آسمان شب

از بهترین چیزها که در زندگی شهری ما از دست رفته است بی شک آسمان است. آسمان آنهم از نوع شبانه اش محرک و منبع الهام آدمیزاد بوده است و جالب است که در این میان آسمان شب لبریز از اسامی است حال انکه آسمان روز تقریبا جز خورشید نام دیگری ندارد. در این غیبت بزرگ آسمان در زندگیمان همین بس که اسامی شبانه بسیاری دارد از نام فرزندان این سرزمین رخت بر میبندد. بهرام، کیوان، جمشید، مهتاب، ناهید، زهره، مهشید، ستاره، اختر، و اسامی بسیار با پسوند و پیشوند و میانوند ماه و مه.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۳٠
تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :شهر و تگ های این مطلب :طبیعت و تگ های این مطلب :حسرت


خیانت به خویشتن

اگر جامعه هیچ نوع مهندسی کلان اجتماعی را بر نمی تابد، چرا بشر از مهندسی کلان در طبیعت دست بر نمیدارد؟

درک ساده ما از طبیعیت و و تبدیل آن به ماشینی با یک ورودی و خروجی،سبب شده است که دهها سال است، آنرا انگولک و بخیال خود مدیریت کنیم و برایش برنامه های کلان بریزیم، و بعد ببینیم گند کارهای مان از جای دیگر بیرون زده است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٩
تگ های این مطلب :قدم زدن و تگ های این مطلب :طبیعت


انتظار

درخت سالخورده به انتظار بهار بود که جوانه بزند، اما سیلاب بهاری ریشه کن اش کرد.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢٠
تگ های این مطلب :طبیعت و تگ های این مطلب :واگویه


آرزوها

یکی از آرزوهای دست نیافتنی ام گذر از کویر و گشتن با شتر و پیاده روستاهای اطراف آن است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۳:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٤
تگ های این مطلب :واگویه و تگ های این مطلب :طبیعت


چهارفصل

اگر میخواهید تابستان گرم، بهار دلپذیر و جان فزا، پائیز سرد بارانی و زمستانی برفی را در عرض ۴ ساعت ببینید، این روزا از سمنان به چشمه روزیه بروید.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢٧
تگ های این مطلب :روزمره ها و تگ های این مطلب :طبیعت


آسمان پر ستاره

فقط وقتی از اینجا میروم بیرون میتوانم ستارگان آسمان را تماشا کنم.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٩/٤
تگ های این مطلب :شهر و تگ های این مطلب :طبیعت


تونل

سه شنبه ساعت ۱۴:۴۰ داخل تونل خط آبرسانی به سمنان از چشمه روزیه. تونلی که در دل کوهی حفر شده است تا مسیر را کوتاه کنند. و یکی از عجیبترین تجربیاتت از زندگی. تونلی بطول حدود ۲۰۰۰ متر. که با لامپهای ۱۰۰ واتی در فواصل ۱۰ تا ۲۰ متری روشن میکندش و هر چه جلوتر میروی تاریکی غلیظتر. برای اولین میبینی که چگونه طبیعت میتواند تا بدین حد محصور و مسحور و مبهوتت کند و دلهره ای که اگر تکانی بخورد میتواند ترا ببلعد و تو هیچ کار از دستت برنیاید.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٢/٢٢
تگ های این مطلب :طبیعت


مژده بهار

نمیدانم چه اتفاقی میافتد که یکمرتبه با بهار مواجه میشوی. همیشه سرزده و درست وقتی که انتظارش را نداری از راه می آید. بوها، صداها، رنگها و ... نو میشوند. بهار یعنی روبوسی و عیدی گرفتن از دست پدر و مادر و کاشتن نشای کاهو و تخم مرغ رنگی و آسمانی که از فرط صافی نمیتوانی نگاهش کنی. بهار برایم همیشه یادآور آقاجان است. با لباسی سفید و نو و بوسیدن دستش. به خانواده خوب و بزرگم به دوستان گرامیم مژده بهار مبارک باشد.
امسال دخترکم نیز به جمع کنار سفره عیدم اضافه میشود و خوش آمده است.

  
نویسنده : محسن ; ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٢٧
تگ های این مطلب :طبیعت