مهاجرت

روزگاری مردی می خواست درخت پیرش را در جایی دیگر بکارد...

آخر داستانم نمیدانم چی شد؟ درخت خشک شد یا باز هم ریشه دوانید در سرزمین جدید.

شما میدانید آخر داستان چه میشود؟ اصلا داستان آخر دارد.

/ 1 نظر / 5 بازدید
شازده کوچولو

خشک شد. درختی هستم من که شهرم خاک من است و در آن ریشه دارم. برای همین است که سفر مرا پژمرده می‌کند. این ریشه‌ها... باد که می‌خورند، تكان كه مي‌خورند...