیستم بدین عریض و طویلی هنوز نتوانسته است، از تکنولوژی سود ببرد. هنوز قادر نیست از این فرصتها سود ببرد و آنها را به سان سلاح دشمنانش می بیند.

این جنگ شعور و رسانه است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢۸
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :رسانه


این روزها

  1. تحقیر شدیم. آنچه که بدست آمد، که عظیم بود و یگانه، همدلی و مهربانی همه به هم، در سرزمینی که سالها بود عاری‌ از چنین رابطه ای بود؛ به یغما رفت و شد نشانه مشروعیت یک نظام سیاسی، که نمیدانم چرا اینقدر به جستجوی مشروعیت است؟
  2. بسیاری را مجاب کردیم که رای دادن امری عقلائی است. آنانکه قول صیانت از آرا را داده اند اگر به وظیفه شان عمل نکنند، باید بدانند که از امروز رای دادن امری ضدعقلی است.
  3. موسوی آخرین بازمانده انقلابی است که سرشار از آرمانهای بسیار بود، که بسیاری شان برباد رفته اند. موسوی اگر بر میثاق اش با خلق بماند، شاید بتواند برای خویش و انقلابش آبرویی جمع کند. وگرنه همانگونه که آقای احمدی نژاد تصویر کرده است،که انقلاب تا پیش از او جز ناکامی و ناکارآمدی و فساد، وجهه دیگری نداشته است. آیا این آخرین بازمانده آرمانخواهی پا پس نخواهد گذاشت؟
  4. این روزها روزهای سرنوشت سازی است. نضف نظام میخواهد نصف دیگر را حذف کند. مواظب باشند که همه شان حذف نشوند.
  5. امروز روزگار شجاعت و عقلانیت است. خشونت کور یاری رساندن به اقتدراگرایان است برای تاویل خواسته های بحق مردمانی به اغتشاش. دست یابی به هدف، ارزشمندتر از خنک شدن دل هاست.
  6. هنوز رفسنجانی میتواند موثرتر از موسوی باشد. برای رفسنجانی زمانه انتخاب مرگ و زندگی است. او قرار است اگر موفق نشود باید نقش طلحه و زبیر را بازی کند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٤
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :انتخابات


همه خطاهای یک نامزد

١. دوقطبی کردن فضا. این میتوانست نبرد یکی با بقیه نباشد بلکه نبرد همه علیه همه باشد. در نبرد یکی بر علیه همه، زور زیادی لازم است، اما در آن نبرد همه علیه همه، فقط کمی عقل. کروبی و موسوی از شما برای هم خطرناکتر بودند.نبرد سروش و دولت آبادی بی شک به نفع شما بود. ز هر طرف که شود کشته نفع اسلام است. گاهی بهترین کار این است که هیچ کاری نکنید.

2. کنار هم نشاندن خوب، بد زشت ها. هنوز میتوان دید که مردم خاتمی را دوست دارند پس او را در ردیف دیگر متهمان قرار ندهید که آدمها، به استقرا، خطای شما در باره خاتمی را به بقیه تسری میدهند.

3. باید به سرعت ثابتی پیش میرفتید نه اینکه وسط راه به اندیشه و شک بیافتید. آن زبان تحقیر و لحن بازجویانه در برابر موسوی و کروبی، نمی بایست بدل به روحیه سرباز فراری در برابر سردار  می شد.

4. مدام مجبور شدید از حرفهایتان، ادعاهایتان و آمارهایتان دفاع کنید یا از آن برگردید. چون سعی نکردید منصف باشید.

5. ذر میدان اقتصاد گیرتان انداختند و شما نتوانستید بازی تان را در زمین هسته ای انجام دهید.

6. به مشاورین تان نگفتید که حالا که دارند روزنامه آقای کروبی را میخوانند، لازم است نام آن روزنامه را هم بخاطر بسپارند.

7. هنوز ناموسی ترین موضوع در میان ایرانیان همان موضوع ناموس است. پس در این عرصه اگر به یقین مطمئن به پیروزی نبودید وارد نمی شدید.

8. اسطوره لایزال روح و حتی اندیشه ایرانی، حسین و سیاوش است. مظلومیت است. شما به راحتی این امکان را برای اصلی ترین رقیبتان فراهم کردید که نقش مظلوم را به تمامی بازی کند. ما همیشه همراه پیروزمندان نیستیم.

9.بعضی صنوف هستند که یکبار مصرفند. بعنی شما معمولا بعد از یکبار مراجعه ناموفق، میروید سراغ رقیبشان. روسای جمهور مدعی افشای فساد هم از این دسته اند.

10. ملت ایران را نشناختید. خوردن کباب شما و رای به رقیبتان، جزو امور مذموم و ناپسند محسوب نمی شود.

11. گفتند که مدیران باید هوای اعضای تیم شان را داشته باشند منتهی تا مرحله اتهام. نه اینکه بعد از احراز جرم همچنان هواخواهشان باشید. یعنی در دنیا بدیلی برای آقایان کردان و محصولی یافت نمی شود؟

12. هنوز متوجه تاثیر عظیم چیزی بنام موج و تب و اینجور قرتی بازیهای اجتماعی نشده اید. اینجور مواقع روبروی این امواج قرار  نگیرید. والا با جوک و تکه کلام، نابودتان میکنند. دکتر کت خریده، دروغگو دشمن خداست.

13.قوتبالیست و از آن مهمتر دروازبانی نمیدانید وگرنه میدانستید بهترین راه برای گرفتن ضرب یک توپ، در گام اول هم جهت شدن با حرکت آن است. کاشکی برخی خطاهای کوچکتان را به گردن می گرفتید.

14. نمیدانستید ترس برادر مرگ است، والا بخاطر ترس از رشد آرا رقیب، دست به هرکاری نمیزدید. از قضا سرانگبین صفرا فزود.

15. هیچ تلاشی نکردید خوش تیپ بنظر آئید. عقل مردمان هنوز به چشمانشان هست.

16. ترساندن و ارعاب ممکن است سبب احترام گذاشتن کسانی که با شما کار میکنند یا نانشان دست شماست، گردد. اما سبب رماندن دیگرانی میشود که در دوردست شمایند و از قضا رای هم میدهند.

17. به کارشناس هایتان بد گفتید. هیچ خطایی برای یک مدیر از این فاحش تر نیست که کار کارشناسی کارشناسانش را کوچک فرض کند. چون بعد به طرف نشان میدهند که کارشان کوچک نبوده است.

18. دروغ نمی گفتید.

19. باور کنید اگر ترس از آسید مصطفی نبود، این لیست اگر سه رقمی نمی شد، حداقل به پنجاه میرساندمش.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٠
تگ های این مطلب :انتخابات و تگ های این مطلب :سازمان و تگ های این مطلب :سیاست


دیو و دلبر

نمیدانم کی و چی باعث شده است که انتخابات این دوره، نه انتخابی سیاسی، برای گزینش کاندیدایی خاص، بلکه انتخابی اخلاقی شده است. انتخابی بین دروغ و شرافت. بین بی اصولی و پرنسیپ، بین ریاکاری و صداقت، بین خشونت و احترام.

کاشکی چنین نبود.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۸
تگ های این مطلب :انتخابات و تگ های این مطلب :سیاست


خودکشی

بی شک مناظزه آقایان موسوی‌ و احمدی نژاد نقطه عطفی در تاریخ انقلاب میباشد.

  1. از سه هفته قبل، رشد آرای آقای موسوی بشدت فزونی میگیرد

 و این یعنی اینکه کسانی که قرار بود در انتخابات شرکت نکنند، اینک میخواهند به صف رای دهندگان بپیوندند و البته دل به آقای موسوی دارند. از سویی دیگر، آن بخشی از آرا که تصور میشد جزو آرای همیشگی آقای احمدی نژاد است، (با شعارهای اصولگرایانه) دارد توسط آقای موسوی جذب میگردد. گویی آقای موسوی پیغام میدهد مستحق نام اصولگرا اوست و نه آقای احمدی نژاد. همین است که میشود دید سخنان آقای احمدی نژاد در باره مشارکت در مدیریت جهان، نابودی مستکبرین، و صدور انقلاب،  ظلم ستیزی، نابودی اسراییل، امریکا ستیزی و پناه مستضعفان بودن نظام جمهوری اسلامی ایران، نه شعارهای انتخاباتی آقای احمدی نژاد بلکه باورها اصلی انقلاب اسلامی در سی سال پیش بوده است که آقای موسوی در راس هیات اجرایی اش ایستاده است. البته آقای موسوی هم با انقلاب رشد کرده است و تغییر یافته است اما این بار آن باورها دوباره به صحنه می آیند. البته در برابر اصل جنس، بدل نباید خریداری داشته باشد. آنکه در برابر آقای موسوی به آقای احمدی نژاد رای میدهد، حتما شعارهای انقلاب را درک نکرده است. البته حریف برای مقابله با چنین رشدی دو راه در پیش دارد:

  • تخریب آقای موسوی
  • توصیه به مردم برای عدم مشارکتشان در انتخاب

تخریب آقای موسوی چندان نیاز به آدرس ندارد. از بداقبالی حریف است که موسوی متاسفانه نه جاه طلب، نه عاشق قدرت و نه اسیر دنیاست و البته اینجور آدمها هیچ گافی ندارند بدهند دست دشمنانشان. او شریف است همین است که حداکثر میتوانند به چوب نابلدی در سخنوری و چیزهایی از این دست براندندش. اما این اقبال مردم اوست که سالهاست سیاستمدارانشان هرچه داشته باشند، چندان دغدغه شریف بنظر آمدن را نداشته اند.

اما برای کاهش مشارکت، ابتدا باید مفهومی تحت عنوان ضد رای را ارائه دهم:

در هر انتخاباتی، افراد و گروههایی هستند که رای بخشی از جامعه را با خود دارند. در ان میان افراد و گروههایی نیز هستند که ممکن است در جامعه چنان وجهه ناموجهی داشته باشند که بخشی از جامعه فقط رفتاری ضد آنان را در پیش در میگیرد. برآوردها مثلا برای تلویزیون در این روزها تا 5 میلیون ضد رای را بحساب می آورد. یعنی کافیست مثلا تلویزیون از کاندیدایی حمایت کند تا در مقابل 5 میلیون رایی که برای طرف جمع میکند، ده میلیون رایش را هم برباد دهد. آقای طبسی در مشهد ضد رای آقای موسوی است. در این مرحله، تلویزیون از این خاصیت ضد رایش، برای کاهش میزان مشارکت سود می برد. هرچه آرا کمتر باَشند، شانس آقای احمدی نژاد بیشتر می شود.

اگر راههای فوق جواب ندهند باید حتی منتظر کودتا در این مدت زمان باقیمانده بود.

  1. با مناظره شب گذشته میتوان دید که قدرت چگونه میتواند عرصه نمایش پلیدترین ساحات وجود آدمی باشد. هنوز هم ایستاده بر موضع حمایت از کردان و رحیم مشایی. مهره ماری دارند این مازندرانی هاو بدجوری دل از آقای احمدی نژاد برده اند.
  2. ضعف هردو طرف مناظره در این بود که هیچ یک از طرفین با هم حرف نمیزدند. هریک حرفهای از پیش حفظ کرده خود را میزدند. به همین خاطر بسیاری از سوالات و نقدهای طرفین پاسخ روشنی برای بینندکان به همراه نداشت.
  3. پایه های انقلاب شکافی یافته است که هر چه زودتر ترمیم نشود ممکن است به قیمت فروریختن آن تمام شود.
  4. چرا در اولین و بهترین زمان ممکن، رهبری واکنشی در برابر این اتهامات نشان نداده است و گویی آنها را تائید هم کرده است.در این هنگامه نبرد کی با کیه؟ رهبری در برابر آقای هاشمی؟ آقای احمدی نژاد در برابر آقای ناطق؟ رهبری و آقای احمدی نژاد در برابر آقای هاشمی و آقای ناطق و آقای خاتمی و آقای لاریجانی.
  5. آیا فساد در نظام سیاسی ایران تا بدین حد ریشه دار است که صاحبانش هم در مظان اتهامند. اینحوری چی باقی میماند.
  6. تصور میکنم آقای احمدی نژاد حالا که دارد آرا انقلابیون را از دست می دهد، میخواهد آرای ضدانقلابیون را به سوی خود جلب نماید. آقایان موسوی و کروبی روی آرای خاموش، سرمایه گذاری کرده اند، آقای احمدی نژاد روی آرای مخالفین ذاتی انقلاب. با این تحلیل نتیجه انتخابات اگر به پیروزی آقای احمدی نژاد باشد، نشان از فزونی ضد انقلابیون بر انقلابیون ندارد؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٤
تگ های این مطلب :انتخابات و تگ های این مطلب :سیاست


کی به کیه-2

احمدی نژاد رضایی کروبی موسوی
افراد گروهها افراد گروهها افراد گروهها افراد گروهها
الهام جامعه مدرسین حوزه علمیه قم  دانش جعفری   ابطحی اعتماد ملی آرمین انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها
چمران جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی طباطبایی، صادق   الویری، مرتضی جبهه آزادی امین زاده، محسن جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران
خانم رجبی موتلفه اسلامی     سحرخیز، عیسی حزب دموکرات  انصاری، مجید حزیب اسلامی کار
داوودی       سروش، عبدالکریم دراویش گنابادی پورنجاتی، احمد خانه کارگر
رحیم مشایی       عبدی، عباس   تاجزاده، مصطفی کارگزاران
صفار هرندی       قوچانی، محمد   تاجیک، محمدرضا مجاهدین انقلاب اسلامی
کلهر       کدیور، جمیله   جلائی پور، جمیدرضا مجمع روحانیون
کوچک زاده       کرباسچی   خاتمی، محمد مشارکت
        محتشمی پور، علی اکبر   خامنه ای، سیدهادی  
        مهاجرانی   دادفر، محمد  
        نجفی، محمدعلی   راکعی، فاطمه  
            رهنورد، زهرا  
            زنگنه، بی‍ژن  
            سراج، حسام الدین  
            سرحدی زاده  
            شکوری راد، علی  
            شیرزاد، احمد  
            عطریانفر، محمد  
            لیلاز، سعید  
            مزروعی، رجبعلی  
            موسوی لاری  
            مهاجری، مسیح  
            مهرجویی، داریوش  
            میرشکاک، یوسفعلی  

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٩
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :انتخابات


شهرت

1. پس از زمانی که از شکارچی گری آدمی گذشت (زمانی که استتار، ابزاری برای بقا بود) نیازی، در وجوذ آدمی شکل میگیرد، بنام دیده شدن. چیزی، که از آن، بنام شهرت نیز یاذ میشود. ضد ارزشی قدیمی، که اینک نه تنها، مدتهاست که در لیست سوء رفتارهای آذمی نمیشود، بلکه گاه گاه، در ستون ارزشهای اخلاقی درج میشود.

2. نقریبا به لطف الحیل هر کسی راهی می یابد برای دیده شدن.

3. در روزگار ما رسانه ها، سن های اصلی نمایش اند. همین است که همه مشاهیر، چهره هایی رسانه ای هستند، و شاید درستتر آنکه، همه ستاره های رسانه، از مشاهیرند. و این جابجا شدن موضوع و محمول عبارت، تفاوت کمی نیست.

4. در این سرزمین، رسانه های زیادی وجود ندارد، و آنهایی هم که هستند، بیشتر شبیه کیوسکهای هستند که تماشاچیانش از عدد انگشتان دست فزون نمیشوند و پشیزی برای رفتن بر روی سن آنها ارزش وجود ندارد. یعنی اصلا کسی شما را نمی بیند. مثلا چند نفرند که پر بازدید کننده ترین وبلاگها را بشناسند. یا بهترین منتقد سینما را.

5. اما در برابر این کوخهای رسانه ای، کاخی عظیم وجود دارد، که میتواند جور تمام رسانه های دیگر را بر دوش بکشد، و آن جام جم راستین است. البته باز بجای آنکه با آن، تمام دنیا را ببینی، اگر در آن باشی، تمام دنیا ترا می بینند. همین است که کوتوله ها، بلند بالا میشوند و آنکه بعنوان کارشناس معرفی میشود، حتی نام رشته ایی که در آن کارشناس است را، نیز نمیداند.

6. بسیاری با تحصیل، پول، قدرت، زبان، شانس و اقبال بلند، قرار گرفتن در یک موقعیت عوضی، خالی بستن، ادعاهای عجیب، سینما، فوتبال، و همان لطایف الحیل میتوانند، در این حعبه مار به تماشا گذارده شوند.

7. البته چندان مهم نیست که بزرگترین ریاضیدان تاریخ باشی یا بازیکنی که توپ از کنار تو وارد دروازه شده است، و یکشبه بدل به ستاره میشوی، به طرفه العینی نیز از یاد میروی. کسی نام خفاش شب را یادش هست؟

8. بد اقبال ترین کسانی اند که هیچ یک از آن راههای ظریفه را پیدا نمیکنند. پس از همه دوستان خواهش میکنم که راه آخر را بر این افراد نبندند. هر چهارسال در این مملکت در خیابان فاطمی دوربینی کار گذاشته میشود تا از ثبت نام کنندگان ریاست جمهوری عکس و مصاحبه ای بگیرند. ورود عموم آزاد است.

9. به هرجی که بهش معتقدید، این متن اصلا شوخی و مطایبه نبوده و کاملا از سر درد و رنج نوشته است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٢
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :سیاست


سازگاری، ماندگاری، یادگاری

و اما انتخابات

انگار قرار است طی چندماه دیگر، انتخاباتی در این سرزمین انجام پذیرد که بر همه تکلیف است در آن شرکت کنند، چه با رای دادن چه با رای ندادن.

برای من انتخاباتی از نوع ریاست جهموری، هنگامی معنا دار است، یعنی در آن شرکت میکنم که به دو سوال اساسی، پاسخی مناسب و موجه، برایم داشته باشد. یکی از این دو سوال، بارها در دیگر انتخابات تکرار شد، و هربار بفراخور زمانه، پاسخی خاص داشت. این دو سوال اینها هستند:

  1. برنامه های کاندیداها چیست؟
  2. چه کسانی قرار است در کنار کاندیدا بایستند؟

در سوال اول این که، موضع آنها نسبت به اساسی ترین سوالات زیستنی سیاسی و اجتماعی چیست؟ موضع کاندیدها نسبت به این لیست چیست؟

  • حد آزادی فردی
  • بازار آزاد
  • زنان
  • حیطه دخالت دولت در اقتصاد و فرهنگ و اجتماع و اخلاق
  • مجموعه قواعد اخلاق سیاسی
  • منافع ملی
  • جایگاه ما در منطقه و جهان
  • رسانه
  • نظامی گری
  • استقلال قوا

طبیعی است که دو شرط ،برای پاسخ به این سوالات باید وجود داشته باشد، تا تازه در باره پذیرش یا عدم پذیرش آن، بشود گفتگو کرد:

اول اینکه پاسخ سوالات نسبت به هم سازگار باشند

و دوم اینکه پاسخها، از گردونه تجربه های تاریخی بسلامت گذر کرده باشند و خیالبافانه و خلق الساعه نباشند.

در پاسخ به سوال دوم نیز ترکیب جمعیتی، کسانی که در عکس یادگاری در کنار کاندیدا، قرار میگیرند، نباید چنان نامتجانس باآن برنامه ها باشند، که از همان اول، عدم باور و ایمان تیم بدان پاسخها، آنها را حتی بعد از برآوردن شرط سازگاری و ماندگاری، ناکارآمد و فشل سازد.

نمیدانم چرا در این مرحله کاندیدها وزرا و معاونین و اعضای اصلی تیم شان را در صورت پیروزی در انتخابات معرفی نمی کنند؟

این مقدمه ای بود برای پرسشی که ملکوت عزیز در حجره "دیوان اصلاح" شان طرح کردند.

سوال من از همه کاندیدها و از جمله آقای موسوی این است:

پاسخ شما به اساسی ترین سوالات انسان (به عنوان موجودی سیاسی و اجتماعی) چیست؟

گروه همکارانتان چه کسانی هستند؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٠
تگ های این مطلب :سیاست


کاهش مصرف انرژی

فرض کنید، آخر مهمانی رسیده اید، و بسیاری از چیزهای خوشمزه را، قبلی ها میل فرمودند، و حالا برای بقیه غذاهای خوشمزه باقیمانده، قرار و مدار گذاشته اند تا همه کمتر مصرف کنند.

آیا شما تمکین میکنید؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٦
تگ های این مطلب :سیاست


مدیریت شهری و کشوری

راه حل های مسئله آلودگی هوای تهران، ترافیک، محیط زیست، درآمدهای ملی، کنترل جمعیت، مهاجرت و ......

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٢
تگ های این مطلب :سیاست


غزه

آنکه در مقابل سنگ پرانی دیگران، اسلحه میکشد

آنکه کشتار بیگناهان را تبعات ناخواسته چیزی میداند

آنکه برای حل مشکلاتش دست به هر کاری میزند

آنکه برای یافتن یک نفر، تعداد بسیاری را به گروکان میگیرد

آنکه حقی را که برای خود قائل است برای دیگران برسمیت نمی شناسد

ترسو، فریبکار، قسی و واجد همه رذائل اخلاق فردی و جمعی است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٠
تگ های این مطلب :سیاست


پیش فرضهای انتخاباتی

حضور بیشتر مردم در انتخابات نمایانگر مشروعیت بیشتر نظام است لذا اگر رای بدهیم مشروعیت نظام را افزایش داده ایم و اگر رای ندهیم آن را تضعیف نموده ایم.
دادن رای هم حق است هم تکلیف. حق یعنی اینکه باید رای بدهی تکلیف یعنی اینکه اگر رای ندهی مجازات خواهی شد.
انتخاب آدمها مهمتر از انتخاب گروهها، و انتخاب گروهها مهمتر از انتخاب برنامه هاست.
برنامه، کلمه ای است که فقط دو جا در زبان فارسی استفاده میشود : برنامه درسی و برنامه-بودجه.
ما اگر از کسی خوشمان بیاید در انتخابات شرکت میکنیم و به او رای میدهیم و اگر بدمان بیاید، اصلا رای نمیدهیم.
دنبال کسانی نخواهیم گشت که کمی از باورها و خواسته هایمان را نمایندگی کنند.
آدمها یا خوبند یا بد، کارایی، هوشمندی، برنامه ای مناسب داشتن، و ایده داشتن، شاخصهای مناسبی برای انتخاب نمایندگان نیست.
هیچ تعریف منسجمی از وظایف و کارکردهای مجلس نداریم.
قانونگذاری هیچ نیازی به داشتن مبانی تئوریک ندارد.
پاسخ به سوالات اساسی مانند نسبت آزادی و برابری، دموکراسی، اصل تفکیک قوا، حقوق، وظایف افراد و سازمانها و نهادها، نظارت بر دولت، پاسداشت مفاهیم مورد وثوق جامعه و ... قرتی بازی است.
انتخابات روش جدید منازعات قومی است.
اینکه ما کی هستیم، مهمتر از این است که ما چه کاری میتوانیم بکنیم یا چه کاری باید انجام دهیم.
استقلال مهمتر از جیره خواری است.
همه چیزمان به همه چیزمان می آید.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢۳
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :انتخابات


ظلم ستیزی

یکی از اختصاصی ترین روشهای ما ایرانیان در طول تاریخ در مقابله با ظلمهایی که بر ما روا داشته اند، تنها گذاشتن حاکمین در روزهای واقعه است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢۱
تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :تاریخ و تگ های این مطلب :سیاست


ما و ایضا دیگران

اینطرفها، مشکل بزرگ عرصه سیاست، این است که برای ورود بدان، توشه چندانی نیاز نیست و بنابراین هر کسی میتواند، فقط با شعارهای گنده گنده، رای کسب کند و جایی در آن برای خویش بیابد. اما خوشبختانه بعد از چندسال، این آدمها کم هوش را عاقل نموده و سرجایشان می نشاند.

برخلاف آنورها، که نظام سیاسی اش وقتی کارآمد است، که نوابغ را به بله ها بدل سازد. بنابراین ورودی اش دارای چنان شرایط شاق و طاقت فرسایی است که فقط نوابغ میتواننند از سش برآیند اما میزان موفقیت آنها، با کاهش میزان تاثیر این نوابغ، نسبت مستقیم دارد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٦
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :ما و تگ های این مطلب :دیگران


تحریم

  1. امریکاییها در اقدامی بشدت تحریک کننده، موارد دیگری بر تحریم های ایران افزودند.
  2. هیچ اتفاق تازه ای در مذاکرات هسته ای ایران با اروپاییها و آژانس رخ نداده است و لذا معلوم نیست علت تحریمها چیست؟
  3. تاثیر تحریمهای امریکایی ها بر اقتصاد ایران هرگز تا به این حد کم اثر نبوده است.
  4. دلایلی از این دست که یکی از اعضای سپاه قدس در مراسم افتتاح بانکی ایرانی در عراق حضور داشته است بشدت ذهن شنونده را به جاهای دیگری معطوف می سازد.
  5. قصه ما و امریکاییها، قصه همان یارو است که در داروخانه دنبال نفت میگشت. تو چکار داری ما نفت داریم یا نه، تو کارت رو بکن و برو.
  6. تصور میشود امریکاییها دنبال تحریک ایرانی ها هستند تا دست بکاری بزنند و امریکاییها بتوانند دلایل قانع کننده تری برای شروع تحرکات جدیدتر بیابند.
  7. هیچ چیز تهوع آورتر از ادعای امریکاییها برای آوردن دموکراسی به ایران نیست.
  8. تسلط فقط بر منابع نفت و گاز دو کشور ایران و عراق برای تضمین سیادتهای سیاسی و اقتصادی تا ۵۰ سال آینده کفایت می کند.
  9. بدشانسی ما فقط این نیست که طرف مقابل احمق است بلکه در این است که گیر نیز هست و ول کن معامله نیست.
  10. خنده دارترین دلیل را معاون سیاسی وزارت امور خارجه امریکا افاضات فرمودند:

 

"ما امیدواریم که مردم ایران بدانند که ما در تلاش بوده ایم که با دولت ایران مذاکره کنیم. طی یکسال و نیم گذشته ما سه بار به ایران پیشنهاد مذاکره داده ایم. ما همراه با روسیه، بریتانیا، فرانسه و چین به ایران گفته ایم با ما مذاکره کند. چرا ایران حاضر نیست ما را در نیمه راه ببیند؟"

از سایت بی بی سی. (البته چون سایت بی بی سی فارسی در اینجا فیلتر میشود نمیشود لینکش را نیز داد. این متن هم همینجوری دستمان رسید. باور کنید قسم به چی که ما فیلتر شکن نداریم)

دوست دارم تحریمها را اینگونه تعبیر کنم که کسانی که در هبات حاکمه امریکایی علاقمند جنگ نیستند سعی کرده اند پیش دستی کنند و مثلا شدت عملشان را در مقابل همکاران جنگ طلبشان نشان بدهند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٥
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :دیگران


این به آن در

در اقدامی عجیب ساعات کار شرکتهای دولتی به ۵ ساعت در روز برای ماه مبارک رمضان تقلیل یافته است. ساعت کار از ۹ صبح تا ۱۴.

جدای از نتایج بررسیهای فنی، اجتماعی و اقتصادی و ... این تصمیم گیری، برخوردهای برخی با این موضوع هم نمایانگر گوشه ای از روحیات سازمانی ما ایرانیان است.

از جمله در صفا سیتی ما در سنوات ماضیه معمول بود که نیم ساعت زمان صرف غذا را بر رعایا بخشیده و می توانستیم بعد از ۸.۵ ساعت ماندن در اینجا، از گاوه پیاده شویم. ۵۱ درصد افسار گاوه دست دولت است اما خود را دولتی محسوب نمیکند که تفضیل این موضوع بماند برای بعدها. خوب وقتی حکم رییس هیت مدیره شرکتی را معاون وزیر امضا میکند نباید از قوانین هیات دولتش تبعیت کند؟

با مزه آنکه نمیگویند کار ما به گونه ای است که نمیتوانیم بر این منوال پیش رویم و مصر بر برنامه های خود باشند به همین خاطر آن ساعت ۹ دولت را به ساعت ۸ تا ۸.۵ تبدیل کردند و آن ساعت ۲ دولت و ساعت ۳.۵ قبلی خود را به ۳ بدل کردند. غرض فقط این است تیزی ول کنند و نعره ای بکشند به مانند آن قزوینی عبید. چون میترسند، قواعدشان را تغییر میدهند و چون میخواهند بترسانند، همه اش را اجرا نمیکنند.

وقتی سازمانی به حرف رییس جمهور مملکتش تمکین نمیکند توقع حرف شنوی از کارمندان آن سازمان خیلی خنده دار است.

خانها حرف سلطان را نمیخوانند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢٠
تگ های این مطلب :منطق و تگ های این مطلب :سازمان و تگ های این مطلب :سیاست


روشنفکر

این روزها، لگد زدن به مرده، شده کار روشنفکرهای وطنی و ضدروشنفکرهای وطنی. گنجی که روزی روزگاری برای خود یلی بود در متنی طویل و بلند حسابی از خجالت دکتر شریعتی درآمده است. با دوستانی زیادی در گفتگوهایمان حرفها به شریعتی نیز کشیده میشود. تقریبا ترجیع بند بسیاری از نقدهای از شریعتی این است که همه آن چیزی که جمهوری اسلامی خوانده میشود محصول اندیشه های شریعتی است.

اما تصور میکنم باید ببینیم انتظارمان از شریعتی چه بود و آیا این انتظار برآورده شد؟. و از این پس از چونان شریعتی ها چگونه باید باشد؟

در اینکه شریعتی رهبر یا حتی عضو یک گروه قانونی و غیرقانونی سیاسی نبوده است تقریبا وفاقی همگانی وجود دارد. سمپاتی داشتن نسبت به یک حرکت چندان این گزاره را نقض نمیکند. بنابراین چندان در قالب یک سیاستمدار درنمی آید که بدنیال کسب قدرتی برای خویش بوده باشد.

مزدبگیر روزنامه، مجله، دانشگاه و موسسه ای برای تولیدات اش نبوده است.

شریعتی روشنفکری بود که نقش خویش را بدرستی به انجام رساند. یعنی روشنفکری که با اقتدار باورهای مسلط بر جامعه، در بسیاری عرصه ها به مقابله برخاست و بسیاری از بتهای ذهنی جامعه خویش را شکست، بی آنکه برای اینکار مزدبگیر جایی باشد و یا انتظار دستآوردی حرفه ای برای خویش داشته باشد.

خواست به خاک سپردن شریعتی مانند این است که بخواهیم حافظ را به خاطر مدح هایی که در حق شاه اسحاق کرده است، از طاقچه های خانه هایمان برانیم.

بنابراین به نظرم کسی که به علت دریافت حقوق از موسسه ای تولید میکند روشنفکر شناخته نمیشود چون احتمالا باید در باره چیزی بیاندیشد که موسسه برای آن سرمایه گذاری کرده است.

تصور میکنم تنها عرصه ای که اینک میتوان روشنفکر اصیل را، که دو خصلت آماتوری و درافتادن با باورهای مسلط در حیطه های مختلف را داراست، دید، در محیط فضای مجازی وبلاگستان باشد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٢۱
تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :سیاست


کراوات و عقاله

نتایج غیررسمی انتخابات زودهنگام پارلمانی در ترکیه حکایت از کسب 47 % آرا توسط حزب عدالت و توسعه می نماید. به نظر میرسد صحنه سیاست جهان اسلام شاهد تلاش دو حرکت تقریبا متضاد برای بدست گرفتن رهبری فکری و سیاسی است. الگوهایی برای تسری دادن اسلام به عرصه سیاست.

 

اولین آن را بن لادن، طالبان و القاعده و بنیادگرایی تشکیل میدهد که وجه مشترکشان این است که ریشه در سرزمین عربستان دارد و بدجوری بوی نفت میدهد و شعارهای ضدغربی انقلاب ایران را عملیاتی میکند و قبل از اینکه دغدغه رفاه و تعیین جایگاه جوامع اسلامی در معادلات جهانی را داشته باشد نگران عمل به  شعائر است. بنابراین بعد از نابود کردن امریکایی ها و غربیها، خدمت شیعیان و دیگران مذاهب غیر حنفی و وهابی خواهد رسید. بوی خون میدهد.

 

گروه دوم همین اسلامگرایان عدالت و توسعه ترکیه است. کراوات زده و بیدار و آگاه و سیاستمداران اهل جهان جدید. اگر نگوییم تنها، ولی یکی از مهمترین موتورهای فکری و عقیدتی شان باز یک ایرانی است بنام دکتر علی شریعتی. وقتی اقبال شریعتی در سرزمین خویش عدول میکرد آفتاب اقبالش در ترکیه در حال بالا آمدن بود. البته بیش از آنکه مقلد باشند منتقدش نیز هستند.

 

طبق معمول ایده ها از این ورند و استفاده اش را دیگران می برند.

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٧
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :دیگران


فتح حماس

آیا برای ما که اینجا هستیم این اخبار + + + خیلی مهم نیستند؟

همه میدانیم که سالها است سیاست خارجی ما، به شدت تحت تاثیر موضعگیری ما نسبت به مناقشه فلسطین و اسرائیل است. بخش اعظم امتیازات سیاسی مان در نگاه گاه حتی کمی متعارض با نگاه خود فلسطینیان از کف رفت و توجیه این بود که داریم از حق دفاع میکنیم و عمل به تکلیف میکنیم و چندان دغدغه نتیجه را نداریم و حق فلسطینیان داشتن سرزمین است و اسراییل دولت غاصب است....

اما اینان که هنوز سوار اسب قدرت نشده، به کار قتل عام خود پرداخته اند، به نظر میرسد اساسا مانند ما به اسراییل نگاه نمیکنند. مطابق نگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی، دشمن مشترک تمام فلسطینیان، اسراییل است اما این خبرها نشان میدهد از نظر فلسطینیان غماز خانگی است. شاید درست باشد و باید اول در درون خویش مسائلشان را حل کنند تا بعد بپردازند به بقیه قصه ها. وقتی میبینیم خود آنها برای کسب قدرت کمی بیشتر، از هم نمیگذرند، موضوع نیازمند بررسی مجددی نیست؟. این سوال سالها پیش نیز، که فلسطینیانی در بین اسرای جنگ ایران و عراق آزاد می شدند، طرح شده بود ولی خیلی زود بیخیالش شده بودند. احتمالا این بار هم همینگونه خواهد شد.

دور از ذهن نیست که بنیادگرایی مذهبی در بین اهل تسنن، پس از شکست اشغالگران غربی و دولتهای دست نشانده، جمهوری اسلامی ایران و شیعیان را هدف قرار دهد (که در عراق گاه حتی خطرناکتر از امریکایی هم قلمداد میشوند). آن وقت نسبت ما با حماس میشود نسبت امریکایی ها و بن لادن و الفاعده.

باز بیاد داشته باشیم که نگاه بنیادگرایی سنی به شیعیان مانند نگاه شیعیان متعصب به بهاییان است. نگاهی بی هیچ گذشت و اغماضی به مرتدان.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٢٤
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :دیگران


کلید کردن

نمیدانم چرا مدتی است مخم گیر کرده سر یک موضوع ساده. و آن چیزی نیست جز رابطه نقدناپذیری و مشروعیت.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۳۱
تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :سازمان


جیره خواری از استقلال بهتر است

میدانم که این تیتر، به مذاق بسیاری از ما چندان خوش نمی آید اما اجازه بدهید نظامی از مفاهیم را کنار هم بچینم تا نشان دهم که این قاعده برعکس میتواند راهگشای حل مسائل بسیاری باشد.

احتمالا این جمله را در بین سیاستمداران بسیار شنیده ایم که به استقلال خویش تفاخر میکنند و از عدم وابستگی خویش سخن ها میرانند. و استقلال نظر خویش را به عنوان یک امتیاز مثبت به حساب خود واریز میکنند و سپس بسیار از آنها بر این موج سوار شدند و هنوز هم در بسیاری مواقع که قرار است رایی از مردم گرفته شود از این حربه سود جسته میشود.

فرض اصلی چنین تصوری، احتمالا ریشه در تاریخ و یا بعبارت درستتر روایت هایی از تاریخ جدید ما دارد که در آن روایتها، عموما قدرتهای مسلط و بازیگران عرصه سیاست، از افرادی وابسته برای به کرسی نشاندن اهداف شان سود جسته اند. همین میشود که یکی از درسهایی که ار تاریخ به ما یاد میدهند این است که همواره آن کسانی که مستقل بودند، برای مردم مفیدتر بودند تا کسانی که وامدار کسی یا نظامی بوده اند.

اما تالی های فاسد چنین تصوری کدامست؟

اصلی ترین تفاوت بین استقلال رای و وابسته بودن، تفاوت بین تصورات شخصی و برنامه های از پیش تعیین شده است.

  1. در رویارویی با افراد مستقل، شما هرگز  قادر نیستید رفتارهای آنها (سیاستمدار یا هر کسی که به استقلال خویش فخز میفروشد) را پیش بینی کنید چون در استقلال رای، تعهد چندانی به برنامه های از پیش تعیین شده وجود ندارد.
  2. افراد مستقل متعهد به عملیاتی کردن تصورات خویشند اما در وابستگی، شما موظف به انجام برنامه های مشخص هستید.
  3. در افراد مستقل، تصوراتشان را تجارب شخصی می سازد اما افراد جیره خوار مجبور به اجرای برنامه های از پیش تعیین شده ای هستند که عموما کارشناسان خبره آنها را طراحی کرده اند.
  4. تصورات و باروهای شخصی عموما نقدناپذیر و لایتغیر هستند بنابراین انسانهای مستقل اینرسی فراوانی در برابر نقد و تغییر از خویش بروز میدهند زیرا آدمها در بسیاری از موارد قادر نیستند نقد باورها و تصورات خویش را از نقد خویشتن جدا کنند.
  5. در استقلال رای جایی برای ورود عناصر خرد جمعی وجود ندارد.
  6. در استقلال رای سازگاری عناصر تشکیل دهنده، از اهمیت چندانی ممکن است برخوردار نباشد که ما آدمها معمولا ملغمه ای هستیم از همه چیز، در صورتیکه شما هرگز برنامه ای را با عناصر متناقص نمی پذیرید.

براین اساس تصور میکنم که استقلال رای، بیشتر از یک ارزش اخلاقی شخصی، ارزش چندان دیگری نداشته باشد و در حیطه عمل جمعی و فعالیت سیاسی این ارزش در مقابل ارزش دیگر یعنی برنامه داشتن در درجه بسیار پائینتری قرار دارد.

در یک برنامه سیاسی، تعهد بازیگران به یک برنامه از پیش تعیین شده، ارزشمندتر از رفتارهای مبتنی بر تصورات شخصی است زیرا شما میتوانید با استفاده از خرد جمعی، مطالعات و دستاوردهای عرصه های گوناگون، واقعیتهای موجود  و ...، این برنامه ها را طرح ریزی نمایید سپس آن را به بوته نقد بگذارید، سازگارش کنید و بصورت متناوبی بهینه و اصلاحش کنید. (گفتم میتوانید که شاید هم نکنید) حال آنکه شما هیچ یک از این فرآیندها را قادر نیستید بر روی تصورات شخصی خویش اعمال نمایید. آنها بیشتر از غیب می آیند تا از جهان آدمها و عقلها.

با توجه به مطالب فوق درست این است که برنامه ها را ارزیابی کنیم و ارزیابی آدمها را در نسبت تلاششان برای اجرایی کردن این برنامه ها بسنجیم. به همین دلیل معمولا افراد مستقل سیاسی سبب کهیر زدن میشوند، خطرناکند و خیلی خوب باشند مهوع اند.

تا مادامیکه استقلال، ارزشی برتر از وابستگی به یک برنامه است، به جای حزب، هیات و محفل داریم و به جای ارزیابی برنامه ها، شو های عوامفریبانه و حرکت های پوپولیستی، و به جای حضور افراد کارآمد در عرصه سیاست، آدمهای بازیگر را شاهد خواهیم بود.

آیا فکر نمیکنید جیره خواری در عرصه سیاست، از استقلال بهتر باشد؟

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٥
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :قدم زدن


حجاب

آنچه که حجاب نامیده میشود و در اینجا جاری است، تمام نماد جمهوری اسلامی گردیده است. ایران بدون حجاب، جمهوری اسلامی نخواهد بود. اگر هیچ یک از شعارهای جمهوری اسلامی محقق نگردیده باشد، اما حجاب باید محقق گردد.

حکومت دینی که مستقر شد،به غیر از آن شعارهای جهانشمولش، این قواعد نیز قرار بود بی هیچ مماشاتی در جامعه ایرانی به اجرا در آیند:

  • ممنوعیت بازی مشت زنی
  • ممنوعیت شرب خمر
  • ممنوعیت اجرای فسق و فجور
  • ممنوعیت بی حجابی زنان
  • ممنوعیت بازی شطرنج
  • ممنوعیت تولید و پخش موسیقی پاپ
  • ممنوعیت پخش فیلم های امریکایی و وسترن
  • ممنوعیت کاخ نشینی
  • ممنوعیت پوشیدن لباس آستین کوتاه
  • ممنوعیت تولید و پخش موسیقی
  • ممنوعیت زدن کراوات
  • ممنوعیت پخش صدای زن خواننده
  • ممنوعیت تحصیل زنان در رشته هایی خاص
  • ممنوعیت انتخاب مشاغلی مانند قضاوت برای زنان
  • ممنوعیت داشتن ویدئو
  • ممنوعیت داشتن نوارکاست
  • اجبار به ادای فریضه نماز در محل کار و تحصیل
  • اجبار به گذراندن امتحانات عقیدتی و سیاسی برای شروع در هر کار
  • اجبار به انجام تحقیقات محلی برای استخدام و تحصیل و هر کار دیگر

چند تا از این لیست اینک اجرا میشود؟ جز حجابش و ممنوعیتهایش برای زنان.

 

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱۳
تگ های این مطلب :روزمره ها و تگ های این مطلب :سیاست


اصلاح طلب ها

از نشانه های بی عملی ما ایرانیان همین بس، که آن خیل عظیم کادرهای سیاسی و اجتماعی و رسانه ای دوران  اصلاح طلبی (مشارکتیها، کارگزارانی ها، ....)، تقریبا هیچ تاثیری بر روند حوادث رخ داده و در حال انجام جامعه مان ندارند. دوران اصلاح طلبی فقط یک اصلاح طلب در عرصه سیاسی داشت که آنهم شخص آقای خاتمی بود و بقیه فقط خدم و حشم اش بودند و ملتزمین رکاب، همین، که خود نیز، به دلایل بسیار، اینک فراموش شده است و بی اثر. باعث تاسف است که تاثیر جوانانی که با شور وارد صحنه گردیده بودند و رنج بسیار کشیدند و خون دل فراوان، و حتی گاه از سرزمینشان رانده شدند و اینک وبلاگ مینویسند، بسیار بیشتر از آن ارتش پیش گفته است. به این میگویند سرمایه گذاری غیر بازده (حامدخان  میشه لطف کنی یک معادل درستتر برای این ترکیب اضافی اقتصادی نامانوس پیدا کنی؟)

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٦:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢
تگ های این مطلب :ضعفها و تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :قهرمانان


تبلیغات

جای یک تبلیغاتچی در میان سیاستمداران خالی است یا اقلاکاشکی یک سری مشاور تبلیغاتچی میداشتند. در اربیل چند ایرانی را امریکایی ها میگیرند اما موضع انفعالی مال این وری هاست. حالا هم که اینها چندتا از اونها را میگیرن بازهم موضع انفعالی مال اینهاست. همه کارها از جنس چی میخواستیم و چی شد هست. بازی که انگلیسیها شروع میکنند را ادامه میدهند. بازی را این جور مواقع شما باید شروع کنید. ادعا اصلی این است که فاصله محل دستگیری ملوانان انگلیسی مثلا سه کیلومتر در داخل مرز عراق بوده است و حسابی رویش مانور میدهند و بعد هرچی از دهنشان در میآید میگویند. خوب بابا بگید داشتند در میرفتند گرفتیمشان. بعدش این همه زن دلیل بازی در نیاورید وقتی اونوریها هم در نمیاورند. سرجوخه زن شان با مرد سرجوخه شان فرقی ندارد ای زن ذلیلها ای دهمامی ها.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۱۱
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :روزمره ها


بخت و اقبال ما

بخت و اقبال بلند ما را ببین که مشابه اسممان باید در لیست ۱۵ نفره قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت باشد. نفر پنجم.

زمنجنیق فلک سنگ فتنه می بارد            من ابلهانه گریزم در آبگینه حصار

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٤:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۱٠
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :قهرمانان


ارنستو چه گوارا

در گفتگویی با عده ای، سوال شد که ارزیابی مان از نسلی که انقلاب کرده است و شاه را بیرون رانده است چیست؟ اینها جوابهای من بود (که در آن علقه های معرفتی شناسی بسیار برجسته است):

 

کاری بزرگ انجام دادند و آن هم بیرون انداختن شاه بود.

 

  1. اما چندان بزرگ نبودند. بسیاری شان که جان در سر آرمانهایشان گذارند با خواندن یک جزوه و کتاب مبارز شدند. جان دادنشان بی شک بزرگ بود، اما موتور محرکشان بسیار کوچک بود. تلخترین، تلخترین، تلخترین رخداد پیش از انقلاب، فداشدن بهترین فرزندان این مرز و بوم، بر سر آرمانهایی مبهم و اتوپیایی بود.

     

  2. بسیاری از مردان این نسل، مردان اپوزیسیون بودند نه مردان موقعیتهای ماندگار. برنامه های خراب کردن بسیار داشتند و برنامه های ساختن بسیار کم. البته رویاهای بسیار داشتند برای ساختن اما فقط رویا بود و رویا.

     

  3. نگاهی به تیپ های ایده آل شان کمی میتواند نشان دهنده وزن فکری شان باشد گلسرخی، چه گوارا، مائو و بسیاری که افتد و دانی.

     

  4. درکی بشدت التقاطی و ناسازگار از مذهب و نقش آن داشتند.

     

  5. چپ بودند و از سوسیالیسم و طبقه و مفاهیمی اینچنینی، سخن میگفتند در حالی که فقط جزوه ای خوانده بودند و حتی کتاب هم نه. نه تنها مارکس نخوانده بودند که حتی هگل و کانت. هنوز برایم، بدون فهم کانت، درک هگل غیر ممکن و بدون درک هگل فهم مارکس غیرممکن تر (میدانم غیرممکن صفت تضیلی نیست اما از حرص میگویم) است.

     

  6. به ظاهر دغدغه تئوری و عمل داشتند ولی بیشتر منظورشان این بود که اول جزوه را بخوانم بعد اسلحه به دست بگیرم یا اول اسلحه به دست بگیرم بعد جزوه بخوانم.

     

  7. ایجاد گروههای مطالعاتی، حتی برای شناخت وضع موجود و انتخاب گزینه های مناسب، بسیار مشکلتر از ایجاد گروههای مسلح بود. فکر میکنم کار یدی برایشان آسانتر از کار فکری بود.
  8. هرکدامشان دیکتاتورهایی کوچک بودند که ممکن بود بزرگ شوند.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٦
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :ما


انقلاب

آنچه که از خاطرات انقلاب به یاد دارم، وقتی ۱۱-۱۲ ساله بودم، با این چیزهایی که در رسانه ها نشان داده میشوند، بیش از حد متفاوت است. تصویری که از ۱۲ بهمن هست، با طالقانی و سنجابی و آدمهایی از جنس آنان در فرودگاه عجین است. هیچ صدایی از رهبر انقلاب شنیده نمیشود. هیچ گاه سخنرانی کامل بهشت زهرا پخش نمیشود. یزدی و قطب زاده و صادق طباطبایی بازیگران رسانه های آن زمان بودند که دیگر هرگز از آنان نام برده نمیشود، و سفر عرفات به ایران. کاملا مشخص است که نباید بخشهایی از تاریخ بیان شود مبادا روایت رسمی خدشه دار گردد. اما هنوز هم صداقت اول چیزی است که باید قربانی گردد.

راه حل مشکلات عرصه اجتماعی، هراز چندگاهی منحرف میشود، به همین خاطر، راه حلها هم منتج به نتیجه نمیشوند. روزگاری خواست عدالتخانه، راه حلی حقوقی می یابد حال آنکه مسئله حقوقی نبود. روزگاری دیگر، راه حل معضل بحران هویت اجتماعی و مدیریت اقتصاد کلان یک دولت، با درآمدهای نفتی که ناگهان چندین برابر میشود، بدل به سرنگونی شاه میشود. مسئله مدیریت بود اما راه حلی سیاسی یافت. روزگاری دیگر خواست برای دموکراسی، بدل به ستیز جناح ها میگردد، اما راه حل، پیروزی جناحی بر جناحی دیگر نیست. امروز نیاز جامعه مان کدام است؟ حدس میزنم موضوع اصلی، خواست ایرانیان برای یافتن موقعیت خویش در این جهان پیچیده باشد. مهاجرت حجم عظیمی از مردمان این سرزمین، شاید نشانه مناسبی برای این جستجو باشد. اما هنوز شاید مسئله ما دموکراسی نباشد.

خیلیها در دوران جوانی و آرمانخواهی شان، حرص خوردند که این ملت ایران حاضر به پرداخت هیچ هزینه ای برای رسیدن به آرمانها و ارزشهای اصیل نیستند. برایم همیشه این سوال وجود دارد، که مگر، بقیه ملتها برای رسیدن به جایی که اکنون هستند، چیزی پرداخت کردند. البته جوابهایی از این دست وجود دارد که عده ای از جوانان و نیکانشان را در این راه قربانی کردند که خوب البته ما هم داریم همین کار را میکنیم.

باعث کمال تاسف است که هنوز هم رضا خان تنها حلال مشکلات ماست. این مدل بدی نیست که ببینیم چه کسی، راه برون رفت ما، از بن بستها را، در هر مرحله نشان میدهد. این ما ممکن است من و شما نباشیم و دیگران باشند. بنابراین زیاد جز نزنیم، که ملت ممکن است در انتخابهای پیش رو، به قهر یا به شانس، رهبرانشان با معیارهامان همسان نباشد. رای ...... احمدی نژاد.... سوم تیر ....

همیشه تصور میکنم تظاهرات میلیونی انقلاب.....پیک نیک......تعداد بسیار کمی از روحانیون....روسری زنان .... دکتر علی شریعتی......(بابا بی خیالش بشید)

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱۳
تگ های این مطلب :سیاست و تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :جامعه و تگ های این مطلب :تاریخ