بازار

حتی سرراست ترین وقایع شخصی نیز، تصاویر روشن در جهان بیرون نیستند ،چه برسد به رخدادهای اجتماعی.

فهم رخدادهای اجتماعی، وابسته به تماشای آن از مناظر مختلف است. یعنی حقیقت از میان روایتهای مختلف درخواهد آمد.

پس راه معقول کشف حقایق، امکان بیان رخدادها از منظر ناظرین مختلف است.

اختلاف در منظر، فقط اختلاف ناظرین نیست، اختلاف در تبین و بیان رخدادها با عناصر و المان های گوناگون است.

یعنی مثلا نانواها میتوانند وقایع را با عناصر دم و دستی شان مانند تنور و خمیر و ورآمدن تبیین کنند و گوشه ای از حقیقت را روشن نمایند.

ضعف عمیق جامعه ایرانی در تبیین رخدادها این است که این تنوع مناظر بسیار اندک است.

حتی همان مناظر اندک نیز عمیق و کارآمد نیستند.

بزرگان اندیشه در این سرزمین کسانی هستند که المانهای تحلیل را ارائه میدهند حتی اگر در وهله اول تبیینهایشان را شکسته خورده بدانیم. شاید چون فکر میکنیم فقط یک روایت واحد وجود دارد و هر روایتی که قادر به تامین این قاعده نباشد باید از رده خارج شود. البته این تحلیلها باید اورجینال و اصل باشند

اولین تبیین های جدید از جنس عناصری بودند که مارکسیستها ارائه نموده بودند عناصر اقتصادی مقلوب شده ایدئولوژیک. که البته اصل نبودند

مرحوم بارزگان از منظر یک مهندس، المانهایی از ترمودینامیک را استفاده میکند. که البته اصلند ولی برد زیادی ندارند

در ابتدای انقلاب سروش عناصر فلسفه علم را وارد فضای گفتمان ایرانی مینماید. موثر است و برد زیاد دارد اما درکی ماشینی از علم دارد و قادر به هضم نسبیتهای معرفتی ندارد.

این دو دهه اما شاهد شکل گیری جریانی هستیم که ممکن است سلسله جنبان نداشته باشد اما نمایند آن را بی شک میتوان دکتر مسعود نیلی شمرد.

جریانی که در صدد تبیین رخدادهای جامعه ایرانی بر اساس عناصر اقتصاد سیاسی است.

این جریان، مواضع و ادعاهای بزرگی دارد که مثلا مدعی است مشکل دموکراسی در ایران ریشه در ثروتمند بودن دولت با نفت دارد.

یا براساس قاعده "سیاست بازی با جمع صفر است" بسیاری از ادعاهای عدالت نمای جریانات سیاسی این چند دهه، را به چالش میخواند که یا چیزی از اقتصاد نمیدانند یا صادق نیستند. یعنی ساختار اقتصادی وجود ندارد که تامین کنند خواسته همه طبقات باشد.

کارهای محمدعلی کاتوزیان، مرحوم حسین عظیمی، دکتر طبیبیان و دکتر غنی نژاد نشانه هایی از این جریانند.

پی نوشت:

دوستان خوبم آقای قدوسی و آقای سرزعیم نشانه های خوبی از این سنخ تحلیلها را در کارهایشان نشان میدهند.

گاه گاه بعضی رخدادها چنان به ما نزدیکند که آنها را نمی بینیم.

/ 1 نظر / 8 بازدید
عباس

1- سلام 2- همان طور که گفتی کشف حقیقت مستلزم نگاه از مناظر مختلف است و با این فرض که بیشمار منظر برای هر رخدادی می توان متصور بود کشف حقیقت به معنای مطلق آن امری ناشدنی است. 3- با پیشرفت علم تحلیل وقایع از هر منظری عمیق تر( نه لزوماً دقیق تر) و متنوع تر شده است.بنا بر این اینکه هر شخص با توجه به تخصصش از منظر خویش به کشف حقایق بپردازد نباید تقبیح شود.آنچه می تواند قابل تقبیح باشد مطلق انگاری و یا مطلق نمایی تحلیلی است که تنها از یک منظر ارائه می شود. 4- مدتهاست که دیگر نمی توان به راحتی برای هر جریانی نماد و یا به قول تو سلسله جنبان پیدا کرد. البته از منظری شاید خیلی هم بد نباشد اما اینکه متفکران ما در هر جریانی نمی توانند و یا نمی خواهند آنقدر شاخص باشند که به نام آن شناخته شوند باید ریشه یابی شود.