مژده بهار

نمیدانم چه اتفاقی میافتد که یکمرتبه با بهار مواجه میشوی. همیشه سرزده و درست وقتی که انتظارش را نداری از راه می آید. بوها، صداها، رنگها و ... نو میشوند. بهار یعنی روبوسی و عیدی گرفتن از دست پدر و مادر و کاشتن نشای کاهو و تخم مرغ رنگی و آسمانی که از فرط صافی نمیتوانی نگاهش کنی. بهار برایم همیشه یادآور آقاجان است. با لباسی سفید و نو و بوسیدن دستش. به خانواده خوب و بزرگم به دوستان گرامیم مژده بهار مبارک باشد.
امسال دخترکم نیز به جمع کنار سفره عیدم اضافه میشود و خوش آمده است.

/ 1 نظر / 6 بازدید
نقش خيال

سلام دوست عزيز سرزده بوديد،ممنون. افتخار آشنايی نصيب من شد. وبلاگتان پربار و خواندنيست . باز هم سر می زنم اگر عمری بود. عيدتان پيشاپيش مبارک.