آشویتس-شواه

از نظر یاسپرس، مفهوم گناهکاری را باید از چهار جهت در نظر گرفت: جنایی، سیاسی، اخلاقی و متافیزیکی. از نظر جنایی فقط افرادی که عملا در اعمال جنایتکارانه دخالت داشته اند گناهکارند. از نظر سیاسی همه شهروندان دولت - دست کم دولتی که حکومت آن برگزیده آرای مردم است- مثل حکومت هیتلر در اعمال، و بنابراین جنایات انجام شده توسط آن دولت، مسئولیت مشترک دارند. از نقطه نظر اخلاقی هر شاهد این ماجرای غم انگیز باید از خود بپرسد آیا براستی هر آنچه در وضعیت دردناکی که وی در آن قرار داشته لازم بوده است انجام داده است یا نه. و بالاخره از دیدگاه متافیزیکی، از نظر همبستگی جهانشمول، باید گفت هر کدام از ما در آن چه بر سر دیگران آنده است مقصریم، حتی اگر به ظاهر از دست ما کاری برنمی آمده، زیرا به بیان دقیق کلمه، هیچکس از ما نمیتواند خود را نسبت به این امر که آدمیانی مورد بدرفتاری قرار گیرند، حتی اگر آنچه در این زمینه پیش می آید در آن سر دنیا بگذرد، بی اعتنا نشان بدهد.


ص ۳۱۹ تاریخ فلسفه در قرن بیستم - نویسنده: کریستیان دولا کامپانی مترجم: باقر پرهام

/ 3 نظر / 7 بازدید
عباس

شاید احساس همین گناهان اخلاقی و متافیزیکی باشد که دائم ذهن ما را درگیر حل معضلاتی میکند که شاید از حیطه توان ما خارج است.

hossein kaji

فکر نمی کنی تمايز قايل شدن ميان خطا و گناه در اينجا نيز دريچه ای ديگر و به تبع تقسيم بنديهايی ديگر را به وجود می آورد؟ آيا اين تمايز را قبول داری؟

محسن

مطمئنم هممينجوريه كه ميگي. مشكل بشدت وابسته توانترجمه متن است. ترجمه ها تاسف انگيزه. بنابراين به ياسپرس نميشود نسبت داد. و بايد متن اصلي را يكبار ديگر خواهد.