جهان ستیزی

میدانم خیلی ها با تلویزیون و با مناسبتها و با خیلی چیزها که روایتهای رسمی دارند شده اند جن و بسم ا...

اما در این میانه گاهی برخی چیزها مهمتر از آنند که در میانه دعوایی تلف شوند.

یکی از این چیزها سالگرد آزاد سازی خرمشهر است. کل داستان چیز عجیبی است. اما سویه جهت گیری جهانیان و رسانه ها در باره اش مهمتر از هر چیز دیگری است. اینکه سرزمینی توسط دولتی اشغال میشود شهرها ویران میشوند و حتی نامشان تغییر میکند یعنی اینکه رسما اشغال شده اند عده ای در خانه باید بجنگند و عده ای در سرزمین دیگر. اما در دنیا آب از آب تکان نمیخورد اما برای دستمالی در اینجا قیصیریه را به آتش میکشند.

میدانم خیلی از صفات منتهی به ستیز همه را می رماند. اما گاهی فکر میکنم در میان ما اگر جهان ستیزی پا بگیرد چندان عجیب نباشد. دهها سال است که هزاران تحقیر را به انحا گوناگونی نسبت به ما روا میدارند بی آنکه کاری کرده باشیم یا بتوانیم کاری بکنیم. همین است که یکی از مفاهیم انتظار میشود اینکه صبر کنیم و در روز واقعه بلایی سر بقیه دیگران بیاوریم که حسابمان را با دیگران تسویه کرده باشیم.

/ 10 نظر / 5 بازدید
همراه

سختی زمستان زندگی , بهار خود را در پیش دارد… قیام وحدت تحت راهبری یگانه نجات دهنده ملت ایران ” آقا پروفسور ابراهیم میرزایی”

مرکز آموزش هنرهای ماورائی

وبلاگ مرکز آموزش هنرهای ماورائی پیرامون تئوریهای هنرهای ماورائی با مطالبی جذاب و خواندنی افتتاح شده و از شما دوستان و علاقه مندان به شناخت و علاقه مند به هنرهای ماورائی دعوت به دیدن و خواندن وبلاگ مرکز آموزش هنرهای ماورائی می کند. با تشکر از حضور شما دوستداران هنرهای ماورائی

کسرا

موافق نیستم، همه مردم دنیا از سویس تا غنا می توانند این احساس را بکنند که در مقاطع مختلفی از تاریخ همه جهان علیه شان بوده اند. اولا باید فکر کنند نکند این موضوع دلیل حماقت بی حد و حصر خودشان بوده است (مانند آلمانی ها و عراقی ها و ژاپنی ها) که همه دنیا را علیه آنها بسیج کرده است؟ ثانیا اگر قرار باشد همه دنیا بنشینند روی ویرانی های گذشته و آتش کینه تیز کنند خود ایرانی ها اولین هایی خواهند بود که در این جهنم تاریخی خواهند سوخت. دیپلوماسی و سازش ممکن است به شکل پفیوز بودن گاهی به نظر برسد، ولی واقعا صلح هم چیز خیلی شیرینی است ، حتی اگر حقانیت ما و مظلومیتمان گاهی به اثبات نرسد و در صفحات تاریخ گم شود. پدیداری که شما از آن به نام "انتظار" صحبت می کنی (البته نمیگویم موافق این اندیشیدنی) بیشتر شبیه "انتقام" است و مرا بیشتر یاد بالکان و بوسنی می اندازد تا آمدن مسیحایی و رسیدن به ملکوت خداوند.

یه تبلیغاتچی معروف

سلام بلاگ جالبی داری که از طریق کسرا با آن آشنا شدم . یه سری به وبلاگ من بزن و نظرت را بگو

48

تو که این قدر خشن نبودی دوست من![لبخند][گل]

محسن

خيلي نگاه به وجود چنين خصلتي در كسي چون من نباشيد. بنگريد به قدرت اقناع و تهييج توده اي چنين نگاهي. نگاه كنيد به پا گرفتن هيتلر در زير موج تحقيرهاي ناشي از پرداخت غرامتهاي جنگ جهاني اول. آنتي سيميتزم. اينكه ديگران اول بدل به هيولا ميشوند و سپس دريده ميشوند. عناصر بسياري هست كه ميتواند مشامگر تحقير ما باشد. از همين اشغال تا تغيير نام خليج فارس و انگشت نگاري از ايرانيان و برخوردهاي زننده با همه كساني كه پاسپورتي ايراني دارند و شكست در همه بازيهاي حقوقي در همه حيطه ها.

کسرا

بله، این خطر همواره وجود دارد. ولی کسی جز خودملت خاک بر سر مورد نظر مقصر نیستند. یادم می آمید در یک انیمیشن کمدی معروف -Family Guy- قهرمان داستان پیتر گریفن، که چیزی مانند هومر سیمپسون است رفته بود روی بالکن سخنرانی ها ی هیتلر و کنار هیتلر فریاد می زد: مردم، من از همه شما متشکرم، بدون تک تک شما کارمندان و راننده ها و دکتر ها و مهندس ها هرگز هیچ کدام از کارهایی که می خواستم بکنم ممکن نبود. همه شما یک آبجو مهمان پیشوا هستید!

فرزاد

وبلاگ خوبی داری.. اگه با تبادل لینک موافقی خبرم کن.

امکانات

من متعق به نسلی هستم که نه انقلاب کرده ام، نه جنگیده ام و نه تظاهرات کرده ام.من فقط در این مملکت به ئنیا آمده ام و زندگی کرده ام اما هربار که از این مملکت خارج می شوم نگاه مسئول کنترل روادید در فرودگاه های کشورهای دیگر به من می گوید که تو هم انقلاب کرده ای هم جنگیده ای هم سفارت خانه اشغال کرده ای و هم تروریستی بالقوه هستی.گناه نسل من چیه؟

محسن

چرا نمی پرسیم که هیچ یک از اینها هم دلیلی بر رفتار زننده شان نیست.