سازمانها به مثابه شهروندان - ۲

۲- سازمانها

 

با رشد عظیم در عرصه تکنولوژی و تغییرات شگرف در مسیر تعالی و دگرگونی جوامع، بازیگران دیگری نیز وارد عرصه شده اند. یکی از این بازیگران جدید، شرکتها و بنگاههای اقتصادی بودند. این شرکتها، بیش از آنکه شبیه به نهادها باشند در قالب شهروندان جدید وارد این بازی گردیده اند. این بازیگران جدید، با شمایلهای نهاد-نمای خویش تا مدتها توانستند، با استفاده از خلا های قانونی موجود، حداکثر حقوق را کسب و از بسیاری از مسئولیتهای خویش شانه خالی نمایند. با وضع قوانینی مانند قانون ضد تراست، بخشی از ترکتازی این شهروندان تازه عصر جدید، مهار گردیده است.

 

امروزه بازخوانی حقوق و تکالیف و جایگاههای شرکتها، با توجه به نقش آفرینی های گاه تکان دهنده آنها در عرصه مختلف، و تاثیر و نقش آنها در شکل دهی حتی ساحتهای سیاسی و دولتها، یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.

 

از سویی دیگر، با توجه به خواست تقریبا همسان در جوامع مختلف، برای کاهش قدرت و دخالت دولتها، عملا برخی از عرصه ها، که فقط دولتها قادر به نقش آفرینی در آن عرصه بوده اند، خالی از هر بازیگری گردیده است، که این خود میتواند سبب بروز مشکلات و مسائل عدیده ای گردد. لذا حضور بازیگران دیگر در این عرصه ها، اجتناب ناپذیر می نماید. این جایگزینی به علل گوناگونی، مانند بضاعتهای فنی، اقتصادی نمیتواند توسط شهروندان عادی انجام پذیرد. لذا برای یک جامعه متعادل و توسعه یافته، مدل اصلی باید بر این اساس استوار گردد که دولتها، بسیاری از عرصه های عمل اجتماعی را ترک نموده و سازمانها و شرکتها، وظایفی مانند سرمایه گذاری، طراحی، اجرا و بهره برداری در آن حیطه ها را به عهده بگیرند. عرصه هایی مانند آموزش، بهداشت، فراهم نمودن زیرساختهای تکنولوژیک، مبارزه با مفاسد و .... میتوانند در آینده شاهد حضور سازمانها به عنوان بازیگران اصلی باشند.

 

/ 2 نظر / 4 بازدید
رامتين

البته عملا يک تناقض عجيب در اين سيستم سازمان (خصوصی) و دولت پيش اومده و اون هم اينه که مديا (که تقريبا تاثيرگذارترين نهاد غيردولتی هستش) عملا به صورت هادی و شکل‌دهنده مردمی دراومده که خود بايد دولت رو انتخاب و يازرسی کنن. اين سازمان خصوصی (مديا) توسط سازمان‌های خصوصی ديگه پشتيبانی مالی می‌شه که خط‌مشی مديا رو تعيين می‌کنن و لاجرم مردم هم توسط مديا در امتداد جهت‌گيری سازمان‌ّهای خصوصی قرار می‌گيرن و دولت رو مطابق ميل اون سازمان‌ها انتخاب می‌کنن (عملا اگه به اخبار قبل از انتخابات دقت کنیم خبرهای کوچیکی هستن که نامزدهای آینده ریاست دولت به دست‌بوس و عرض ارادت روسای مدیا می‌رن). بحثی که الان من زمزمه‌هاش رو می‌شنوم، لزوم پيوستن سازمان خصوصی مدیا به موسسات تحت انتخابات مردم (دولت) هستش که در خودش تناقض داره. چون مديا بايد جدا از دولت، نظارت دولت رو به‌عهده داشته باشه.

محسن

البته اين خود يک گام به جلو است برای کنترل دولت. هرچند موضوع بحثم بيشتر وارد کردن سازمانها به عنوان شهروندان جهان جديد است در بررسی های اجتماعی. اينکه حقوقشان را تعریف کرد. به رسميت شان شناخت. به وظايفشان عمل کنند و پاسخگو باشند و برايشان نقشهايی جديد تعريف کرد. تصور ميکنم با توجه به پيشرفت تکنولوژيک مدياهای بزرگ ديگر چندان کارآمد در توتاليتاريسم نباشند. جامی در سيبستان روايت قشنگی از رسانه ها در عصر جديد دارد که کمی ميتواند مربوط به اين گفتگو باشد.